در ماه مه ۱۹۶۲، پس از آنکه اکثر روستاهای منطقه بهدینان به جز بخشها و مراکز بخشها که هنوز تحت کنترل دولت عراق بودند، تحت کنترل انقلاب قرار گرفتند، مردم دسته دسته به انقلاب پیوستند و به نیروهای پیشمرگه پیوستند. در ابتدای انقلاب، نیروهای پیشمرگه سازماندهی نشده بودند، اما به منظور سازماندهی مجدد نیروهای پیشمرگه به صورت یکپارچه و داشتن ساختار نظامی، به پیشنهاد و تصمیم رهبر انقلاب، ملا مصطفی بارزانی، تلاش شد تا امور اداری و نظامی در منطقه بهدینان سازماندهی شود. برای هر منطقه یک فرمانده تعیین شد، عیسی سوار به عنوان فرمانده منطقه زاخو، علی خلیل به عنوان فرمانده منطقه دهوک، حسو میرخان دولامری به عنوان فرمانده منطقه شیخان و محمد امین میرخان به عنوان فرمانده نیروهای مهاجم و اسد خوشوی به عنوان فرمانده کل منطقه. چندین واحد پیشمرگه با نامهای قول، لیق، سکتور، سرلیق و فرماندهان بخش تشکیل و سازماندهی شدند، همانطور که در سیستم ارتش عراق، نیرو، گردان، لیق و پل برای نیروهای پیشمرگه تعیین شده بود.
قدرت زاکسو یکی از نیروهای انقلاب سپتامبر منطقه جغرافیایی وسیعی بود که تصرف شده بود، پس از اینکه عیسی سوار به عنوان فرمانده منطقه زاخو منصوب شد، با ۶۰ پیشمرگه به منطقه رفت، پایگاه آن نیرو در روستای ارمیشت و بعداً در روستای بزیه تأسیس شد. عیسی سوار پس از استقرار در منطقه، چندین مقر، هر کدام با ۶۰ تا ۱۰۰ پیشمرگه، هر کدام در منطقهای متفاوت، مانند طایفه علی علی سیفالدین، تأسیس کرد. هاشم مروزی، نایف احمد مجدین، علی هالو، عارف درویش، علی رشو، موسی بهراوی، فرحان کشانی گلی، ملا حسن حاجی صادق گلی، سلمان خورشید، عبدالرحمن دینو، سید ابوش عبدی خزاله، یاسین رشید بتاسی، شریف موسی میچولی و ابوش مصطفی. این شاخهها به شکل گروههای قبیلهای بودند که تا سال ۱۹۶۴ به این شکل باقی ماندند. بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳، نیروهای پیشمرگه سیستم حقوق و دستمزد نداشتند و بیشتر آنها داوطلب بودند و بیشتر هزینههای پیشمرگه بر عهده مردم محلی بود.
در مارس ۱۹۶۲، به دلیل کمبود سلاح، فرمانده این نیرو در منطقه شروع به جمعآوری سلاح کرد که در نتیجه آن ۷۵ قبضه سلاح توسط مردم اهدا شد و نیروهای پیشمرگه حمله به دو پاسگاه نظامی در کوه بکسری را آغاز کردند که شامل ۱۷ افسر پلیس بود. نقطه اول در کالفرین و نقطه دوم در نزدیکی روستاهای تورکیجا بود. این عملیات نظامی اولین قدم برای شروع جنگهای دیگر در منطقه بود.
