دلایل
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸، تغییرات عمدهای در اوضاع سیاسی و اجتماعی عراق رخ داد که به نفع همه مردم عراق بود. حقوق ملی آنها توسط قانون اساسی در چارچوب عراق واحد به رسمیت شناخته شده است. از نظر آزادی فعالیت و سازماندهی سیاسی، پس از بازگشت رهبر پ.ک.ک، پس از ۱۲ سال تبعید، حزب دموکرات کردستان (KDP) رسماً به عنوان تنها حزب کردی در عراق مجوز فعالیت گرفت.
شراکت کردها و اعراب در عراق کوتاه مدت بود و ماده ۳ قانون اساسی هرگز اجرا نشد. اوضاع سیاسی به طور فزایندهای متشنج شد. دولت از وعدههای خود به کردها عقبنشینی کرد و شروع به اخراج افسران، کارمندان کرد در ارتش و کارمندان کرد در ادارات خود، به ویژه در استانهای کردنشین، کرد. آموزش کردی در مناطق کردنشین به حالت تعلیق درآمد، انتشار کتابهای سیاسی و ادبی در کردستان ممنوع شد و مقامات سعی کردند اشراف و کشاورزان را راضی کنند.
حزب دموکرات کردستان (KDP) با سیاست دولت، به ویژه پس از اعلام قانون اساسی موقت عراق و گنجاندن ماده ۲ قانون اساسی که بیان میکرد عراق بخشی از امت عرب است، مخالفت کرد. در مورد این موضوع و وضعیت کلی، روزنامه خبات در ۱۹ اکتبر ۱۹۶۰ مقالهای منتشر کرد که در آن، ضمن ارائه مواد ۲ و ۳ قانون اساسی، خواستار پایان احکام عرفی و دوره انتقالی شامل انتخابات آزاد و دموکراتیک، آزادی زندانیان سیاسی و پایان اخراج اعضای احزاب سیاسی، اتحادیههای کارگری و سازمانهای کشاورزی شد. در پاسخ، دولت خبات را تعطیل و سردبیر آن را تحت پیگرد قانونی قرار داد، به ویژه پس از انتشار شماره ۴۶۲ در ۲۸ مارس ۱۹۶۱ که مقالهای به مناسبت نوروز منتشر کرد و در آن از رئیس جمهور به طور گسترده ستایش شد. مصطفی بارزانی دولت بعداً شروع به دستگیری تعدادی از کادرها و اعضای کمیته مرکزی پ.ک.ک کرد و به این ترتیب حزب را به وضعیت قبل از انقلاب ۱۴ جولای بازگرداند. او فعالیتها و مبارزه مخفی خود را از سر گرفت.
رئیس جمهور مصطفی بارزانی به دعوت دولت شوروی برای شرکت در جشنهای اکتبر، او در ۵ نوامبر ۱۹۶۰ از مسکو بازدید کرد و طی جلساتی با مقامات ارشد شوروی، درخواست کمک برای عادیسازی روابط با آن کشور را مطرح کرد. حزب دموکرات کردستان بسیاری از مشکلات بین پ.ک.ک و حزب کمونیست عراق در این دیدارها حل و فصل شد.
در ۱۳ دسامبر ۱۹۶۱، رئیس جمهور مصطفی بارزانی او به بغداد بازگشت و پس از مدتی انتظار، در ماه فوریه با عبدالکریم قاسم ملاقات کرد، جایی که رئیس جمهور بارزانی سعی کرد تردیدهای او را برطرف کند و تمام شواهد حسن نیت کردها نسبت به دولت را به او ارائه داد. در اوایل مارس ۱۹۶۱، رئیس جمهور بارزانی بغداد را ترک کرد و به بارزان بازگشت و بدین ترتیب، روابط بین آنها رو به وخامت گذاشت.حزب دموکرات کردستان با وخامت اوضاع دولت عراق، این دولت شروع به مسلح کردن قبایلی کرد که جاشات را پیشه خود کرده بودند، در حالی که رئیس جمهور بارزانی سعی داشت برای آمادگی در برابر هرگونه حمله ناگهانی از سوی دولت، سلاح تهیه کند.
در پایان ژوئن ۱۹۶۱، کمیته مرکزی پ.ک.ک برای بررسی اوضاع تشکیل جلسه داد و تصمیم گرفت یادداشتی برای عبدالکریم قاسم ارسال کند. در این یادداشت خواستار پایان درگیری بین پ.ک.ک و عبدالکریم قاسم و بازگرداندن صلح به مناطق کردستان و جلوگیری از وخامت اوضاع شده بود، اما عبدالکریم قاسم یادداشت کمیته مرکزی پ.ک.ک را نادیده گرفت و اوضاع از بد به بدتر پیش رفت. قبل از ارسال یادداشت در ۱۲ ژوئیه، جلال طالبانی او از سوی کمیته مرکزی حزب به بارزان فرستاده شد و آخرین تصمیمات کمیته مرکزی را به رئیس جمهور مصطفی بارزانی ارائه داد. طالبانی آمادگی دفتر سیاسی را برای مواجهه با هرگونه تحول ناگهانی ابراز کرد. مصطفی بارزانی او فکر میکرد که هنوز هیچ کاری نباید انجام شود و آنها باید به آمادهسازی ادامه دهند. بعداً، جلال طالبانی با توصیههایی از رئیس جمهور بارزانی به سلیمانیه بازگشت.
