زندگینامه
پدرش، دکتر سعید، معروف به شیر بارزان، در اولین انقلاب بارزانی در سال ۱۹۳۲ و جنبش خلیل خوشوی در سال ۱۹۳۵ شرکت داشت و در ۱۵ سپتامبر ۱۹۳۵ در نبرد کوهستانی گووند در شمال کردستان به همراه گروهی از دوستانش به دست نیروهای ژاندارمری ترکیه به شهادت رسید.
دکتر سعید در سال ۱۹۳۰ در روستای بدودی، در بخش پیران از توابع شهرستان مرگسور استان اربیل متولد شد. در ۲۱ ژوئن ۱۹۳۲، پس از شکست انقلاب اول بارزان، به همراه خانوادهاش به جمهوری ترکیه مهاجرت کرد. در ۱۱ نوامبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به کردستان شرقی مهاجرت کرد و در شهر شینو ساکن شد. او با بیکلال ایلیلنا نویا در اتحاد جماهیر شوروی زندگی میکرد. آنها صاحب پسری به نام عزیز سعید شدند که در سال ۱۹۵۸ متولد شد. او دکترای تاریخ معاصر گرفت. او به زبانهای کردی، ترکی، روسی، فارسی و عربی مسلط بود.
برگه کار
سعید احمد نادر در انقلاب دوم بارزان در سال ۱۹۴۴ شرکت کرد و در نبرد میدان موریک در ۵ سپتامبر ۱۹۴۵ شرکت داشت. در ۱۱ نوامبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به کردستان شرقی مهاجرت کرد. در ۳۱ مارس ۱۹۴۶، به عنوان پیشمرگه در نیروی بارزانی تحت فرماندهی ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد خدمت کرد. در ۳ مه ۱۹۴۶، در نبرد میل قرنی در جبهه سقز در کردستان شرقی شرکت کرد.
او یکی از پیشمرگههایی بود که در ۱۹ آوریل ۱۹۴۷ از طریق مسیرهای خواکورک و دشت براز گیروه به مناطق شروان و میزور در شمال کردستان بازگشتند. پس از بازگشت آنها، ژنرال مصطفی بارزانی در ۶ مه ۱۹۴۷، او جلسهای با دوستانش در روستای ارگوش برگزار کرد و به آنها توصیه کرد که بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در آنجا، همه دوستانش تصمیم گرفتند که ادامه دهند و به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در ۲۳ مه ۱۹۴۷، به همراه ژنرال مصطفی بارزانی آنها به سمت اتحاد جماهیر شوروی حرکت کردند و در نبرد دره قیر و نبرد پل ماکو شرکت کردند. پس از سختی و خستگی فراوان، در 18 ژوئن 1947، در رودخانه ارس که مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل میدهد، وارد خاک شوروی شدند.
پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، آنها به همراه تمام رفقایشان در شهر نخجوان، جمهوری آذربایجان، به مدت چهل روز در یک مجتمع سراول که با سیم خاردار احاطه شده بود و توسط گروهی از سربازان محافظت میشد، بازداشت شدند و با آنها مانند اسیران جنگی، بدون رحم و شفقت رفتار شد. سپس، با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ ژانویه ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند و در ۲۳ همان ماه، لباس نظامی به آنها داده شد و هشت ساعت آموزش نظامی روزانه تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان به آنها داده شد و به آنها درجه افسری اعطا شد. همزمان، توسط برخی از دوستانشان که باسواد بودند، تا چهار ساعت در روز به آنها زبان کردی آموزش داده شد.
پس از رفتار ظالمانه جعفر بکیروف با رفقایشان، در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ تصمیمی مبنی بر انتقال آنها از اردوگاه نظامی در جمهوری آذربایجان به اردوگاه چیرچوک نزدیک تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان، گرفته شد که در آنجا تمرینات نظامی ادامه یافت.
در مارس ۱۹۴۹، او و دوستانش به صورت گروهی و تیمی با قایق و قطار در روستاهای اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند. در مناطق کولخوز، زمین را از مردم اجاره میکردند و سپس از طرف دولت کار میکردند.
