دلیل
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸، تغییرات عمدهای در وضعیت سیاسی و اجتماعی عراق رخ داد که به نفع همه خلقهای عراق بود. یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب برای کردها، تصویب ماده ۳ قانون اساسی بود که تصریح میکرد: (کردها و اعراب در عراق با هم زندگی میکنند و حقوق ملی آنها توسط قانون اساسی در چارچوب عراق واحد به رسمیت شناخته شده است). در زمینه آزادی فعالیت سیاسی و سازمانی، پس از بازگشت رهبر حزب دموکرات کردستان، پس از ۱۲ سال تبعید، حزب دموکرات کردستان (KDP) رسماً به عنوان تنها حزب کرد در عراق اجازه فعالیت دریافت کرد.
اتحاد کردها و اعراب در عراق تنها مدت کوتاهی دوام آورد و ماده ۳ قانون اساسی هرگز اجرا نشد، زیرا اوضاع سیاسی به طور فزایندهای پیچیده و ...
دولت همچنین از وعدههایی که به کردها داده بود، عدول کرد، شروع به برکناری افسران و کارمندان کرد از ارتش و کارمندان کرد از ادارات خود، به ویژه در استانهای کردنشین، کرد. آموزش کردی در مناطق کردنشین به حالت تعلیق درآمد، کتابهای سیاسی و ادبی در کردستان ممنوع شد و مقامات برای آرام کردن دل مستبدان، دل کشاورزان را ربودند.
حزب دموکرات کردستان (KDP) با سیاستهای دولت، بهویژه پس از اعلام قانون اساسی موقت عراق و معرفی ماده ۲ قانون اساسی که بیان میکرد «عراق بخشی از امت عرب است»، مخالفت کرد. در ۱۹ اکتبر ۱۹۶۰، روزنامه «خِبات» مقالهای در مورد این موضوع و وضعیت کلی منتشر کرد. در این مقاله، علاوه بر ارائه مواد ۲ و ۳ قانون اساسی، خواستار پایان احکام عرفی و دوره انتقالی، انتخابات آزاد و دموکراتیک، آزادی زندانیان سیاسی و توقف اخراج اعضای احزاب سیاسی، اتحادیهها و سازمانهای کشاورزی شد. در پاسخ، دولت روزنامه «خِبات» را تعطیل کرد و سردبیر آن را به دادگاه کشاند، بهویژه پس از انتشار شماره ۴۶۲ در ۲۸ مارس ۱۹۶۱ که مقالهای به مناسبت تعطیلات نوروز منتشر کرده بود و در آن از رئیسجمهور تمجید شده بود. مصطفی بارزانی و حملات خشونت آمیزی علیه مقامات دولتی انجام داد، سپس دولت شروع به دستگیری تعدادی از کادرها و اعضای کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان کرد و به این ترتیب وضعیت حزب به وضعیت قبل از انقلاب ۱۴ جولای بازگشت و کار و مبارزه زیرزمینی خود را از سر گرفت.
رئیس جمهور مصطفی بارزانی در ۵ نوامبر ۱۹۶۰، به دعوت دولت شوروی، برای شرکت در انقلاب اکتبر به مسکو سفر کرد. در دیدارهایی با مقامات عالی رتبه شوروی، از آنها خواست تا به عادی سازی روابط بین حزب دموکرات کردستان (KDP) و دولت عراق کمک کنند. در این دیدارها، بسیاری از مشکلات بین حزب دموکرات کردستان و حزب کمونیست عراق حل شد.
رئیس جمهور در ۱۳ ژانویه ۱۹۶۱ مصطفی بارزانی به بغداد بازگشت و در ماه فوریه با عبدالکریم قاسم ملاقات کرد، که طی آن رئیس جمهور مصطفی بارزانی سعی کرد تردیدهای آنها را برطرف کند و تمام اسناد خوشبینی کردها نسبت به دولت را به عبدالکریم قاسم ارائه داد، اما فایدهای نداشت. رئیس جمهور بارزانی در اوایل مارس ۱۹۶۱ فوراً بغداد را ترک کرد و به بارزان بازگشت. در نتیجه، اوضاع بین حزب دموکرات کردستان (KDP) و دولت عراق روز به روز بدتر شد. دولت شروع به مسلح کردن قبایلی کرد که چاشاتی (چتاتی) را پیشه خود کرده بودند. رئیس جمهور بارزانی همچنین سعی کرد سلاح تهیه کند تا برای هرگونه حمله ناگهانی دولت آماده باشد.
در پایان ژوئن ۱۹۶۱، کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان برای بررسی اوضاع تشکیل جلسه داد و تصمیم گرفت یادداشتی برای عبدالکریم قاسم ارسال کند. این یادداشت در ۳۰ ژوئیه ۱۹۶۱ ارسال شد و خواستار پایان دادن به اختلافات بین حزب دموکرات کردستان و عبدالکریم قاسم، برقراری صلح در کردستان و جلوگیری از وخامت اوضاع شد. با این حال، عبدالکریم قاسم یادداشت کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان را نادیده گرفت و اوضاع بدتر شد. پیش از ارسال یادداشت، در ۱۲ ژوئیه ۱۹۶۱، جلال طالبانی از سوی کمیته مرکزی حزب نزد بارزانی فرستاده شد و تصمیمات نهایی کمیته مرکزی را به رئیس جمهور ارائه کرد. مصطفی بارزانی طالبانی آمادگی مدرسه سیاسی را برای مواجهه با هرگونه تحول ناگهانی نشان داد و رئیس جمهور مصطفی بارزانی او معتقد بود که فعلاً نباید کاری انجام داد و باید به آماده سازی ادامه داد و سپس جلال طالبانی با مشورت رئیس جمهور بارزانی به سلیمانیه بازگشت.
