جلال حسامالدین نورالدین غفور، معروف به (مام جلال)، در سال ۱۹۴۷ به حزب پیوست، در سال ۱۹۵۳ عضو کمیته مرکزی حزب شد، در سال ۱۹۵۳ عضو هیئت موسس اتحادیه دانشجویان کردستان شد، در سال ۱۹۵۳ عضو کمیته تدارکات اولین کنگره اتحادیه دانشجویان کردستان در بغداد شد، در همان سال دبیر آن اتحادیه شد، در سال ۱۹۶۱ به نیروهای پیشمرگه پیوست و در سال ۲۰۰۴ توسط پارلمان عراق به عنوان رئیس جمهور عراق انتخاب شد.
زندگینامه
جلال حسامالدین نورالدین خفور، معروف به (مام جلال)، در سال ۱۹۳۳ در شهر کوی، در استان اربیل متولد شد. او از خانوادهای از شیوخ طریقت قادری طالبانی و از قبیله زنگنه فیلی است که اجدادشان در اواخر دوران صفوی از کرمانشاه در کردستان شرقی به کردستان جنوبی مهاجرت کردند. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهرستان کوی استان اربیل و تحصیلات مقدماتی خود را در شهر کرکوک به پایان رساند. او کلاس اول متوسطه خود را در سال ۱۹۴۸ در شهرستان کوی آغاز کرد. او تحصیلات متوسطه خود را در سال ۱۹۵۰ در شهر کوی به پایان رساند. در سال ۱۹۵۱، در کلاس چهارم در مدرسه مقدماتی اربیل پذیرفته شد. در سال ۱۹۵۲، کلاس پنجم متوسطه خود را در بخش علوم در شهر کرکوک به پایان رساند. در سال ۱۹۵۲، در دانشکده حقوق دانشگاه بغداد در دانشکده حقوق پذیرفته شد. پس از ترک تحصیل به دلیل کارهای سیاسی، در سال ۱۹۵۹ از دانشکده حقوق دانشگاه بغداد فارغالتحصیل شد. در سال ۱۹۶۰ به عنوان وکیل در استان کرکوک مشغول به کار شد. در سال ۱۹۶۷ با هیرو ابراهیم احمد ازدواج کرد و در سال ۱۹۷۰ ازدواج کردند.
در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۲، او ناگهان بیمار شد و به بیمارستان چاریته در برلین اعزام شد. در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۲، او با نوشیروان مصطفی (۱۹۴۴-۲۰۱۷)، سازماندهنده عمومی جنبش گوران، تفاهمنامهای را با هدف متوقف کردن رأیگیری در مورد قانون اساسی اقلیم کردستان امضا کرد. در ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۴، او به سلیمانیه بازگشت و از تمام فعالیتهای اداری و سیاسی کنارهگیری کرد. در ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۵، دانشگاه کویه به او دکترای افتخاری حقوق اعطا کرد. در روز سهشنبه، ۳ اکتبر ۲۰۱۷، او به دلیل بیماری در بیمارستانی در برلین درگذشت. به همین مناسبت، رئیس جمهور مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، یک هفته عزای عمومی در اقلیم کردستان اعلام کرد. در ۶ اکتبر ۲۰۱۷، او از طریق فرودگاه اقلیم کردستان در محل حکومت اقلیم کردستان به خاک سپرده شد. پیکر او با حضور مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، و پرچم کردستان وارد سلیمانیه شد و در تپه دباشانا در سلیمانیه به خاک سپرده شد. مراسم تشییع جنازه به زبانهای کردی، عربی، فارسی و انگلیسی برگزار شد.
برگه کار
در سال ۱۹۴۶، او به یکی از افراد مورد علاقه حزب کمونیست عراق تبدیل شد و از طریق وکیل عمر مصطفی محمد امین (۱۹۲۳-۱۹۹۲) با نام عمر دبابی شناخته میشد. او به صفوف حزب دموکرات کردستان دعوت شد و یک هسته سازمانی در خانه خود تشکیل داد. در سال ۱۹۴۷، با تشویق و حمایت حزب دموکرات کردستان، او یکی از بنیانگذاران انجمن توسعه آموزش (K.P.X) بود. در سال ۱۹۴۷، او در مرحله مقدماتی در سطح استان اربیل مقام اول را کسب کرد. در ۲۱ مارس ۱۹۴۷، او نقش پسر کاوه را در تئاتر (زهاک) در منطقه کوی بازی کرد. در سال ۱۹۴۷، او به صفوف حزب دموکرات کردستان پیوست و فعالیت سیاسی را با نامهای مستعار آگیر و پولو آغاز کرد. او همچنین داستانهای کوتاهی با نام آگیر در روزنامه رزگاری، ارگان حزب دموکرات کردستان، منتشر کرد.