سیاست شوونیستی حکومت عبدالکریم قاسم علیه مردم کرد ادامه یافت. اوضاع به انفجار نزدیک میشد. در ۶ سپتامبر ۱۹۶۱، حزب دموکرات کردستان (KDP) برای اعزام نیرو به مناطق کردستان، اعتصاب عمومی را در سراسر کردستان سازماندهی کرد که تمام مناطق کردستان را در بر گرفت.
وقوع انقلاب
با وجود تمام تلاشهای پ.ک.ک برای نزدیک شدن به دولت و جلوگیری از جنگ، تمام این تلاشها توسط عبدالکریم قاسم نادیده گرفته شد و در ۱۱ سپتامبر ۱۹۶۱، نیروهای ارتش شروع به بمباران کردند. در ۱۹ سپتامبر ۱۹۶۱، دفتر سیاسی پ.ک.ک تصمیم به مقابله با دولت گرفت که این امر بار دیگر مردم کرد را مجبور کرد تا برای دفاع از خود به مبارزه مسلحانه متوسل شوند.
پس از چندین نبرد و رویارویی، تا ۲۳ سپتامبر ۱۹۶۱، دولت توانست کنترل تمام بخشهای کردستان به جز برخی از مناطق منطقه بارزان را به دست گیرد. عمر یک اسلحه است و علی عبدالله اعضای دفتر سیاسی پ.ک.ک به همراه رئیس جمهور وارد بارزان شدند مصطفی بارزانی در این نشست تصمیم گرفته شد که سازماندهی مجدد انجام شود و هماهنگی بین نیروهای بارزان، نیروهای مسلح پ.ک.ک و نیروهای مسلح قبایلی که هنوز میدان نبرد را ترک نکرده بودند، ایجاد شود.
پس از سازماندهی مجدد و پیروزیهای متعدد بر ارتش عراق، در فوریه ۱۹۶۲، جلسه بزرگی توسط اعضای کمیته مرکزی حزب در روستای عودلانی در استان سلیمانیه برگزار شد. آنها یادداشتی برای عبدالکریم قاسم فرستادند و گفتند که جنگی که آنها در آن هستند، جنگ دفاع و پشتیبانی است، نه جنگ تهاجمی. آنها همچنین نام پیشمرگه را برای جنگجویان خود انتخاب کردند و شعار «دموکراسی برای عراق و خودمختاری برای کردستان» را مطرح کردند. برخی از شرکتکنندگان در این جلسه عبارت بودند از: ابراهیم احمد، علی عسکری احمد عبدالله، عمر یک اسلحه استعلی عبدالله، ملا عبدالله اسماعیل، شمسالدین مفتی، عبدالرحمن ذبیحی،نوری احمد طه نگهبانان جلسه، نیرویی متشکل از ۱۵ پلیس اربیل بودند که تازه پیشمرگه شده بودند. جلسه تصمیم گرفت که به دفاع ادامه دهد.
پیروزیهای ارتش عراق موقتی بود و نیروهای پیشمرگه خیلی زود ارتش آزادیبخش کردستان را که حدود ۲۰ هزار پیشمرگه داشت، سازماندهی مجدد و تأسیس کردند. در اوایل سال ۱۹۶۳، دولت مجبور به آتشبس شد که چندین بار تا سقوط دولت عبدالکریم قاسم در ۸ فوریه تمدید شد. حزب دموکرات کردستان (KDP) به دنبال راهحل مسالمتآمیز برای مشکلات خود با دولت بود و تلاشهای آن مورد استقبال افکار عمومی عراق قرار گرفت.
کودتای بعثی ها
انقلاب سپتامبر راه را برای کودتای ۸ فوریه ۱۹۶۳ علیه دولت عبدالکریم قاسم هموار کرد، که حاصل توافقی بین حزب بعث و افسران ملی بود. تدارکات آنها برای کودتا به ... مربوط میشود. حزب دموکرات کردستانآنها موافقت کردند که تمام خواستههای سیاسی و ملی انقلاب کردستان را اجرا کنند. صالح یوسفیوعده به رئیس جمهور مصطفی بارزانی پس از پیروزی کودتا، مردم کرد خودمختار اعلام شدند و در عوض رهبری انقلابی قول داد که جنگ علیه دولت را متوقف کند.
پس از پیروزی کودتای ۸ فوریه، او نامهای از حزب بعث دریافت کرد. ابراهیم احمداز دبیر پ.ک.ک خواسته شد تا پس از تأیید رئیس جمهور، چندین نفر از افراد کرد را برای عضویت در دولت جدید و دفتر سیاسی معرفی کند. مصطفی بارزانیحزب بعث پاسخ داد: «دموکراسی برای عراق و خودمختاری برای کردستان سیاست حزب ماست.» نامهای پیشنهادی ما عبارتند از: بابا علی شیخ محمود، فواد عارف، بکر عبدالکریم، عمر مصطفی، جلال طالبانی و علی عسکری.