پس از کودتای نظامی ۸ فوریه ۱۹۶۳ و روی کار آمدن حزب بعث سوسیالیست عرب و تشکیل دولت جدید عراق که با راه حل مسئله کردها مخالف بود و از بهانه حل مسئله کردها استفاده میکرد، پس از مذاکرات بین رهبری انقلاب و دولت عراق، اوضاع کردستان بار دیگر به هم ریخت و دولت عراق دوباره شروع به جنگ کرد. در جریان حمله دولت عراق به کوه متینی در سال ۱۹۶۳، ارتش اول و قدرت زاکسوکه با ۳۰۰ پیشمرگ ذخیره به رهبری عیسی سوار توانستند نیروهای دولتی را از کوه متینی بیرون برانند. پس از توافق ۱۰ فوریه ۱۹۶۴ بین رهبری انقلاب و دولت عراق و آتش بس، رهبری انقلاب شروع به سازماندهی سیاسی و نظامی کرد و ارتش اول را در بهدینان به فرماندهی اسد خوشوی، ارتش دوم را در اربیل به فرماندهی رشید سندی و ارتش سوم را در سلیمانیه و کرکوک به فرماندهی عزیز اکرایی تشکیل داد، ارتش اول در بهدینان از قدرت زاکسو فرماندهی این نیرو را ایسا سوار، فرماندهی نیروی دهوک را علی خلیل و فرماندهی نیروی شیخان و عکا را هیسو میرخان دولمری بر عهده داشت.
پس از توافق ۱۱ مارس ۱۹۷۰، سازمان نظامی تغییر کرد و چهار گردان مرزبانی در مرز ارتش اول متشکل از ۲۰۰۰ پیشمرگه، گردان سوم آمدیا به فرماندهی سلیم اسد، گردان چهارم زاخو به فرماندهی عیسی سوار، گردان هشتم دهوک به فرماندهی علی خلیل و گردان نهم شیخان به فرماندهی هیسو میرخان دولامری تشکیل شد که هر گردان شامل ۵۰۰ پیشمرگه بود. پس از شروع جنگ در سال ۱۹۷۴، گردانهای مرزبانی منحل شدند و ارتش اول طبق معمول با کمی تغییرات تشکیل شد.
ترکیب قدرت زاکسو:
قدرت زاکسو که وابسته به ارتش اول بود، در سال ۱۹۶۴ تأسیس شد و در سالهای (۱۹۶۲-۱۹۶۵) مقر آن در روستای بزیحه و بعدها در روستاهای ارمیشته و آسیحه بود، همچنین دارای یک بیمارستان واقع در روستای ارمیشته بود، این نیرو شامل پنج گردان بود:
-
گردان اول به فرماندهی الی هالو، شامل سه لشکر و تحت نظارت الی رِشو کُندی، عمر الی هالو و احمد طیار اسماعیل بود. این گردان در منطقه سندیان و روستای بهراوا مستقر بود.
-
گردان دوم، به فرماندهی سید ابوش سلیوانهای و معاونش رمضان صالحبو، شامل سه گردان بود و تحت نظارت اسماعیل حاجی بدری، فرحان عبدالله علی و ملا طه حاجی طاهر قرار داشت. این گردان در منطقه سلیوانیان، در روستای باویا مستقر بود.
-
گردان سوم، به فرماندهی علی علی سیدین و معاونش بوز احمد علی، شامل سه لشکر به فرماندهی سید حاجی محمود بوسلی، سیمو صالح سندی و رمضان میرزا ابراهیم گل بود.
-
گردان چهارم به فرماندهی عبدالقادر حسین محمد، شامل سه لشکر تحت فرماندهی حسین عبدالکرم رشو، موسی احمد بشار و احمد سیمع احمد بود.
-
گردان پنجم، به فرماندهی احمد عبدالله شین و معاونش علی طه قمری، شامل چهار لشکر بود و تحت نظارت شوکت بیریندار قمری، رمضان رشید مصطفی، سلیمان محمود ابراهیم و نعمان حاجی مروان طه قرار داشت.
هر گردان از این نیرو به سه یا چهار دسته تقسیم می شد و دسته از سه دسته تشکیل می شد. هر گردان یک واحد پشتیبانی مانند توپخانه، مین، آر.بی.جی و مسلسل داشت و هر گردان یک واحد شیمیایی متشکل از پنج تا شش نفر داشت.
واحد مهندسی، فرماندهی کلاس مهندسی آن نیرو تحت فرماندهی محمد خالد بوسلی و دستیارش احمد رمو بود.
واحد شیمیایی در محدوده این نیرو به فرماندهی عبدالکریم عثمان اسکندر و با کمک سید حمید مصطفی اداره میشد. دو تیم شیمیایی به رهبری عبدالعزیز خیاط و سلیمان عارف چیفتکی نیز وجود داشت.