در سال ۱۹۴۹، او عضو کمیته منطقه کوی حزب دموکرات کردستان شد. در سال ۱۹۵۰، او عضو کمیته منطقه اربیل حزب دموکرات کردستان شد. در سال ۱۹۵۱، به دلیل فعالیت سیاسیاش، توسط مأموران امپراتوری عراق به طور موقت به موصل تبعید شد. در سال ۱۹۵۱، او نماینده کنگره دوم حزب دموکرات کردستان در بغداد بود. او در تظاهرات ۲۰ نوامبر ۱۹۵۲ در اربیل شرکت کرد و یک روز بعد توسط پلیس دستگیر شد. در سال ۱۹۵۳، او توسط نمایندگان کنگره به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان - عراق (کنگره سوم) انتخاب شد. در سال ۱۹۵۳، او عضو هیئت موسس اتحادیه دانشجویان کردستان در بغداد بود. در سال ۱۹۵۳، او عضو کمیته مقدماتی اولین کنگره اتحادیه دانشجویان کردستان در بغداد بود. در سال ۱۹۵۳، او توسط نمایندگان کنگره به عنوان دبیر اتحادیه دانشجویان کردستان (کنگره اول) انتخاب شد. در سال ۱۹۵۳، او عضو هیئت موسس اتحادیه جوانان دموکرات کردستان بود. در سال ۱۹۵۳، او رئیس اتحادیه جوانان دموکرات کردستان (کنگره اول) شد. در سال ۱۹۵۳، تحت رهبری وکیل ابراهیم احمد فتح (۱۹۱۴ - ۲۰۰۰) و همراهی حبیب محمد کریم (۱۹۳۱ - ۲۰۱۳)، او با نام حبیب فیلی به عضویت هیئت مدیره حزب دموکرات کردستان - عراق درآمد تا سه جناح حزب کمونیست عراق (القائد - رایا الشوکسیلا - وحدت الشیعین) را آشتی داده و آنها را متحد کند، که در این امر موفق شدند. در سال ۱۹۵۴، او به عنوان عضو دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان - عراق انتخاب شد. در سال ۱۹۵۴، او برای مدت کوتاهی توسط پلیس مخفی پادشاهی عراق بازداشت شد. در ۲۰ مارس ۱۹۵۴، او در جشن نوروز در اربیل شرکت کرد و به نمایندگی از دانشجویان دانشکده حقوق دانشکده حقوق بغداد، سخنرانیای به زبان عربی برای عموم خواند. در سال ۱۹۵۴، او در سازمانهای حزب دموکرات کردستان - عراق در رانیه، استان سلیمانیه، با نام مستعار «نهنی اوله» شناخته میشد. در سال ۱۹۵۵، او به عنوان دبیر اتحادیه دانشجویان کردستان (کنگره دوم) انتخاب شد. در سال ۱۹۵۵، او به همراه مهندس نوری صدیق علی (۱۹۲۲ - ۱۹۸۳) یا نوری شاوس، به نمایندگی از حزب دموکرات کردستان - عراق، نامه اعتراضی علیه اقدامات حزب کمونیست عراق به حزب کمونیست بریتانیا ارائه داد. در ۳۱ ژوئیه ۱۹۵۵، او نماینده حزب دموکرات کردستان - عراق در کنگره جهانی جوانان در ورشو، پایتخت جمهوری لهستان بود. در سال ۱۹۵۶، او به عنوان رئیس اتحادیه دانشجویان کردستان انتخاب شد. در سال ۱۹۵۶، او به عضویت دفتر سیاسی حزب متحد دموکراتیک کردستان (وحدت دوم) درآمد، در سال ۱۹۵۷ به عضویت دفتر سیاسی حزب متحد دموکراتیک کردستان (وحدت سوم) درآمد، در سال ۱۹۵۷ در جشنواره جهانی جوانان و دانشجویان در مسکو شرکت کرد و با ژنرال مصطفی بارزانی (۱۹۰۳-۱۹۷۹) ملاقات کرد. در سال ۱۹۵۷، او در تأسیس حزب دموکرات کردستان سوریه در دمشق شرکت کرد و به نقطه تماس آنها با حزب متحد دموکراتیک کردستان تبدیل شد. در سال ۱۹۵۷، او با میشل عفلق، رهبر حزب بعث عرب، اکرم حورانی، یکی از بنیانگذاران حزب بعث عرب، و عبدالحمید السراج (۱۹۲۵-۲۰۱۳)، معاون رئیس جمهور امارات متحده عربی، در دمشق ملاقات کرد و درباره دیدارش با رئیس جمهور مصطفی بارزانی در مسکو و دیدارش با رئیس جمهور جمال عبدالناصر (۱۹۱۸-۱۹۷۰) صحبت کرد. در ۳ نوامبر ۱۹۵۸، او مجری سخنرانی خوشامدگویی به مناسبت بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی از شوروی به میهن در تالار خلق بغداد بود. او سردبیر مجله «رزگاری» بود که تنها دو شماره از آن در اوایل سال ۱۹۵۹ منتشر شد.