سیاست شوونیستی حکومت عبدالکریم قاسم نسبت به مردم کرد ادامه یافت و اوضاع به طور فزایندهای به سمت انفجار میرفت. به منظور جلوگیری از جنگ، به عنوان اعتراض به سیاست حکومت، در 6 سپتامبر 1961، حزب دموکرات کردستان (KDP) اعتصاب عمومی را در سراسر کردستان برگزار کرد. این اعتصاب تمام نقاط کردستان را به تعطیلی کشاند که این امر نیز وزن و قدرت حزب دموکرات کردستان را نشان میداد. هدف از این اعتصاب، جلوگیری از اعزام نیروهای دولتی به کردستان بود.
آغاز انقلاب
با وجود تمام تلاشهای حزب دموکرات کردستان برای نزدیک شدن به دولت و جلوگیری از جنگ، عبدالکریم قاسم تمام این تلاشها را نادیده گرفت و در ۱۱ سپتامبر ۱۹۶۱، نیروهای ارتش بمباران هوایی دربندی بازیان، گلیه خلکان و اطراف دهوک را آغاز کردند. در پاسخ، در ۱۹ سپتامبر ۱۹۶۱، مدرسه سیاسی حزب دموکرات کردستان تصمیم به مقابله با دولت گرفت و مردم کرد را مجبور کرد تا برای دفاع از خود به مبارزه مسلحانه متوسل شوند.
پس از چندین نبرد و درگیری، دولت موفق شد تا ۲۳ سپتامبر ۱۹۶۱، در ۶ اکتبر ۱۹۶۱، کنترل تمام مناطق کردستان، به جز برخی از مناطق بارزان، را به دست گیرد. عمر دیبا و علی عبدالله، اعضای مکتب سیاسی حزب دموکرات کردستان، به بارزانی رسیدند و با رئیس جمهور دیدار کردند مصطفی بارزانی در این جلسه تصمیم گرفته شد که سازماندهی مجدد انجام شود و هماهنگی بین نیروهای بارزان، نیروهای مسلح حزب دموکرات کردستان و جنگجویان قبایلی که هنوز میدان نبرد را ترک نکرده بودند، برقرار شود.
پس از سازماندهی مجدد و پیروزیهای متعدد بر ارتش عراق، در فوریه ۱۹۶۲، جلسه بزرگی توسط اعضای کمیته مرکزی حزب در روستای عودلان در استان سلیمانیه برگزار شد. در این جلسه، اعضای کمیته مرکزی یادداشتی را برای عبدالکریم قاسم فرستادند و اظهار داشتند که جنگی که آنها در پیش گرفتهاند، جنگ دفاع از خود و نه جنگ تهاجمی است. در این یادداشت، آنها همچنین نام پیشمرگه را برای جنگجویان خود انتخاب کردند و شعار «دموکراسی برای عراق و خودمختاری برای کردستان» را مطرح کردند. برخی از شرکتکنندگان در این جلسه شامل ابراهیم احمد، علی عسکریاحمد عبدالله، عمر دیبا، علی عبدالله، ملا عبدالله اسماعیل، شمس الدین مفتی، عبدالرحمن ذبیحی، نوری احمد طه این جلسه توسط نیرویی متشکل از ۱۵ افسر پلیس اربیل که اخیراً پیشمرگه شده بودند، محافظت میشد. جلسه به اتفاق آرا تصمیم به ادامه دفاع گرفت.
موفقیتهای ارتش عراق موقتی بود و نیروهای پیشمرگه توانستند در مدت کوتاهی خود را سازماندهی مجدد کرده و ارتش آزادیبخش کردستان را تشکیل دهند که تقریباً 20000 پیشمرگه داشت. این نیرو توانست تا اواسط سال 1962 بیشتر مناطق کردستان، به جز مراکز شهرهای بزرگ، را آزاد کند. در اوایل سال 1963، دولت مجبور به اعلام آتشبس شد که چندین بار تا سرنگونی دولت عبدالکریم قاسم در 8 فوریه 1963 تمدید شد. در این دوره، حزب دموکرات کردستان (KDP) تلاش کرد تا راهحل مسالمتآمیزی برای مشکلات خود با دولت پیدا کند و این تلاشها مورد استقبال عموم مردم عراق قرار گرفت.
کودتای بعثیها
انقلاب سپتامبر راه را برای کودتای ۸ فوریه ۱۹۶۳ علیه دولت عبدالکریم قاسم هموار کرد، کودتایی که نتیجه توافق بین حزب بعث و ... بود. و افسران ملی، که در جریان مقدمات کودتا با حزب دموکرات کردستان (KDP) تماس گرفتند و بر سر اجرای تمام خواستههای سیاسی و ملی انقلاب کردستان توافق کردند، و از طریق صالح یوسفیوعده خودمختاری برای مردم کرد از سوی رئیس جمهور مصطفی بارزانی پس از موفقیت کودتا داده شد و در ازای آن رهبری انقلاب قول داد جنگ علیه دولت را متوقف کند.