پس از تلاش فراوان و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام استالین نامهای دریافت کرد که در آن بارزانی به وضعیت دوستانش اشاره کرده بود و او بلافاصله تصمیم گرفت کمیتهای برای بررسی وضعیت دوستان بارزانی تشکیل دهد و در نهایت تصمیم کمیته این شد که همه آنها را در شهر ویریوفسکی جمع کند. به همین منظور، در نوامبر ۱۹۵۱، او به شهر ویریوفسکی در اتحاد جماهیر شوروی رفت. در سال ۱۹۵۴، به درخواست ژنرال مصطفی بارزانی او برای تکمیل تحصیلات دانشگاهی خود به مسکو میرود.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ۲۵ فوریه ۱۹۵۹ و طبق ماده سوم و هفتم و بند (الف) ماده دهم و اجرای ماده ۱۱ طبق قانون فرزندخواندگی شماره ۱۹ سال ۱۹۵۹، به او و دوستانش عفو عمومی اعطا شد و در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، به همراه دوستانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت و در دانشکده نظامی بغداد مترجم زبان روسی شد. در ۵ نوامبر ۱۹۶۰، به دعوت کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی در سالگرد انقلاب اکتبر، مصطفی بارزانی او در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرد و دکترای خود را در رشته تاریخ معاصر در سال ۱۹۶۵ دریافت کرد. در سال ۱۹۷۰ به بغداد بازگشت و از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۴ به عنوان استاد تاریخ در دانشگاه بغداد مشغول به کار شد.
در سال ۱۹۷۳، به دلیل تنش بین رهبری حزب دموکرات کردستان و حزب بعث، او برای سومین بار به نیروهای پیشمرگه پیوست و در سال ۱۹۷۴ به عنوان فرمانده در نبردهای زوزیک، سرتیز و گرویا عمر آکسا در مرز استان اربیل شرکت کرد. در سال ۱۹۷۵، پس از شکست انقلاب سپتامبر، او به پادشاهی ایران تبعید شد. در سال ۱۹۷۹، در نهمین کنگره حزب دموکرات کردستان به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان انتخاب شد و در همان سال فرمانده نیروی بارزان شد. در سال ۱۹۸۷، او یکی از فرماندهان نبرد مرگسور در مرز استان اربیل بود. در سال ۱۹۸۸، او به عنوان فرمانده نیروی بارزان در نبرد خواکورک شرکت کرد. در سال ۱۹۹۱، او به طور فعال در قیام در جنوب کردستان شرکت کرد و یکی از افرادی بود که آزادسازی شهر کرکوک را برنامهریزی کرد. از ۷ تا ۱۴ آوریل ۱۹۹۱، او فرماندهی نبرد حماسی کوره را بر عهده داشت که منجر به شکست نیروهای عراقی شد. در سال ۱۹۹۳، او عضو شورای عالی منطقه بارزان شد. در ۱۶ اوت ۱۹۹۶، به پاس خدماتش در انقلاب سپتامبر، انقلاب مه، قیام جنوب کردستان و دوره حاکمیت، در پنجاهمین سالگرد طلایی حزب دموکرات کردستان، عنوان فرمانده کل قوا توسط رئیس جمهور به او اعطا شد. مسعود بارزانی به او مدال افتخار بارزانی اهدا شد. در ۵ فوریه ۱۹۹۹، پیرمام درگذشت و با حضور ... به خاک سپرده شد. نیچروان بارزانی نماینده رئیس جمهور مسعود بارزانی و شیخ محمد خالد بارزانی و تعداد قابل توجهی از پیروان و دوستانش در گورستان روستای بارزان به خاک سپرده شدند.
آثار او:
زندگی و مقاومت - جایی که تاریخ، حاکمیت را نشان میدهد ۱۹۹۷
منبع:
1- Al Dr. Saeed Al Barzani Al Teheq Birkeb Al Khaledin, Mucelle Gulan, Muessese Gulan Al Ilamiye, Al Adad 33, Al Sena Al Asalisa, Erbil, Al Saqafa Department Press 25, فوریه 1999.