در ۱۸ فوریه ۱۹۶۳، هیئتی به رهبری حزب دموکرات کردستان (KDP) برای مذاکره با دولت جدید وارد عراق شد. جلال طالبانی و صالح یوسفیآنها به بغداد اعزام شدند و روز بعد با مقامات دولتی دیدار کردند. بعثیها سعی داشتند از وعدههایی که قبل از کودتا به کردها داده بودند، پنهان شوند. در این دیدار همچنین تصمیم گرفته شد که جلال طالبانی به همراه هیئتی از دولت به مصر و الجزایر سفر کند تا در مورد مسئله کردها بدون بازگشت به رهبر و دفتر سیاسی پ.ک.ک، در مورد آن گفتگو کند. در طول این سفر، جلال طالبانی با جمال عبدالناصر، رئیس جمهور مصر و احمد بن بلا، رئیس جمهور الجزایر دیدار کرد و هر دو کشور از راه حل مسالمت آمیز مسئله کردها حمایت کردند.
شورای رهبری انقلاب
از ۲۸ تا ۲۹ سپتامبر ۱۹۶۴ در شهرستان قلادزه، با حضور رئیس جمهور مصطفی بارزانی و گروهی از کادرهای پیشرفته حزب دموکرات کردستان (KDP)، فرماندهان نظامی و چهرههای اجتماعی متعلق به قبایل و خانوادهها، به منظور سازماندهی امور انقلاب و تدوین قانون اساسی و نحوه مذاکره با بغداد. جلسهای برگزار شد. رئیس جمهور مصطفی بارزانی کنگره را با سخنرانی افتتاح کرد که در آن درباره مذاکرات و سازماندهی صفوف انقلاب صحبت کرد و خواستار انتخابات آزاد (شورای رهبری انقلاب در کردستان عراق) برای اداره امور شد.
در اواخر سپتامبر ۱۹۶۴، رئیس جمهور مصطفی بارزانی و دفتر سیاسی بر اساس تصمیم ششمین کنگرهدر جلسه قلادزه در ۷ اکتبر ۱۹۶۴ توافق شد که یک شورای رهبری برای مدیریت مناطق آزاد شده تشکیل شود. در ابتدا روستای بوسکین به عنوان محل برگزاری جلسه تعیین شده بود، اما بعداً جلسه به روستای گارداسپی منتقل شد. در این جلسه ۶۳ نفر از جمله ۱۷ عضو رهبری حزب دموکرات کردستان (KDP)، ۱۷ فرمانده نیروها، ۲۹ رهبر مذهبی اسلامی، مسیحی و ایزدی و شخصیتهای اجتماعی، روسای قبایل و شخصیتهای خانوادگی شرکت داشتند.
پیش از این، روسای قبایل بر سر نامزدهای خود به توافق رسیده بودند و تعداد زیادی از آنها، همچنین اعضای رهبری و فرماندهان نیروهای پ.ک.ک، آنجا را ترک کرده بودند. در ۹ اکتبر ۱۹۶۴، اساسنامه شورای رهبری انقلاب در کردستان عراق در روستای بوسکین امضا شد. در ۱۰ اکتبر ۱۹۶۴، اساسنامه کمیته قضایی استان کردستان در ۱۳ ماده امضا شد. سپس قوانین و مقررات اداری در ۱۲ ماده تهیه شد و قوانین و مقررات مالی در سه بخش مالی انقلاب، مالیات و گمرک سازماندهی شدند.
شورا تصمیم گرفت یک هیئت اجرایی یازده نفره تشکیل دهد. مصطفی قره داغی منشی، بعداً بهمحمود عثماندر سطح اقلیتهای قومی، ترکمنها به دلیل شرایط خاص خود در شورا گنجانده نشدند، اگرچه رئیس جمهور مصطفی بارزانی تلاشهای زیادی برای کمک به آنها انجام داده است و شخصی از اروپا نماینده آنها است. آنها دکتر عصمت شریف وانلی، عضو شورا را که در دومین کنگره خلق و جلسات تأسیس شورا شرکت کرده بود، منصوب کردند. شورا پنج کمیته تشکیل داد، به نامهای:
- کمیته قانون اساسی
- کمیته قضایی
- کمیته نظامی
- کمیته اجرایی
- کمیته اقتصادی.
در نهایت، در سه سطح، به رهبری رئیس جمهور مصطفی بارزانیاعضای کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان (KDP)، فرماندهان انقلاب سپتامبر، روسای قبایل و شخصیتهای مذهبی و ملی برای عضویت در این کمیتهها انتخاب شدند.