پس از موفقیت کودتای ۸ فوریه، حزب بعث نامهای به ابراهیم احمدی، دبیر حزب دموکرات کردستان، فرستاد و از او خواست تا چند نفر از افراد کرد را برای شرکت در دولت جدید معرفی کند. مدرسه سیاسی، پس از تأیید رئیس جمهور، مصطفی بارزانی حزب بعث اینگونه پاسخ داد: (دموکراسی برای عراق و خودمختاری برای کردستان سیاست حزب ماست)، و نامهای پیشنهادی ما عبارتند از: بابا علی شیخ محمود، فواد عارف، بکر عبدالکریم، عمر مصطفی، جلال طالبانی و علی عسکری.
در ۱۸ فوریه ۱۹۶۳، هیئتی از حزب دموکرات کردستان (KDP) به رهبری جلال طالبانی و صالح یوسفی برای مذاکره با دولت جدید به بغداد اعزام شد. روز بعد، این هیئت با مقامات دولتی ملاقات کرد و بعثیها سعی کردند از وعدههایی که قبل از کودتا به کردها داده بودند، پنهان شوند. همچنین در این جلسه تصمیم گرفته شد که جلال طالبانی، بدون بازگشت به رئیس حزب دموکرات کردستان و مدرسه سیاسی، به همراه هیئتی دولتی برای بحث در مورد مسئله کردها به مصر و الجزایر سفر کند. در طول این سفر، جلال طالبانی با جمال عبدالناصر، رئیس جمهور مصر و احمد بن بلا، رئیس جمهور الجزایر، دیدار کرد و هر دو کشور از یک راه حل مسالمتآمیز برای مسئله کردها حمایت کردند.
شورای رهبری انقلاب
در تاریخ ۲۸ و ۲۹ سپتامبر ۱۹۶۴، در شهر قلادیزی، در حضور رئیس جمهور مصطفی بارزانی و تعدادی از کادرهای برجسته حزب دموکرات کردستان، فرماندهان نظامی و شخصیتهای اجتماعی مرتبط با قبایل و خانوادهها، جلسهای را برای ساماندهی امور انقلاب، نگارش قانون اساسی و نحوه مذاکره با بغداد برگزار کردند. رئیس جمهور مصطفی بارزانی او در ابتدای کنگره سخنرانی کرد و در آن درباره مذاکرات و سازماندهی صفوف انقلاب صحبت کرد و خواستار انتخاب شورای رهبری انقلاب در کردستان عراق شد تا از طریق انتخابات آزاد، کار را رهبری کند.
در پایان سپتامبر ۱۹۶۴، رئیس جمهور مصطفی بارزانی و مدرسه سیاسی، بر اساس تصمیمات کنگره ششم و جلسه قلادیزه، در 7 اکتبر 1964، با تأسیس شورای رهبری انقلاب برای مدیریت مناطق آزاد شده موافقت کردند. در ابتدا، روستای بوسکین به عنوان محل برگزاری جلسه تعیین شد، اما بعداً جلسه به روستای گیردسپی در منطقه پیشدر منتقل شد و به مدت 10 روز ادامه داشت. در این جلسه 63 نفر از جمله 17 نفر از اعضای رهبری حزب دموکرات کردستان (KDP)، 17 فرمانده نیرو، 29 نفر از مدیران مذهبی اسلامی، مسیحی و ایزدی، شخصیتهای اجتماعی، رهبران قبایل و چهرههای خانوادگی شرکت داشتند.
رهبران قبایل پیش از این در مورد انتخاب خود بین خود به توافق رسیده بودند و به تعداد زیاد به شورا آمدند، همچنین اعضای رهبری حزب و فرماندهان نیروهایی که به شورا منصوب شده بودند. در ۹ اکتبر ۱۹۶۴، اساسنامه شورای رهبری انقلاب در کردستان عراق در روستای بوسکین امضا شد و در ۱۰ اکتبر ۱۹۶۴، تصمیمات و پیشنهادات کمیته قضایی استان کردستان در ۱۳ بند امضا شد، سپس قوانین و مقررات اداری در ۱۲ بند تهیه شد و قوانین و مقررات مالی در سه بخش تنظیم گردید: بخش مالی انقلاب، مالیات و گمرک.
با تصمیم شورا، یک هیئت اجرایی یازده نفره تشکیل شد که مصطفی کاراداشی به عنوان دبیر آن منصوب شد و بعداً محمود عثمان جایگزین او شد. در سطح اقلیتهای قومی، ترکمنها به دلیل شرایط خاص خود در شورا حضور نداشتند، اگرچه رئیس جمهور... مصطفی بارزانی تلاشهای زیادی نیز در این زمینه انجام شد، از جمله برای اطمینان از اینکه کسی نماینده شورا در اروپا باشد. عصمت شریف وانلی، عضو شورا، برای این کار منصوب شد، زیرا او شخصاً در کنگره دوم خلق و جلسات تأسیس شورا شرکت کرد. این شورا پنج کمیته تشکیل داد که عبارت بودند از:
۱. کمیته قانون اساسی
۲. کمیته قضایی
۳. کمیته نظامی
۴. کمیته اجرایی
۵. کمیته مالی.