۲- در ژانویه، دکتر سعید جنگید، روزنامه بیرایتی، ارگان حزب دموکرات کردستان - متحد، شماره ۲۸۹۹، هولیر، چهارشنبه، ۱۷ مارس ۱۹۹۹.
۳- بیرایتی، دکتر سعید، پیشمرگه راه مقاومت را برگزید، روزنامه بیرایتی، ارگان حزب دموکرات کردستان - متحد، شماره ۲۷۷۲، هولیر، دوشنبه ۸ فوریه ۱۹۹۹.
۴- شیرزاد عبدالرحمن، مرگ اما به شکلی دیگر، روزنامه بیرایتی، ارگان حزب دموکرات کردستان - متحد، شماره ۲۷۷۱، هولیر، یکشنبه ۷ فوریه ۱۹۹۹.
۵- دکتر سعید بارزانی به کاروان کشتهشدگان رسید، روزنامه بریراییتی، ارگان حزب دموکرات کردستان - متحد، شماره ۲۷۷۱، هولیر، یکشنبه ۷ فوریه ۱۹۹۹.
حمید گوهری، مدال بارزانی، بالاترین جایزه ادبی، چاپ اول، (هیولِر - سازمان خیریه بارزانی - انتشارات حاجی هاشم، ۲۰۱۵).
حبیب محمد کریم، تاریخ حزب دموکرات کردستان در عراق (در بستر انقلاب) ۱۹۴۶ - ۱۹۹۳ (دیهوک - انتشارات خبات ۱۹۹۸).
حمید افندی، Destan Korê 8/4 و 9/4/1991، روزنامه بیریاتی، ارگان حزب دمکرات کردستان، شماره 3063، هول، پنجشنبه، 15 فروردین 1379.
دکتر سعید بارزانی به کاروان جاودانگان میرسد، روزنامه بریراییتی، ارگان حزب دموکرات کردستان متحد، شماره ۲۷۷۱، هولیر، یکشنبه ۷ فوریه ۱۹۹۹.
سعید ال بارزانی، مسیر الشرف البرزانیه ام 1946، روزنامه ال تاکسی، العدد 1106، بغداد، مطبوعات التایمز، السلاسه، 8 آب 1972.
شیرزاد عبدالرحمن، «زندگی و مقاومت دکتر سید احمد نادر، که تاریخ حاکمیت را نشان میدهد»، القی اکهام، روزنامه بیرایتی، شماره ۲۲۷۰، پنجشنبه ۷ نوامبر ۱۹۹۶.
الی کمال برزی، چهرههای مشهور کرد در قرن بیستم، جلد اول، (هولیر - پروژه برزی - انتشارات زانکو ۱۹۹۹).
فوزی الاطروشی، علی دکتر سعید البرزانی العظیمات واقفه، روزنامه کار، الحزب الدموکراتی ال کردستانی ـ Al Muhed، Al Aded 911، اربیل، Alcim 12 فوریه 1999.
مسعود آل بارزانی، ال بارزانی ول هرکه ال تحریریه ال کردیه، الکوز الاول، الطبیه السانیه، (بیروت - کاوا لیل سقافه ال کردیه 1997).
صالح یوسف صوفی، گاهشمار کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - انتشارات استان دهوک - ۲۰۱۳).
در چارچوب جشنهای پنجاهمین سالگرد، رئیس جمهور مسعود بارزانی بارزانی به مبارزان و مادران شهدا مدال میدهد، مجله گولان، ارگان حزب دموکرات کردستان، شماره ۸۴، هولیر، ۱ سپتامبر ۱۹۹۶.
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد 1931 - 1958، (دهوک - انتشارات کار - 1998).
حمید گردی، تاریخ کتاب، چاپ اول، (هولیر - آژانس نشر و توزیع ارس - انتشارات وزارت آموزش و پرورش - ۲۰۰۴).
نبض نهایی الفاقد دکتر سعید البارزانی، روزنامه خبات، زبان حزب دموکرات کردستان - المحد، شماره ۹۱۱، اربیل، جمعه، ۱۲ فوریه ۱۹۹۹.
صبری چاوشین زانو، بی انصافی در تاریخ، (انتشارات هوالر – شرق – 2018).