در مرز قدرت زاکسوسه نوع توپ وجود داشت: ایوب عمر مسئول توپهای ۱۲۰ میلیمتری، صالح امین مسئول توپهای ۸۲ میلیمتری و صالح طیار مسئول توپهای ۶۲ میلیمتری.
احمد یوسف قاسم نیز مسئول بیتئیل بود و دستیارانش عارف صالح و سلیمان محمد علی نیز مسئولیت آن را بر عهده داشتند. قدرت زاکسو بودن.
پس از توافق ۱۱ مارس ۱۹۷۰، نیروهای انقلابی متحول شدند و به گردانهای گارد مرزی تحت نظارت دولت عراق تبدیل شدند. قدرت زاکسو این گردان به عنوان چهارمین گردان نیروهای مرزبانی تحت فرماندهی عیسی سوار با درجه سرگروهبانی سازماندهی شده بود، معاون این گردان رمضان عیسی و معاونش بهجت آمدی بودند. این گردان شامل ۵۰۰ پیشمرگه بود و مقر آن در تیلکبار بود. سرگروهانهای گردان مرزبانی عبارت بودند از بوزه احمد میرزا، ملا طه (رئیس واحد عرفا)، علی علی زوکی، عارف درویش، سید ابوش عبدی خزاله و سعید هالو.
پس از آغاز جنگ بین رهبری انقلاب و دولت عراق در سال ۱۹۷۴، دولت عراق تصمیم به انحلال گردانهای گارد مرزی گرفت و قدرت زاکسو مانند قبل سازماندهی شد تا اینکه شکست در سال 1354 که عیسی سوار فرماندهی آن نیرو را بر عهده داشت، سید ابوش عبدی خزاله، عارف درویش، علی علی زوکی و حاجی قدو گیروی فرماندهان گردان بودند و ستاد فرماندهی گردان را بر عهده داشتند. قدرت زاکسو از ارمیشته به منطقه لف منتقل شد.
جنگها و فعالیتها قدرت زاکسو:
-
نبردهای سال ۱۹۶۲: تصرف گردان نظامی در عاصیه، نبرد دره زاخو، نبرد باتیفا، عملیات عین زاله، نبرد ساحل، نبرد نرگیزیه.
-
در سال ۱۹۶۳، نبرد کوه متینی، دره زاخو، دشت سیلوانیا.
-
در سال ۱۹۶۵، نبرد دشت لف.
-
نبرد بانیا نرگیزیه در سال ۱۹۶۷
-
جنگهای سالهای ۱۹۷۴-۱۹۷۵، مانند نبردهای دشت سیلوانیا، کالفیرین، کوه بکسری، باویا و دره زاخو.
منبع:
-
مسعود بارزانی، جنبش آزادیبخش کرد، جلد سوم، بخش اول، صفحات (67-68)، (92-95)، (158-160)، 187.
-
روژین چلبی منیر، زاخو، 14 ژوئیه 1958 - 6 مارس 1975، (مرکز مطالعات کردی زاخو، 2018)، صص 145، 148، 149، 154، 158، 159، 165، 1621-165، (120) (309-311).
-
آری فاروق نانکلی، نهادهای حزب دمکرات کردستان و انقلاب سپتامبر بین سالهای ۱۹۶۱-۱۹۷۵، ص ۱۴۴.
-
عبدالله رحمان ملازاده، ساختار نظامی انقلاب بزرگ سپتامبر در سالهای ۱۹۶۵-۱۹۷۵، صفحات ۱۵-۱۷، ۲۵.
-
مقدم روکین سنگر ابراهیم خوشناو، رویدادهای نظامی انقلاب سپتامبر 1970-1975، (Hewlêr, Danışfer Press, 2022)، ص 67-68.
-
وصفی حسن، مقدمه انقلاب سپتامبر در منطقه بهدینان 1961-1963، (دهوک، چاپخانه زانی، 1391)، ص 65،80.