در نهایت، اعضای این کمیتهها در سه سطح تحت نظارت رئیس جمهور هستند. مصطفی بارزانی به عنوان اعضای کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان، فرماندهان انتخاب شدند انقلاب سپتامبر، رهبران قبایل و شخصیتهای مذهبی و ملی. اعضای کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان (KDP) عبارت بودند از: مصطفی بارزانی، حبیب محمد کریم، دکتر محمود عثمان، صالح یوسفی، عزیز اکری، دکتر فواد جلال، عبدالکریم مراد، علی قاسم شینگالی، نعمان عیسی، اسماعیل عارف، هاشم آکری، شیخ اسماعیل ملا عزیز، شیخ محمد هرسین، مصطفی قراداکسی، محمد امین محمدعلی، عمر شریف و رمضان اکری. فرماندهان انقلاب سپتامبر سرهنگ عبدالرحمن قاضی، سرهنگ نوری ملا مروف، سرهنگ رکن عبدالکافی نبوی، سرهنگ شیخ صالح شیخ محمد، سروان نفیظ جلال حویزی، سروان نوری ملا حکیم، سروان بکیر عبدالکریم حویزی، سروان یوسف جمیل میران، سروان شیخ رضا گلانی، عبدالله سی گلانی، ادارات پلیس. خوشاوی، عیسی سوار، هوسو میرخان دولامری، علی خلیل، عبدالله آخا پسدری و حاجی شیخ قدیر. سران قبایل، شخصیت های مذهبی و ملی عبارت بودند از: دکتر عصمت شریف وانلی، دکتر کمال فواد، شیخ لطیف حفید، کاکه زیاد خفوری، محسن دیزی، شیخ حسین بوسکین، پدربزرگ بابکر آخا، شیخ محمد بالیسانی، وهاب آخا عاقا جندیواری، وهاب آخا سومندیواریانی، وهاب آخا جندیواری. حاجی بدری سندی، احمد محمد امین دیزای، محمود بیگ گلایی، مصطفی بیگ کاف، شیخ قفقازی سید طه نهری، کویکسا اسماعیلی تلان، حاجی آخا هیرو، مجید هما رشید خان، محمود عباس آخا، عبدالرحمن آخا نورک، شیخ رئوفینی هنجیره، شیخ رئوفینی هنجیره. ماتران ماریو والا، اسقف پولیس بیداری، گورگیس مالک چکو و تحسین بیگ سعید بیگ.
تأسیس شورای رهبری انقلاب گامی مهم در کار سازمانی و اداری بود. این شورا مسئول انتصاب فرمانداران و مدیران بخش در بالاترین سطح، اختصاص و توزیع رتبهها و عناوین به رهبران مختلف ارتش انقلابی، تعیین دفتر سیاسی برای کار حزبی و انتخاب دبیر برای خود، تأسیس دفتر اجرایی بود که مسئول مدیریت و اجرای تصمیمات خاص در امور داخلی و نظارت بر نهادهای دولتی در مناطق آزاد شده بود. این شورا مستقیماً توسط رئیس جمهور ریاست میشد. مصطفی بارزانی بود.
ارتش انقلابی به شرح زیر سازماندهی شد:
• رئیس کل: رئیس جمهور مصطفی بارزانی
• رئیس: نوری ملا معروف
• ارتش اولین نفر در بادینان: اسد خوشاوی، نیروهایش از:
• قدرت زاکسو: عیسی سوارکار
• قدرت دهوک: علی خلیل
• نیروهای شیخان و عکا: هوسو میرخان دولاماری
• ارتش نفر دوم در اربیل: رشید سندی، نیروهای او متشکل از:
• صفین قدرت: طاهرعلی ولی
• قدرت قهوه در پیشدر: هوسو میرخان جاجوکی
• قدرت بتواتا: علی شعبان
• ارتش سوم در سلیمانیه و کرکوک: سرهنگ عزیز اکری، نیروهایش از:
• تیم کاری: عبدالوهاب عطروشی
قدرت. قراداخ: فاضل طالبانی
• قدرت نجات: طارق احمد.
از سرگیری جنگ در سال ۱۹۶۵
در پایان سال ۱۹۶۴، در زمان کابینه جدید طاهر یحیی، دولت عراق و شورای رهبری انقلاب تلاشهای خود را برای جلوگیری از جنگ افزایش دادند و به همین منظور، در ۱۷ دسامبر ۱۹۶۴، یک هیئت دولتی با رئیسجمهور دیدار کرد. مصطفی بارزانی و در 10 دسامبر 1965، شورای رهبری انقلاب هیئتی را به بغداد اعزام کرد و این تلاشها تا مارس 1965 ادامه یافت، تا اینکه مذاکرات متوقف شد و روابط دو طرف دوباره تیره شد و در فوریه 1965، جنگ از سر گرفته شد.
در این مرحله از جنگ، دولت، با وجود استفاده از بیشتر نیروهای نظامی خود، از تعداد زیاد چریکها بهرهمند شد،
حملات ارتش دولتی و چریکها از اواسط آوریل ۱۹۶۵ با حمله به کوه صفین در استان اربیل آغاز شد. مهمترین نبردهای این دوره عبارتند از: نبرد صفین در آوریل ۱۹۶۵، نبرد پیراماگرین در ۲۸ آوریل ۱۹۶۵، نبرد قرهداغ در ۴ ژوئن ۱۹۶۵، نبرد ازمار و چاوارتا در ۲۵ ژوئن ۱۹۶۵، نبرد زیناتیر در پاییز ۱۹۶۵، نبردهای جبهه ریواندزه در ۵ آگوست ۱۹۶۵، نبرد کوارش، ۶ سپتامبر ۱۹۶۵، نبرد تصرف پنجوین، ۲۳ دسامبر ۱۹۶۵. در نتیجه این نبردها، ارتش عراق توانست در چندین نقطه پیشروی کند و در بسیاری از نقاط توسط نیروهای پیشمرگه انقلاب به عقب رانده شد و مجبور به عقبنشینی شد.