اعضای کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان (KDP) عبارت بودند از مصطفی بارزانی، حبیب محمد کریم، دکتر محمود عثمان، صالح یوسفی، عزیز آکری، دکتر فواد جلال، عبدالکریم مراد، علی قاسم سنجار، نعمان عیسی،اسماعیل عارف، هاشم اکرایی ، شیخ اسماعیل ملا عزیز، شیخ محمد هرسین، مصطفی کارداغی، محمد امین محمدعلی، عمر شریف و رمضان اکرایی ... (یا: ... یا ...
فرماندهان انقلاب سپتامبر عبارت بودند از: سرهنگ عبدالرحمن قاضی، سرهنگ نوری ملا معروف، سرهنگ رکن عبدالکافی نبوی، سرهنگ شیخ صالح شیخ محمد، ستوان نافیض جلال حوزی و ستوان نوری ملا حکیم، ستوان بکر عبدالکریم حوزی، ستوان لیو میرئومیلانت. شیخ رضا گولانی ، کارمند رشید سندی، افسر پلیس عبدالوهاب اطروشی ، اسد خوشاو، عیسی سوار، هوسو میرخان دولاماری، علی خلیل، عبدالله آقا پیشداری و حاجی شیخ قادر.
روسای قبایل، شخصیتهای مذهبی و ملی از جمله دکتر عصمت شریف وانلی، دکتر کمال فواد، شیخ لطیف حافظ، آقای زیاد غفوری، محسن ضعی، شیخ حسین بوسکین، باپیر بابکر آغا، شیخ محمد بالیسانی، وهاب آقا جندیانی، عباس ممند آقا، اسماعیل سواره آقا، صالح بیگ میران، سلیمان حاجی بدری سندی، احمد محمد امین ضائی، محمود شیخیه، کاظمی، محمد امین ضائی، محمود بیگایی، کاظمی. طاهای نهری، کوئخا اسماعیلی تالان، حاجی آقا هیرو، مجید حما رشید خان، محمود عباس آغا، عبدالرحمن آقا نوراک، شیخ رئوف هنجیرا، حاجی ابراهیمی چارماگا، شیخ محیدینی سندولان، ماتران ماریو والا، اسقف پل بیداری، تاسین ملکو، گرگیس ملکه.
تأسیس شورای رهبری انقلاب گامی مهم در سازماندهی و کار مدیریتی بود. توزیع رتبهها و عناوین به رهبریهای مختلف ارتش انقلابی، انتصاب دفتر سیاسی برای کار حزبی و انتخاب دبیر آن، تشکیل دفتر اجرایی که مسئول مدیریت و اجرای تصمیمات ویژه امور داخلی و نظارت بر کمیتهای است که مسئولیتهای دولتی در مناطق آزاد شده را بر عهده داشت و مستقیماً توسط رئیس جمهور مصطفی بارزانی ریاست میشد، از جمله این اقدامات بود.
ارتش انقلابی به شرح زیر سازماندهی شد:
- رئیس کل: رئیس جمهور مصطفی بارزانی
- رئیس ستاد: نوری ملا معروف
- ارتش اول در بادینان: اسد خوشاو، نیروهای او شامل:
- نیروی زاخو: عیسی سوار
- نیروی دهوک: علی خلیل
- نیروهای شیخان و آکره: هوسو میرخان دولاماری
- ارتش دوم در اربیل: رشید سندی، نیروها عبارت بودند از:
- نیروی صفین: طاهر علی والی
- نیروی کاوه در پیشدار: هوسو میرخان ژاژوکی
- نیروی بتواتا: علی شعبان
- ارتش سوم در سلیمانیه و کرکوک: ستوان عزیز آکری، نیروها عبارت بودند از:
- نیروی مبارزه: عبدالوهاب اطروشی
- نیروی کاراداغ: فاضل طالبانی
- نیروی نجات: طارق احمد
از سرگیری جنگ
در اواخر سال ۱۹۶۴، تحت کابینه جدید طاهر یحیی، دولت عراق و شورای رهبری انقلاب تلاشهای خود را برای جلوگیری از وقوع جنگ تشدید کردند. ۱ ژانویه ۱۹۶۴، هیئتی از دولت با رئیس جمهور دیدار کرد. مصطفی بارزانیدر ۱۰ دسامبر ۱۹۶۵، شورای رهبری انقلاب هیئتی را به بغداد اعزام کرد. این تلاشها تا مارس ۱۹۶۵ ادامه یافت. پس از توقف مذاکرات، تنش بین دو طرف آغاز شد و در فوریه ۱۹۶۵، جنگ دوباره آغاز شد.
در این دوره از جنگ، دولت با وجود استفاده از اکثر نیروهای نظامی خود، از تعداد زیادی جاش استفاده کرد. حملات ارتش دولتی و جاشها در اواسط آوریل ۱۹۶۵ با حمله به کوه صفین در استان اربیل آغاز شد. مهمترین نبردهای این دوره عبارتند از نبرد صفین (آوریل ۱۹۶۵)، نبرد پیراماگرون (۲۸ آوریل ۱۹۶۵)، نبرد کاراداغ (۴ ژوئن ۱۹۶۵)، نبرد ازمار و چاوارتا (۲۵ ژوئن ۱۹۶۵)، نبردهای جبهه راوندز، ۵ آگوست ۱۹۶۵، نبرد کوارش، ۶ سپتامبر ۱۹۶۵، نبرد پنجوین، ۲۳ دسامبر ۱۹۶۵ و غیره. در نتیجه این نبردها، ارتش عراق توانست در چندین نقطه پیشروی کند و در بسیاری از نقاط توسط نیروهای پیشمرگه انقلاب دفع و مجبور به عقبنشینی شد.