در سال ۱۹۵۹، او به عضویت کمیته مشترک حزب متحد دموکرات کردستان و حزب کمونیست عراق برای هماهنگی و همکاری متقابل درآمد. در ۲۱ مارس ۱۹۵۹، او به نمایندگی از حزب متحد دموکرات کردستان در جشن نوروز در شهرستان خانقین استان دیاله سخنرانی کرد. در سال ۱۹۵۹، او نماینده حزب دموکرات کردستان - عراق در کنگره اتحادیه روزنامهنگاران عراق بود. در سال ۱۹۵۹، او توسط نمایندگان کنگره به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان - عراق (کنگره چهارم) انتخاب شد. در سال ۱۹۵۹، او مقالاتی را با نام مستعار پیروت برای روزنامه خبات، ارگان حزب دموکرات کردستان - عراق، نوشت. در ۱۶ فوریه ۱۹۶۰، او از کلاس چهاردهم دانشکده نظامی یدگ در بغداد با درجه افسر درجه دو فارغالتحصیل شد و در لشکر چهارم پیاده نظام و تانک در ارتش عراق خدمت کرد. در سال ۱۹۶۰، او توسط نمایندگان کنگره به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان (کنگره پنجم) انتخاب شد. در سال ۱۹۶۰، او در اولین جلسه کمیته مرکزی به عنوان عضو دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان انتخاب شد. در سال ۱۹۶۰، او رئیس کمیته شاخه چهارم حزب دموکرات کردستان شد. در سال ۱۹۶۰، او یک جلسه آگاهی سیاسی برای کادرهای کمیته شاخه چهارم برگزار کرد. در سال ۱۹۶۱، او در جلسه رهبری حزب دموکرات کردستان برای ارزیابی آخرین وضعیت شرکت کرد و به شروع انقلاب رأی داد. در سال ۱۹۶۱، به همراه وکیل عمر مصطفی محمد امین (۱۹۲۳ - ۱۹۹۲)، با نام عمر دبابه، از روستای بارزان در استان اربیل بازدید کرد و با رئیس جمهور مصطفی بارزانی ملاقات کرد تا نظر او را در مورد شروع انقلاب جویا شود. در سپتامبر ۱۹۶۱، او از قبایل شورشی منطقه پیشدر بازدید کرد تا برای یک انقلاب سراسری آماده شود. در ۶ سپتامبر ۱۹۶۱، او رهبری اعتصاب عمومی در شهر سلیمانیه را برای مطالبه حقوق کردها، همانطور که در قانون اساسی موقت جمهوری عراق تصریح شده بود، بر عهده گرفت. در سال ۱۹۶۱، او به نیروهای پیشمرگه پیوست و یکی از فرماندهان شد. از ۱۸ تا ۲۳ دسامبر ۱۹۶۱، او در جلسه کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان در روستای عوالانا در استان سلیمانیه برای ادامه انقلاب سپتامبر شرکت کرد و آن را تأیید کرد. در نوروز ۱۹۶۲، او فرماندهی آزادسازی منطقه شارباجر در مرز استان سلیمانیه را بر عهده گرفت. در سال ۱۹۶۲، او به عنوان فرمانده لشکر اول نیروی پیشمرگه انقلاب سپتامبر منصوب شد که مقر آن در رودخانه رزان در استان سلیمانیه بود. در سال ۱۹۶۳، او فرمانده نیروی آزادیبخش شد. در اواسط سال ۱۹۶۳، خانه پدرش در منطقه کوی توسط (الحراس القومی) وابسته به حزب بعث به آتش کشیده شد. در سال ۱۹۶۳، او فرماندهی نبرد رودخانه رزان در مرز استان سلیمانیه علیه نیروی زمینی ارتش عراق را بر عهده داشت و تحت فشار ارتش عراق عقبنشینی کرد. در پایان دسامبر ۱۹۶۳، او در جلسه گسترده برای تأسیس شورای رهبری انقلاب در منطقه رانیه در استان سلیمانیه شرکت کرد که ناموفق بود.