در این مدت و پس از عفو رئیس جمهور مصطفی بارزانیدر ۶ ژوئیه ۱۹۶۵ گروه مدرسه سیاسی به رهبری ابراهیم احمد از ایران به کردستان جنوبی بازگشت و در حاجی عمران ساکن شد. پس از مدتی، در اوایل سال ۱۹۶۶، این گروه به دولت پیوست و با انقلاب مخالفت کرد.
طرح (توکلت علی الله)، مرحله جدید جنگ ۱۹۶۶
پس از مرگ عبدالسلام عارف در ۱۳ آوریل ۱۹۶۶ و استعفای کابینه طاهر یحیی، عبدالرحمن عارف به ریاست جمهوری عراق رسید و کابینه جدیدی توسط عبدالرحمن بزاز تشکیل شد. در همین حال، گروه مدرسه سیاسی از انقلاب جدا شده و به دولت پیوست. این عوامل باعث شد دولت احساس برتری کند، بنابراین سپهبد عبدالعزیز عقیلی، وزیر دفاع، طرح حمله به نیروهای پیشمرگه انقلاب را ریخت و نام آن را (توکلت علی الله) گذاشت. این طرح در ۳ مه ۱۹۶۶ توسط تیپ چهارم کوهستانی با پشتیبانی تیپ اول، در کوه هیندرن و تیپ سوم با پشتیبانی تیپ ۱۴، در ززک آغاز شد. در این حمله، دولت بیشتر نیروهای چریکی را به کار گرفت. این حمله ارتش دولتی در ۱۲ مه ۱۹۶۶ در دستان هیندرین رخ داد که منجر به شکست نیروهای دولتی و گروهکها و صدور بیانیه ۲۹ ژوئن ۱۹۶۶ و موافقت دولت با خواستههای رهبری انقلاب شد و بیانیه توسط عبدالرحمن بزاز قرائت شد.
مرحله جدید انقلاب و نقش باندها (۱۹۶۶-۱۹۷۰)
پس از آنکه در اجرای طرح «توکلت علی الله» شکست خوردند، حکومت با افتتاح پایگاهها و مسلح کردن گروهکها، به ویژه گروهک قدیمی مدرسه سیاسی، سعی در اجرای طرحهای ضد انقلابی خود داشت. گروهکها وظیفه خود را به بدترین شکل ممکن انجام دادند و خود شاهد و مجری طرحهای حکومت شدند.
در مقابل، دولت با اعزام هیئتهایی به مقر بارزانی و دعوت و استقبال از هیئتهای انقلاب در بغداد، سعی کرد به مردم و جهان خارج القا کند که روابطش با رهبری انقلاب در قویترین حالت خود قرار دارد. مهمترین سفرهای این دوره، سفر رئیس جمهور عبدالرحمن عارف به بارزانی برای دیدار با رئیس جمهور بود. مصطفی بارزانی در ۲۸ اکتبر ۱۹۶۶، و پس از آن بازدید ادریس بارزانی و مسعود بارزانی یکی پس از دیگری، در دوم دسامبر ۱۹۶۷ به بغداد رسیدند.
در طول آتشبس، رهبری انقلاب با هدف تقویت ارتش انقلابی، دورههای مختلف نظامی را برای پیشمرگهها افتتاح کرد و در ۱۷ آوریل ۱۹۶۷، کنگره نظامی کانی سیماق به ریاست رئیس جمهور برگزار شد. مصطفی بارزانی برگزار شد و در آن کنگره قانون اساسی برای انجام وظایف انقلاب تصویب شد. دولت به برخی از وعدههای داده شده در اعلامیه ۲۷ ژوئن، به ویژه پس از دیدار نخست وزیر طاهر یحیی با رئیس جمهور در اوت ۱۹۶۷، عمل کرد. مصطفی بارزانی و روستاهای دوبیز را که اعراب در آنها ساکن شده بودند به مالکان کردشان بازگرداند.
روابط بین رهبری انقلاب و دولت دوباره تیره شد، زمانی که یک هیئت دولتی در ۷ اکتبر ۱۹۶۷ با رهبری انقلاب دیدار کرد. این هیئت اعلام کرد که دولت از مذاکرات عقبنشینی کرده و قصدی برای مسلح کردن چریکها ندارد و نخست وزیر در نامهای به رئیس جمهور بارزانی اطلاع داد که در این زمینه هیچ اختیاری ندارد و رئیس جمهور تحت تأثیر افسران ارتش است. در نتیجه، رهبری انقلاب تصمیم گرفت وارد عمل شود و نیروهای پیشمرگه را به مقر چریکها در بکریاکو اعزام کند. در آن زمان، رئیس جمهور، عبدالکریم فرحان، وزیر کشاورزی را نزد رئیس جمهور فرستاد. مصطفی بارزانی و از او خواستند که حمله را متوقف کند و رئیس جمهور بارزانی با این درخواست موافقت کرد. در پاسخ به این درخواست، دولت تعداد زیادی از نیروهای خود را برای حمایت از گروهکها به سلیمانیه فرستاد و پس از آن وقایع در هولیر و مناطق دیگر، پدیده کشتار کادرها و اعضای حزب دموکرات کردستان (KDP) توسط گروهکها افزایش یافت. در پاسخ، رهبری انقلاب سعی کرد با اعزام نیروهای مسلح علیه گروهکها واکنش نشان دهد و این وضعیت باعث شد نخست وزیر طاهر یحیی نامهای به رئیس جمهور بنویسد. مصطفی بارزانی و از او خواست که از کتک زدن گنگسترها دست بردارد، در عوض، به او گفت که از کشتن گنگسترها دست بردارد و زندان بکرکو که توسط گنگسترها اداره میشد را تعطیل کند.