در این دوره و پس از عفو رئیس جمهور مصطفی بارزانیدر ۶ ژوئیه ۱۹۶۵، گروه دفتر سیاسی تشکیل شد. ابراهیم احمد آنها از ایران به جنوب کردستان بازگشتند و در حاجی عمران ساکن شدند. پس از مدتی، در اوایل سال ۱۹۶۶، این گروه به دولت پیوستند و با انقلاب مخالفت کردند.
طرح (توکلت علی الله)، مرحله جدید جنگ ۱۹۶۶
پس از مرگ عبدالسلام عارف در ۱۳ آوریل ۱۹۶۶ و استعفای کابینه طاهر یحیی، عبدالرحمن عارف به ریاست جمهوری عراق رسید و کابینه جدید توسط عبدالرحمن بزاز تشکیل شد. در این مدت، گروه دفتر سیاسی از انقلاب جدا شده و به دولت پیوستند. این عوامل باعث شد دولت احساس تسلط کند، بنابراین توسط وزیر دفاع، سرهنگ دوم عبدالعزیز، در ۳ مه ۱۹۶۶، تیپ چهارم کوهستانی با پشتیبانی تیپ اول به کوه هیندرن حمله کرد و تیپ سوم با پشتیبانی تیپ چهاردهم به ززک حمله کرد. این حمله منجر به نبرد هیندرنی داستان در ۱۲ مه ۱۹۶۶ شد که منجر به شکست نیروهای دولتی و جاشها و اخراج جاشها در صبح ژوئن ۱۹۶۶ و موافقت دولت با خواستههای رهبری انقلاب و آتشبس شد. بیانیه توسط عبدالرحمن بزاز خوانده شد.
مرحله جدید انقلاب و نقش جاشها (۱۹۶۶-۱۹۷۰)
پس از شکست در اجرای طرح «توکلت علی الله»، حکومت با افتتاح ستادها و مسلح کردن جاشها، به ویژه گروه دفتر سیاسی قدیم، سعی در اجرای برنامههای خود علیه انقلاب داشت. جاشها وظیفه خود را به بدترین شکل ممکن انجام دادند و به شاهدان عینی و مجریان برنامههای حکومت تبدیل شدند.
در پاسخ، دولت با اعزام هیئتهایی به مقر بارزانی و دعوت و استقبال از هیئتهای انقلابی در بغداد، سعی کرد به مردم و جهان خارج القا کند که روابطش با رهبری انقلاب در قویترین حالت خود قرار دارد. یکی از مهمترین سفرهای این دوره، سفر رئیس جمهور عبدالرحمن عارف به برزویه برای دیدار با رئیس جمهور مصطفی بارزانی در 28 اکتبر 1966 و سفر بعدی او بود. ادریس بارزانی و مسعود بارزانی یکی پس از دیگری به بغداد در ماه دسامبر
در طول آتشبس، رهبری انقلاب دورههای نظامی مختلفی را برای پیشمرگهها به منظور تقویت ارتش انقلابی بارزانی برگزار کرد و قانون اساسی برای انجام وظایف انقلاب تصویب شد و دولت به برخی از وعدههای داده شده به او در صبح 27 ژوئن، به ویژه پس از دیدار نخست وزیر طاهر یحیی با رئیس جمهور، عمل کرد. مصطفی بارزانی در اوت ۱۹۶۷، او روستاهای عربنشین دُبز را به مالکان کردشان بازگرداند.
روابط بین رهبری انقلاب و دولت دوباره متشنج شد، زمانی که یک هیئت دولتی در 7 اکتبر 1967 با رهبری انقلاب دیدار کرد. این هیئت اعلام کرد که دولت از مذاکرات عقبنشینی کرده است. جاشها را خلع سلاح کنید و نخست وزیر نامهای به رئیس جمهور فرستاد. مصطفی بارزانی او هشدار داد که در این زمینه هیچ اختیاری ندارد و رئیس جمهور تحت تأثیر افسران ارتش است، که این امر باعث شد رهبری انقلاب تصمیم بگیرد این وظیفه را بر عهده بگیرد و نیروهای پیشمرگه را به مقر جاش در بکراجو اعزام کند، سپس توسط رئیس جمهور، عبدالکریم فرحان، وزیر کشاورزی، به رئیس جمهور فرستاده شد. مصطفی بارزانی در عوض، دولت تعداد زیادی نیرو برای حمایت از جاشها به سلیمانیه فرستاد. پس از این وقایع، پدیده ترور کادرها و اعضای حزب دموکرات کردستان (KDP) رخ داد. رهبری انقلاب سعی کرد با اعزام گروههای مسلح علیه جاشها واکنش نشان دهد. اوضاع به گونهای شد که نخست وزیر طاهر یحیی نامهای به رئیس جمهور مصطفی بارزانی فرستاد و از او خواست که از ضرب و شتم جاشها دست بردارد. در عوض، او به او گفت که ترور جاشها را متوقف کند و زندان بکراجوش را که توسط جاشها اداره میشد، ببندد.
