در سالهای اولیه زندگی، خواندن و نوشتن را نزد پدرش و بعدها در مدارس دینی نزد چندین معلم مذهبی آموخت. او گلستان و بوستان سعدی را مطالعه کرد. با این حال، همانطور که در اثر خود به نام «چشتی مُجِویر» اشاره میکند، دستاوردهای بسیار کمی داشت. پدر هژار فردی تحصیلکرده بود و میتوانست به زبان کردی بخواند و بنویسد. این امر همچنین پسرش (هژار) را تشویق و ترغیب کرد تا در سن پنج سالگی بتواند بخواند و بنویسد. بعدها، او را به مدرسه در مدارس فرستاد. در سال ۱۹۴۰، او شروع به سرودن شعر کرد و اشعار احمد خان، وفایی و ملای جزیری بر احساسات او تأثیر گذاشت. او شاعر و مترجم کرد بود و صاحب تعداد زیادی از آثار ادبی ارزشمند است.
در سال ۱۹۴۲ به صفوف انجمن حیات کردستان (ژ.ک) پیوست و به عضویت آن انجمن درآمد. در فعالیتهای حزبی و گروهی شرکت میکرد و به اهداف (ژ.ک) ایمان زیادی داشت. زیرا پس از آن، هرگز رسماً به عضویت هیچ حزب یا سازمان سیاسی درنیامد. هژار در جمهوری کردستان با شاعر هیمن آشنا شد و نقش فعالی در جمهوری ایفا کرد. در سال ۱۹۴۴ به عنوان نماینده انجمن حیات کردستان (ژ.ک) در جلسات سه مرز با حزب جوانان کردستان جنوبی در منطقه دالامپر شرکت کرد.
در سال ۱۹۴۷، پس از فروپاشی جمهوری کردستان، او به کردستان جنوبی رسید و مدتی مخفیانه در خانه شیخ لطیف شیخ محمود در روستای سیتکی در استان سلیمانیه اقامت گزید. سپس به بغداد رفت و در پاییز ۱۹۴۷ برای درمان سل به لبنان رفت و پس از بهبودی به عراق بازگشت. مدتی در بغداد ماند و در آنجا، به همراه عبدالرحمن ذبیحی، به روستای تیربه سپی در شهر قامشلو در کردستان غربی رسید. در آنجا در خانه شیخ حسین حاجو اقامت گزید. او چندین بار مخفیانه به دمشق رفت و با تعداد زیادی از نویسندگان، شاعران و سیاستمداران کرد، مانند ... ملاقات کرد. جلال طالبانیعثمان صبری، نورالدین زازا، رویشن بدرخان و خانوادههای بدرخان با یکدیگر آشنا شدند. در سال ۱۹۵۳، او در جشنواره جهانی جوانان در شهر بوداپست (بخارست)، رومانی شرکت کرد. او تا سال ۱۹۵۸ در کردستان غربی ماند و به کارهای ادبی و مطالعات کردی مشغول بود.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ به رهبری عبدالکریم قاسم و بازگشت ملا ... مصطفی بارزانی او که از اتحاد جماهیر شوروی در شهر بغداد به سر میبرد، نیز بازگشته و دوباره با ملا در تماس است. مصطفی بارزانی او از دیدن بارزانی خوشحال شد. او با ملا بود مصطفی بارزانیهژار فردی بسیار گوشهگیر و قابل اعتماد بود، به همین دلیل وقتی از شوروی برگشت، برای او یک ساعت مچی هدیه آورد. هژار تا آخر عمرش آن ساعت را از خود جدا نکرد.
در سال ۱۹۶۱، پس از آغاز انقلاب سپتامبر به رهبری ملا مصطفی بارزانیهاجر مکریانی به انقلاب پیوست و همچنان به بارزانی نزدیک ماند. پس از امضای توافقنامه در ۱۱ مارس ۱۹۷۰ بین رهبری انقلاب کردستان و دولت عراق، هاجر مکریانی برای سازماندهی امور اتحادیه نویسندگان کرد که تازه در ۱۰ فوریه ۱۹۷۰ تأسیس شده بود، به بغداد اعزام شد. در اولین کنگره آن اتحادیه، او به عنوان رئیس هیئت اجرایی انتخاب شد و همزمان عضو شورای علمی کرد نیز شد. در سال ۱۹۷۲، او کتاب «شرفنامه شریفخان بتلیسی» را از فارسی به کردی ترجمه و در شورای علمی کرد منتشر کرد.