در آغاز سال ۱۹۶۸، اوضاع بین انقلاب و دولت دوباره رو به وخامت گذاشت. دولت از طریق باندها به انقلاب حمله کرد و به بهانه تثبیت اوضاع، نیروهایی را به شیخان فرستاد، در حالی که رئیس جمهور با ... پاسخ داد. مصطفی بارزانی او نامه ای به رئیس جمهور، نخست وزیر و رئیس ستاد ارتش فرستاد و از آنها خواست که به این وضعیت پایان دهند، اما انفعال دولت منجر به واکنش نیروهای انقلابی به حملات گروهک ها و ارتش شد.
در ۱۵ آوریل ۱۹۶۸، جنگ دوباره در دشت اربیل بین ارتش انقلابی، ارتش رژیم و چریک ها درگرفت و تا ۱۸ آوریل ۱۹۶۸ ادامه یافت که منجر به شکست ارتش عراق و عقب نشینی اجباری آن از دشت اربیل شد.
در ۱۷ ژوئیه ۱۹۶۸، دولت عبدالرحمن عارف در یک کودتا توسط بعثیها سرنگون شد و احمد حسن بکر توسط بعثیها به عنوان رئیس جمهور منصوب شد. بدین ترتیب، تا پایان سال ۱۹۶۸، هیچ جنگی بین ارتش انقلابی و ارتش رخ نداد. در پاسخ، حملات چریکها افزایش یافت. رژیم جدید عراق سیاست جدیدی اتخاذ کرد و سعی کرد به کمونیستها نزدیک شود و به چریکها اهمیت بیشتری داد، به ویژه مدرسه سیاسی و میدان برای تخلیه نیروهای انقلاب و با کمک سربازان، سعی کرد مناطق قره داغ را به کنترل خود درآورد. در پاسخ، رهبری انقلاب، نیروهای خبات، رزگاری و دشت اربیل را برای مقابله با چریکها به قره داغ فرستاد. این نیروها توانستند تا ۲۸ همان ماه منطقه را از چریکها پاکسازی کنند و در نتیجه، چریکها به سمت مقر دولت حرکت کردند. آنها به کرکوک عقبنشینی کردند.
در فوریه ۱۹۶۹، رهبری انقلاب تصمیم گرفت به میدان نفتی بابا گورگور در کرکوک که منبع مهم درآمد دولت بود و علیه انقلاب استفاده میشد، حمله کند. پس از مقدمات، حمله در ۲ مارس ۱۹۶۹ با موفقیت انجام شد و دولت چنین فرصتی نداشت.
در فوریه ۱۹۶۹، جنگ دوباره به طور جدی آغاز شد و دولت با حمایت چریکها از هر سو به نیروهای انقلابی حمله کرد و در این مدت، نبردهای متعددی رخ داد که مهمترین آنها عبارتند از:
نبرد شاکسلان در ۲۱ فوریه ۱۹۶۹، نبرد گلیه آلان در ۱۳ ژوئیه ۱۹۶۹، نبرد شارازور و حلبچه در ۲۵ مه ۱۹۶۹، نبرد دوکان در ۲۰ سپتامبر ۱۹۶۹، نبرد دکن و سوریا در اواسط اوت ۱۹۶۹، در این نبردها، قتل عامهای زیادی توسط ارتش و باندها انجام شد و آنها از هیچ کاری دریغ نکردند. دولت با کمک باندها حملات خود را به مناطق گرمیان و قاراداغ افزایش داد و جنگ به مدت ۳ ماه تابستان ادامه یافت، در نتیجه پیشمرگهها مجبور به عقبنشینی و تجمع در کوه سورداش شدند، از سوی دیگر، ارتش در دشت اربیل به چنین موفقیتی دست نیافت. پس از این موفقیت ها، دولت و چریک ها برنامه ریزی کردند که تا رسیدن به منطقه دیلمان، جایی که پایگاه بارزانی قرار داشت، متوقف نشوند، بنابراین حملات خود را از سر گرفتند و در اواسط اکتبر ۱۹۶۹ حمله گسترده ای را به منطقه مرجه آغاز کردند و مزارع دره شهدا را اشغال کردند.
پس از پیشروی ارتش و چریکها، در پایان اکتبر ۱۹۶۹، نیروهای پیشمرگه خود را بازسازی و یک ضدحمله را آغاز کردند و در ۳۱ اکتبر ۱۹۶۹ در نبرد گریتک، ارتش را شکست دادند. پس از این شکست، ارتش چندین شکست دیگر در نبردها متحمل شد، مانند: نبرد مارگا، ۶ نوامبر ۱۹۶۹، نبرد پیراماگرون، ۱۸ نوامبر ۱۹۶۹، نبرد کوه سورداس، اواسط نوامبر ۱۹۶۹. این شکستها دولت را مجبور به مذاکره مجدد با رهبری انقلابی کرد که منجر به توافق ۱۱ مارس ۱۹۷۰ شد.