در سال ۱۹۶۳، توسط رئیس جمهور مصطفی بارزانی به عنوان معاون رئیس اولین کنگره خلق (کنگره کویه) منصوب شد. در ۱۸ فوریه ۱۹۶۳، او رئیس هیئت مذاکره کننده اولین کنگره خلق (کنگره کویه) به بغداد شد تا در مورد حقوق کردها با دولت عراق گفتگو کند. در سال ۱۹۶۳، او توسط رئیس جمهور مصطفی بارزانی برای سمت وزیر دولت در عراق نامزد شد.
او در سال ۱۹۶۴ به شاخه دفتر سیاسی پیوست و در ششمین کنگره حزب دموکرات کردستان توسط همه نمایندگان از حزب اخراج شد. در سال ۱۹۶۴، او به ایران رفت و تا سال ۱۹۶۵ در آنجا زندگی کرد. در آوریل ۱۹۶۵، او مصاحبهای با بیبیسی انجام داد که پخش شد. در اواسط ژوئیه ۱۹۶۵، پس از آنکه شاخه دفتر سیاسی توسط رئیس جمهور مصطفی بارزانی مورد عفو قرار گرفت، او ایران را ترک کرد و در مناطق آزاد شده انقلاب سپتامبر مستقر شد. در دسامبر ۱۹۶۶، هیئتی از حزب کمونیست عراق از او و دوستانش از شاخه دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان در دولراق، در مرز استان سلیمانیه، بازدید کرد و به آنها اطلاع داد که روابط پنهانی آنها با دولت عراق پنهانی نیست و به منافع کردها و انقلاب آسیب میرساند، اما آنها به این روابط اعتراف کردند و بر آن اصرار ورزیدند.
در ۲۸ دسامبر ۱۹۶۶، او مناطق آزاد شده دولراق را ترک کرد و به سمت بغداد رفت و به دولت عراق در برابر انقلاب سپتامبر کمک کرد. در اواسط ماه مه ۱۹۶۶، او نیروهای مسلح گروه ابراهیم احمد - جلال طالبانی را که توسط ارتش عراق مسلح شده بودند، رهبری کرد و به دژهای پیشمرگه انقلاب سپتامبر در مرز استان سلیمانیه حمله کرد که در ابتدا موفقیتآمیز بود اما بعداً شکست خورد. در روز یکشنبه ۱۹ ژوئن ۱۹۶۶، او با دکتر عبدالرحمن بزاز (۱۹۱۴ - ۱۹۷۳)، نخست وزیر عراق، در بغداد، با هدف همکاری با ارتش عراق علیه نیروهای پیشمرگه انقلاب سپتامبر، ملاقات کرد. در روز یکشنبه ۱۹ ژوئن ۱۹۶۶، او با سپهبد عبدالرحمن محمد عارف (۱۹۱۶ - ۲۰۰۷)، رئیس جمهور عراق، در بغداد، با هدف همکاری با ارتش عراق علیه نیروهای پیشمرگه انقلاب سپتامبر، ملاقات کرد. در ۲۸ آگوست ۱۹۶۶، او در اولین گردهمایی مخالفان حزب دموکرات کردستان در روستای تیمار (گرمیان) شرکت کرد. در سال ۱۹۶۶، او با عبدالخالق سامرایی (۱۹۳۵ - ۱۹۷۹) در روستای کلوش ملاقات کرد.