در سال ۱۹۷۵، پس از شکست انقلاب سپتامبر، خانهاش در بغداد غارت شد. اگرچه دولت ایران حکم اعدام او را صادر کرده بود، اما او به شهر مهاباد بازگشت. به درخواست ملا مصطفی بارزانی حکم اعدام او لغو شد و او به شهر کرج در ایران نقل مکان کرد. او تا پایان عمرش در آنجا ماند. در سال ۱۹۷۹، پس از سقوط شاه ایران و روی کار آمدن خمینی، هاجر موکریانی تمام وقت خود را به تدوین فرهنگ زبان کردی و مترجمان و تحقیق در ادبیات کردی اختصاص داد.
در سال ۱۹۷۶، زمانی که انقلاب ماه مه هژار موکریانی یکی از کارگرانی بود که پناهندگان کرد از جنوب کردستان را به حمایت از انقلاب تشویق میکرد. معلم هژار موکریانی از جمله اولین کارگران کردی بود که در تاریخ ۲ دسامبر ۱۹۸۹، در دهمین کنگره حزب دموکرات کردستان توسط رئیس جمهور، توسط معلم علی عبدالله، دبیر حزب دموکرات کردستان، انتخاب شد. مسعود بارزانی او مدال بارزانی را دریافت کرد.
هژار در زندگی خود سختیها و آوارگیهای زیادی را تجربه کرد. او در ۲۱ فوریه ۱۹۹۱ درگذشت و پیکرش به مُکریان منتقل و در گورستان باغ فردوسی شهر مهاباد به خاک سپرده شد.
آثار او:
کردی:
1- Beytî Sere Mer، چاپ دمشق در 1957م.
۲- مشکل مجویر خاطرات خودش است.
۳- آله کوک، مجموعه اشعار دوره جمهوری.
4- Beytî Sere Mer، داستان بلند منظوم، الهام گرفته از داستان کوتاه صباحدین علی، نویسنده ترک.
5- مم و زین، ترجمه از کرمانجی به سورانی، منظومه ای است.
6- برای کردستان، دیوانی هژار، 1344 ش.
۷- فرهنگ لغت اوشایی هِنبانه بورینه (کردی به کردی و فارسی)، تهران، ۱۳۶۹.
فارسی:
۱- تاریخ سلیمانیه (تاریخ سلیمانیه).
2- روابیت فرهنگی آیران و مصر (روابط فرهنگی ایران و مصر).
۳- قانون در طب، ترجمه ابن سینا از عربی به فارسی.
4- اسارال بلاد و اخبار علاباد زکریا قیزوینی را از عربی به فارسی ترجمه کردند.
ترجمههای کردی:
1- افتخار نامه شرفخانه بیتلیسی از فارسی به کردی ترجمه شد.
۲- قصههای خیام. ترجمه از فارسی به کردی.
۳- تاریخ اردلان، گیردوکو و چندین منبع فارسی به کردی ترجمه شد.
4- یک لپنای خال و سیفری بی بیرانوه، مجموعه ای از اشعار علی شریعتی است که از فارسی به کردی ترجمه شده است.
۵- مادر، پدر، کیست شیطان؟ نامه ای از علی شریعتی است که به کردی ترجمه شده است.
۶- عرفان، در مقابل، شعری از دکتر الی شریعتی است که به کردی ترجمه شده است.
۷ - قرآن به زبان کردی.
8- Hozi le bi'kirawî Gawan، تالیف دکتر مصطفی سیواد، ترجمه از عربی به کردی.
التیامبخش:
۱- دیوان شیخ احمد جزیری (ملای جزیری)، متن، معنی و شرح.
۲- شرح دیوان جزیری ملایو.
منبع:
۱. آرشیو کمیته دایره المعارف حزب دموکرات کردستان.