توافقنامه ۱۱ مارس ۱۹۷۰
بعثیها در تلاشهای نظامی خود برای پایان دادن به انقلاب شکست خوردند و انقلاب به موفقیتهای بزرگی دست یافت. دولت بعث چیزی برای از دست دادن نداشت جز از دست دادن منابع انسانی و مادی فراوان، بنابراین به فکر توافق با کردها افتاد. در سپتامبر ۱۹۶۹، بعثیها اولین تلاش خود را برای رسیدن به توافق با رهبری انقلاب از طریق هیئتی از اتحادیه دانشجویان کردستان (اتحادیه قطبی کردستان) انجام دادند. مذاکرات چندین ماه ادامه یافت. هیئتهایی از هر دو طرف در بالاترین سطح برای رسیدن به توافق بین بغداد و دولت موقت آمد و شد میکردند، سرانجام پس از سفر صدام حسین، معاون رئیس جمهور عراق، به دولت موقت و ملاقات با رئیس جمهور، توافق حاصل شد. مصطفی بارزانی در ۱۱ مارس ۱۹۷۰، توافقنامهای بین دولت بعث عراق و رهبری انقلاب امضا شد که در نتیجه آن، آنچه کردها انقلاب را برای آن آغاز کرده بودند، یعنی حقوق سیاسی و ملی مردم کرد در جنوب کردستان، به رسمیت شناخته شد.
پشیمانی از توافق ۱۱ مارس و توافقنامه الجزایر مربوط به سال ۱۹۷۵
توافقنامه ۱۱ مارس ۱۹۷۰ هرگز توسط دولت عراق آنطور که توافق شده بود، اجرا نشد و در نتیجه، اوضاع بین رهبری انقلاب و دولت عراق بدتر شد.
در ۲۶ مارس ۱۹۷۴، رژیم بعث قطع مذاکرات با رهبری انقلاب را اعلام کرد. سپس او تمام واحدهای گارد مرزی را منحل کرد و جنگ بین دو طرف از سر گرفته شد. توپخانه رژیم در آن ماه شروع به گلوله باران مناطق تحت کنترل انقلاب کرد و تا پایان سپتامبر ۱۹۷۴، کنترل بیشتر مناطق تحت کنترل انقلاب را به دست گرفت. پیروزیهای ارتش دوام زیادی نداشت و ارتش انقلابی مجبور به عقب نشینی از مناطقی شد که اشغال کرده بود. در این زمان، انقلاب به طور گسترده توسط دولت شاه ایران حمایت میشد.
در اواخر پاییز ۱۹۷۴، بغداد از ادامه جنگ خبر داد و اعلام کرد که جنگ تا زمستان ادامه خواهد یافت. این شکستها برای رژیم بعث و صدام حسین غیرقابل تحمل بود. دولت در مواجهه با انقلاب آنقدر ضعیف بود که مجبور شد از اعضای ذخیره خود استفاده کند. بودجه ذخیره دولت رو به اتمام بود. شاه ایران میخواست از انقلاب برای فشار بر عراق جهت بازنگری در قرارداد مه ۱۹۳۷ شتول عربی استفاده کند و به همین منظور بود که ایالات متحده را متقاعد کرد که مخفیانه و تحت نظارت او از انقلاب حمایت کند.
همزمان با نزدیک شدن محمدرضا شاه ایران به هدف خود، در ۶ مارس ۱۹۷۵، اجلاس اوپک با حضور نمایندگان سیزده کشور عضو در الجزایر برگزار شد. در این کنفرانس، با کمک رئیس جمهور کشور میزبان، هواری بومدین، یک توافقنامه سیاسی-نظامی بین صدام حسین، که در آن زمان معاون رئیس جمهور عراق بود، و محمدرضا شاه پهلوی ایران امضا شد. نتیجه این توافق این بود که ایران به عراق در مهار انقلاب کردستان، حفاظت از مرزهای خود با عراق و عدم دخالت در امور داخلی عراق کمک کند. در عوض، عراق مقداری زمین (شط العرب) به ایران بدهد و مرزهای آبی دو کشور به پیمان قسطنطنیه ۱۹۱۳ بین ایران و امپراتوری عثمانی بازگردد.
سقوط انقلاب (شکست انقلاب)
چه زمانی توافقنامه الجزایر اعلام کرد، رئیس جمهور مصطفی بارزانی به درخواست شاه ایران، او به همراه هیئتی به تهران سفر کرده بود. رئیس جمهور بارزانی، محسن دزئی را از تهران به حاجی عمران فرستاد تا جلسهای اضطراری با اعضای مدرسه سیاسی و رهبران سیاسی و نظامی انقلاب برگزار کند و آنها را از آخرین تحولات مطلع سازد. بعدازظهر ۸ مارس ۱۹۷۵، محسن دزئی به حاجی عمران رسید و جلسهای برگزار کرد. نماینده بارزانی به حاضران گفت که سلطنت ایران تصمیم گرفته است از ۱ آوریل ۱۹۷۵ مرزهای خود را ببندد و دیگر آماده کمک به انقلاب نیست. رئیس جمهور بارزانی از اعضای رهبری خواست تا تصمیم بگیرند که آیا به ایران مهاجرت کنند یا انقلاب را ادامه دهند.
بیشتر اعضای مدرسه سیاسی طرفدار ادامه انقلاب از طریق حزبگرایی و عدم تسلیم شدن در برابر هیچ طرفی بودند. محسن دزئی در 9 مارس به تهران بازگشت و رئیس بارزانی را از تصمیمات و پیشنهادات جلسه مطلع کرد و پاسخ رئیس جمهور در همان روز دریافت شد. مصطفی بارزانی از طریق نمایندگی بیتِل دفتر حزب دموکرات کردستان در تهران به حاجی عمران فرستاده شد و از پیشنهاد رهبری حزب دموکرات کردستان مبنی بر ادامه جنگ چریکی حمایت کرد.