در اوایل سال ۱۹۶۸، اوضاع بین انقلاب و دولت دوباره رو به وخامت گذاشت. دولت از طریق جاشها به انقلاب حمله کرد و به بهانه آرام کردن اوضاع، نیروهایی را به شیخان فرستاد. او از وزرا و رئیس ستاد ارتش خواست تا برای این وضعیت محدودیتی قائل شوند، اما عقبنشینی دولت از این وضعیت منجر به واکنش نیروهای انقلابی به حملات جاشها و ارتش شد.
در ۱۵ آوریل ۱۹۶۸، نبردی بین ارتش انقلابی، ارتش رژیم و جاشها در دشت اربیل آغاز شد که تا ۱۸ آوریل ۱۹۶۸ ادامه یافت. در نتیجه، ارتش عراق شکست خورد و مجبور به عقبنشینی از دشت اربیل شد.
در ۱۷ ژوئیه ۱۹۶۸، دولت عبدالرحمن عارف توسط بعثیها سرنگون شد. احمد حسن بکر به عنوان رئیس جمهور منصوب شد. بنابراین، تا پایان سال ۱۹۶۸، هیچ جنگی بین ارتش انقلابی و ارتش رخ نداد. در مقابل، حملات جاشها تشدید شده بود. جاشها، به ویژه گروه دفتر سیاسی و میدانی، سعی کردند به نیروهای انقلابی حمله کنند تا آنها را تخلیه کنند. آنها سعی کردند با کمک ارتش، کاراداغ را تصرف کنند. در ۱۲ اکتبر ۱۹۶۸، نیروهای خبات، رزگاری و دشتی اربیل برای مقابله با جاشها به کاراداغ اعزام شدند. کرکوک عقبنشینی کرد.
در فوریه ۱۹۶۹، رهبری انقلاب تصمیم به حمله به میدان نفتی بابا گورگور در کرکوک گرفت، که منبع مهمی از درآمد دولت بود و علیه انقلاب استفاده میشد. از سوی دیگر، دولت واکنشی نشان نداد.
در فوریه ۱۹۶۹، جنگ از سر گرفته شد. دولت، با کمک جاشها، از هر جایی که میتوانستند به نیروهای انقلابی حمله کردند.
نبرد شاخولان در ۲۱ فوریه ۱۹۶۹، نبرد دره آلان در ۱۳ ژوئیه ۱۹۶۹، نبرد شارازور و حلبچه در ۲۵ مه ۱۹۶۹، نبرد دوکان در ۲۰ سپتامبر ۱۹۶۹، نبرد دکن و سوریه در اواسط ماه اوت. دولت با کمک جاشها حملات خود را به مناطق گرمیان و کاراداغ تشدید کرده بود و جنگ به مدت سه ماه تابستان ادامه داشت. در نتیجه، پیشمرگهها مجبور به عقبنشینی و تجمع در کوه سورداش شدند، اما ارتش در دشت اربیل پیروزی چندانی نداشت. پس از این پیروزیها، دولت و جاشها قصد داشتند منطقه دیلمان را که مقر بارزانی در آن قرار داشت، متوقف نکنند، بنابراین حملات خود را از سر گرفتند. در اواسط اکتبر ۱۹۶۹، آنها حملهای همهجانبه به منطقه مارگا انجام دادند و مزارع دره شهدا را اشغال کردند.
پس از پیشروی ارتش و جاشها، در پایان اکتبر ۱۹۶۹، نیروهای پیشمرگه خود را مجدداً سازماندهی کردند و به ضدحملهای دست زدند که در جنگهای بعدی نیز ادامه یافت، مانند:
نبرد مارگا در ۶ نوامبر ۱۹۶۹، نبرد پیراماگران در ۱۸ نوامبر ۱۹۶۹، نبرد کوه سورداش در اواسط نوامبر ۱۹۶۹ و غیره، این شکستها بار دیگر دولت را مجبور به پیوستن به رهبری انقلابی کرد. مذاکرات منجر به توافق ۱۱ مارس ۱۹۷۰ شد.
توافق ۱۱ مارس
بعثیها در تلاشهای نظامی خود برای پایان دادن به انقلاب شکست خوردند و انقلاب به پیروزیهای بزرگی دست یافت. دولت بعثی چارهای جز هدر دادن منابع انسانی و مادی زیادی نداشت. در سپتامبر ۱۹۶۹، بعثیها اولین تلاش خود را برای رسیدن به توافق با رهبری انقلاب از طریق هیئتی از اتحادیه دانشجویان کردستان انجام دادند که مذاکرات آنها چندین ماه ادامه داشت. هر دو طرف در بالاترین سطوح برای رسیدن به توافق بین بغداد و نوپردان تلاش میکردند، سرانجام پس از سفر صدام حسین، معاون رئیس جمهور عراق، به نوپردان و دیدار با رئیس جمهور، توافق حاصل شد. مصطفی بارزانی در ۱۱ مارس ۱۹۷۰، توافقنامهای بین دولت بعث عراق و رهبری انقلاب امضا شد که منجر به به رسمیت شناختن آنچه کردها انقلاب را برای آن آغاز کرده بودند، یعنی حقوق سیاسی و ملی مردم کرد در کردستان جنوبی، شد.