پس از بازگشت محمدرضا شاه از الجزایر، در 11 مارس 1975 با هیئت رهبری انقلاب در تهران ملاقات کرد. شاه موافقت خود را اینگونه توجیه کرد: (من هم مجبور بودم منافع کشورم را بر سایر منافع مقدم بدارم، همانطور که شما به خاطر منافع خودتان توافق 11 مارس 1970 را با آنها امضا کردید).
رئیس جمهور دوازدهم مارس مصطفی بارزانی و هیئت به حاجی عمران بازگشت و با اعضای رهبری حزب ملاقات کرد. در این جلسه تصمیم به ادامه جنگ گرفته شد. در ۱۳ مارس، پس از اعلام آتشبس، رئیس جمهور مصطفی بارزانی جلسهای جامع با رهبران نظامی منطقه، چهرههای سیاسی و کادرهای ارشد حزب برگزار شد. تصمیم گرفته شد که مناطق انقلابی به چند بخش تقسیم شوند و برای هر بخش یک فرمانده میدانی ویژه تعیین شود، همچنین بار انقلاب سبکتر شود و تعداد پیشمرگهها در نیروها کاهش یابد و اعلام شد که همه آزادند به عراق برگردند و عفو عمومی دریافت کنند، یا به عنوان پناهنده به ایران فرار کنند یا در مناطق تحت کنترل انقلاب بمانند و به مبارزه ادامه دهند. اکثر حاضران در جلسه تصمیم به ماندن گرفتند.
پس از تصمیم به ادامه انقلاب، در ۱۸ مارس، سپهبد منصورپور، نماینده محمدرضا شاه، به منطقه تحت کنترل انقلاب رسید و به همراه رئیس جمهور ... مصطفی بارزانی و چند تن از اعضای مدرسه سیاسی، منصور پور تصمیم نهایی شاه در مورد انقلاب را به اطلاع رهبری انقلاب رسانده و به آنها گفته بود (اگر جنگ ادامه یابد، نیروهای نظامی عراق برای سرکوب انقلاب وارد خاک ایران خواهند شد و در صورت لزوم، نیروهای ایرانی به آنها کمک خواهند کرد). در 18 مارس، رهبری انقلاب تصمیم گرفت جلسهای اضطراری با حضور اعضای مدرسه سیاسی و کمیته مرکزی برگزار کند. مصطفی بارزانی نظرات خود را به شرکتکنندگان در جلسه ابراز کردند مبنی بر اینکه جنگ باید برای مدتی متوقف شود و در زمان مناسبتری از سر گرفته شود. پس از بحث در مورد وضعیت با مقامات نظامی و احزاب سیاسی، همه پیشنهاد رئیس جمهور بارزانی را تصویب کردند. در ۲۵ مارس ۱۹۷۵، اکثر رهبران انقلابی، پیشمرگهها و غیرنظامیان به ایران مهاجرت کردند و بسیاری از آنها عفو شدند و در کردستان ماندند و بعداً به جنوب و مرکز عراق منتقل شدند.
منبع:
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد، ۱۹۵۸-۱۹۶۱، جلد ۲، (۲۰۱۲).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۶۱-۱۹۷۵، جلد ۳، بخش ۱، (هولیر، انتشارات وزارت آموزش و پرورش، ۲۰۰۴).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۶۱-۱۹۷۵، جلد ۳، بخش ۲، (هولیر، انتشارات وزارت آموزش و پرورش، ۲۰۰۴).
- تاریخ حزب دموکرات کردستان (KDP)، کنگره و کنفرانس (برنامه و آییننامه داخلی). دایرهالمعارف حزب دموکرات کردستان، جلد ۱، (هولیر - انتشارات روژهلات - ۲۰۲۱).
- صلاح الخیرسان، الطیرات السیاسیه فی کردستان العراق، قرائت فی
- حبیب محمد کریم، تاریخ حزب دموکرات کردستان عراق (در مقام رهبری ۱۹۴۶-۱۹۹۳)، (دهوک - انتشارات خبات - ۱۹۹۸).
- اعلامیه حزب دموکرات کردستان، مجله کار (النزال)، شماره ۱۴۱، بغداد، ۹ دسامبر ۱۹۶۰.
- شیرکو فتح الله عمر، حزب دمکرات کردستان و جنبش آزادیبخش ملت کرد 1946-1957، ویرایش. Suwara Qeladzeyî, (انتشارات شهید آزاد هیرامی - 1392).
- Ismet Sherif Wanli, Kurdistan Eliraqiyh Hiwîyh Wetenîyh (Diraseh Fî Sewret Eilol 1961), Translated by Soead Mihemed Xizer, (Elslêmaniyeh- Moe’siset Jîn- Metbe’et Şiwan- 2012m).
- شیرزاد زکریا محمد، شورای رهبران عالی کردستان. عراق 1964-1970 تاریخ سیاسی و سیاست، (دهوک- مرکز حفاظت از کردها و جامعه الوصیق-دهوک-2012).
- شورای انقلاب ایران، کمیته حمایت از حقوق ملت ایران را تأسیس کرده است، روزنامه اطلاعات شماره ۱۱۵۳۳، تهران، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۴۳ هجری شمسی.
- به دستور شورای ایلامی امارت عراق، روزنامه اطلاعات شماره ۱۱۵۳۴، تهران، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۴۳ هجری شمسی ۱۳.
- شوکت ملا اسماعیل هسن، روزهای تاریخ انقلاب سپتامبر ۱۹۶۱-۱۹۷۵، (هولیر، دفتر تفسیر انتشارات و ارتباطات، انتشارات وزارت آموزش و پرورش، ۲۰۰۷).