لغو توافقنامه ۱۱ مارس و توافقنامه ۱۹۷۵ الجزایر
توافقنامه ۱۱ مارس ۱۹۷۰ هرگز توسط دولت عراق طبق توافق اجرا نشد و در نتیجه اوضاع بین رهبری انقلاب و دولت عراق رو به وخامت گذاشت. در ۲۶ مارس ۱۹۷۴، رژیم بعث آتشبس با رهبری انقلاب را اعلام کرد، تمام هنگهای گارد مرزی را منحل کرد و جنگ بین دو طرف از سر گرفته شد. این رژیم مناطق تحت کنترل انقلاب را گلولهباران کرد و تا پایان سپتامبر ۱۹۷۴ کنترل بیشتر مناطق تحت کنترل انقلاب را به دست گرفت. پیروزیهای ارتش دوام زیادی نداشت و آنها مجبور به عقبنشینی از مناطقی شدند که اشغال کرده بودند. در این مدت، او به طور گسترده توسط دولت ایران حمایت میشد.
در اواخر پاییز ۱۹۷۴، بغداد اعلام کرد که جنگ در زمستان ادامه خواهد یافت. این شکستها برای رژیم بعث و صدام حسین غیرقابل تحمل بود و دولت در برابر انقلاب کاملاً ضعیف بود. او مجبور شد حتی از اعضای ذخیره خود استفاده کند و بودجه ذخیره دولت رو به اتمام بود. شاه ایران میخواست با کمک به انقلاب، عراق را تحت فشار قرار دهد تا اینکه پیمان ماه مه به همین منظور منعقد شد و او ایالات متحده را متقاعد کرد که مخفیانه و تحت نظارت او از انقلاب حمایت کند.
در ۶ مارس ۱۹۷۵، اجلاس اوپک با حضور نمایندگان ۱۳ کشور عضو این سازمان در الجزیره و با کمک رئیسجمهور برگزار شد. یک توافق سیاسی-نظامی بین صدام حسین، معاون رئیسجمهور عراق، و محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه ایران، برای کمک به عراق در محاصره انقلاب امضا شد. کردها باید از مرزهای خود با عراق محافظت کنند و دیگر در امور داخلی عراق دخالت نکنند، در عوض عراق بخشی از خاک خود (شطالعرب) را به ایران واگذار کند و مرزهای آبی دو کشور را به توافق قسطنطنیه در سال ۱۹۱۳ بین ایران و امپراتوری عثمانی بازگرداند.
فروپاشی انقلاب
وقتی توافق الجزایر اعلام شد، رئیس جمهور ... مصطفی بارزانی هیئتی که به درخواست شاه ایران به تهران سفر کرده بود، توسط رئیس جمهور بارزانی به حاجی عمران اعزام شد تا جلسهای فوری با اعضای دفتر سیاسی و رهبران سیاسی برگزار کند. بعدازظهر ۸ مارس ۱۹۷۵، محسن دزهای به حاجی عمران رسید و جلسهای برگزار کرد. فرستاده بارزانی به حضار اطلاع داد که رژیم ایران تصمیم گرفته است در ۱ مارس ۱۹۷۵ جلسهای برگزار کند. رئیس جمهور بارزانی از اعضای رهبری خواسته است که تصمیم بگیرند که آیا به ایران فرار کنند یا انقلاب را ادامه دهند.
بیشتر اعضای دفتر سیاسی طرفدار ادامه انقلاب از طریق جنگ چریکی و عدم تسلیم شدن در برابر هیچ طرفی بودند. محسن دزئی در 9 مارس به تهران بازگشت و همان روز رئیس بارزانی را از تصمیمات و پیشنهادات جلسه مطلع کرد. پاسخ رئیس مصطفی بارزانی از طریق آژانس بتل دفتر پ.ک.ک در تهرانمصطفی بارزانی او به حاجی عمران بازگردانده شد و از پیشنهاد رهبری پ.ک.ک برای ادامه جنگ چریکی حمایت کرد.
پس از بازگشت از الجزایر، در ۱۱ مارس ۱۹۷۵، او با هیئتی از رهبری انقلاب در تهران ملاقات کرد. من منافع دیگر را کنار خواهم گذاشت، همانطور که شما توافقنامه ۱۱ مارس ۱۹۷۰ را به خاطر منافع خودتان با آنها امضا کردید.
در ۱۲ مارس، رئیس جمهور مصطفی بارزانی هیئت همراه به حاجی عمران بازگشت و در همان روز با اعضای رهبری حزب جلسهای برگزار کرد. در این جلسه، تصمیم گرفته شد که نبرد ادامه یابد. تصمیم گرفته شد که مناطق انقلابی به چندین بخش تقسیم شوند و هر کدام یک رهبر داشته باشند. قرار شد حوزههای ویژهای برای او ایجاد شود و برای کاهش بار انقلاب، تعداد پیشمرگان در نیروها کاهش یابد و اعلام شود که همه آزادند که تحت عفو عمومی یا به عنوان پناهنده به عراق بازگردند. چه به ایران بروند و چه در مناطق تحت کنترل انقلاب بمانند و به نبرد ادامه دهند، اکثر حاضران در جلسه تصمیم به ماندن گرفتند.
پس از تصمیم به ادامه انقلاب، در ۱۸ مارس، ژنرال منصورپور، نماینده محمدرضا شاه، به منطقه تحت کنترل انقلاب آمد و با رئیس جمهور مصطفی بارزانی و برخی از اعضای دفتر سیاسی دیدار کرد. او به رهبری انقلاب گفت که اگر به جنگ ادامه دهند، نیروهای نظامی عراق اجازه ورود به خاک ایران را برای نابودی انقلاب خواهند داشت و در صورت لزوم نیروهای ایرانی به آنها کمک خواهند کرد. در ۱۸ مارس، رهبری انقلاب تصمیم به برگزاری جلسه اضطراری با حضور اعضای دفتر سیاسی و کمیته مرکزی گرفت. مصطفی بارزانی او پس از بحث در مورد کل وضعیت با رهبران نظامی و چهرههای حزبی و سیاسی، نظرات خود را به شرکتکنندگان در جلسه ابراز کرد که جنگ باید برای مدتی متوقف شود و در زمان مناسبتری از سر گرفته شود. همه آنها پیشنهاد رئیس جمهور بارزانی را پذیرفتند. تا ۲۵ مارس ۱۹۷۵، بیشتر رهبران انقلابی، پیشمرگهها و غیرنظامیان به ایران گریخته بودند و بسیاری از آنها عفو عمومی دریافت کرده و در کردستان ماندند و سپس به جنوب و مرکز عراق منتقل شدند.
منابع:
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد، ۱۹۵۸-۱۹۶۱، جلد دوم، (۲۰۱۲).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۶۱-۱۹۷۵، جلد سوم، بخش اول، (اربیل، چاپخانه وزارت آموزش و پرورش، ۲۰۰۴).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۶۱-۱۹۷۵، جلد سوم، بخش دوم، (اربیل، چاپخانه وزارت آموزش و پرورش، ۲۰۰۴).
- تاریخچه حزب دموکرات کردستان (KDP)، کنگره و کنفرانس (برنامه و آییننامه). کمیته دایرهالمعارف حزب دموکرات کردستان، جلد ۱، (چاپخانه اربیل- روژهلات- ۲۰۲۱).
- صلاح الخرسان، تدارکات سیاسی در کردستان عراق، مطالعه پروندههای جنبشها و احزاب کردی در عراق ۱۹۴۶-۲۰۰۱، (بیروت - چاپخانه الباغ - ۲۰۰۱).
- حبیب محمد کریم، تاریخ حزب دموکرات کردستان - عراق (در دفتر مرکزی) ۱۹۴۶-۱۹۹۳، (دهوک - چاپخانه خبات - ۱۹۹۸م).
- دکتر شیرکو فتح الله عمر، حزب دمکرات کردستان و جنبش آزادیبخش ملت کرد 1946-1957، ص. سواره قلادزه ای، (چاپخانه شهید آزاد هورامی - 1392).
- شوکت ملا اسماعیل حسن، روزهایی از تاریخ انقلاب سپتامبر ۱۹۶۱-۱۹۷۵، (اربیل، دفتر تفسیر برای نشر و رسانه، چاپخانه وزارت آموزش و پرورش، ۲۰۰۷).
- عصمت شریف وانلی، کردستان عراق به مثابه یک هویت ملی (مطالعهای در انقلاب ۱۹۶۱)، ترجمه سعد محمد خضر، (سلیمانی، بنیاد ژین، چاپخانه شوان، ۲۰۱۲).
- شیرزاد زکریا محمد، شورای رهبری انقلابی در کردستان - عراق 1964-1970، مطالعات عمومی تاریخ سیاسی، (دهوک - مرکز مطالعات کردی و حفظ اسناد - دانشگاه دهوک - چاپخانه دانشگاه دهوک - 2010).
- شورای فرماندهی انقلاب عشایر، کمیته دفاع از حقوق عشایر را تشکیل داد، روزنامه اطلاعات، شماره ۱۱۵۳۳، تهران، شنبه، ۲۶ فروردین ۱۳۴۳. ش.
- بادنبل، اطلاعات قبایل عراق در مورد خودمختاری، روزنامه اطلاعات، شماره ۱۱۵۳۴، تهران، یکشنبه، ۱۷ آوریل ۱۹۶۴.