در ۲۸ مارس ۱۹۷۰، احمد حسن بکر، رئیس جمهور عراق (۱۹۱۴ - ۱۹۸۳) حمایت کامل خود را از گروه ابراهیم احمد - جلال طالبانی و مسلح کردن هواداران آنها قطع کرد. در ۷ اوت ۱۹۷۰، شیخ اسماعیل ملا عزیز، معاون رئیس شاخه پنجم حزب دموکرات کردستان، به همراه اسماعیل عزیز مصطفی (۱۹۳۸ - ۲۰۱۷)، با هدف ارتباط مجدد با صفوف حزب، در تفرجگاه حاجی عمران، استان اربیل، با رئیس جمهور مصطفی بارزانی دیدار کرد و فخر حامد صالح (۱۹۳۷ - ۱۹۷۵)، معروف به فخر مارگسوری، را به خیانت متهم کرد.
در سال ۱۹۷۰، او در ژانویه در مراسم تشییع جنازه جمال عبدالناصر (۱۹۱۸ - ۱۹۷۰) که توسط رئیس جمهور مصطفی بارزانی نمایندگی میشد، شرکت کرد و توسط رئیس جمهور مصر انور سادات (۱۹۱۸ - ۱۹۸۱) مورد استقبال قرار گرفت. در ۱۰ فوریه ۱۹۷۱، او به صفوف حزب دموکرات کردستان بازگشت. در سال ۱۹۷۲، او معاون رئیس روابط حزب دموکرات کردستان در بیروت شد. در سال ۱۹۷۵، او با انور سادات ملاقات کرد.
در ۲۲ مه ۱۹۷۵، با همکاری دکتر فواد معصوم و عادل مراد (۱۹۴۹ - ۲۰۱۸) با نام عادل فیلی و عبدالرزاق عزیز میرزا (۱۹۴۵ - ۲۰۱۸) با نام عبدالرزاق فیلی، اولین بیانیه اتحادیه میهنی کردستان را نوشت و منتشر کرد. در ۱ ژوئن ۱۹۷۵، او اتحادیه میهنی کردستان را به همراه دکتر فواد معصوم، عادل فیلی و عبدالرزاق فیلی تأسیس کرد. در سال ۱۹۷۵، پس از شکست انقلاب سپتامبر، به درخواست مقامات اتحاد جماهیر شوروی مخفیانه از مسکو بازدید کرد و در مورد آغاز انقلاب گفتگو کرد. از ۲۷ تا ۳۱ اوت ۱۹۷۵، او در هجدهمین کنگره انجمن دانشجویان کرد در اروپا در برلین غربی شرکت کرد و باعث انشعاب این انجمن شد.
در اواسط دسامبر ۱۹۷۶، او با مسعود بارزانی در دمشق ملاقات کرد و در مورد هماهنگی و همکاری به توافق رسیدند. در ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۷، او با هدف توسعه فعالیتهای مسلحانه به کردستان جنوبی بازگشت. در ۳۱ اوت ۱۹۷۷، او در اولین جلسه رهبری اتحادیه میهنی کردستان در دولکوست، در مثلث مرزی بینالمللی (عراق - ترکیه - ایران) با استان اربیل، با هدف توزیع پستها شرکت کرد و در آن جلسه به عنوان دبیرکل اتحادیه میهنی کردستان انتخاب شد. در سال ۱۹۷۸، با همکاری سازمان اطلاعات ایران (ساواک) (سازمان اطلاعات و امنیت ملی)، نیروهای خود را از خاک ایران به مرز جمهوری ترکیه منتقل کرد تا برای نبرد حکاری علیه نیروهای رهبری موقت حزب دموکرات کردستان در مناطق بهدینان و شمال کردستان آماده شود. در سال ۱۹۷۸، او در نشست بکسالیسک در مرز استان سلیمانیه با هدف ارزیابی نتایج نبرد حکاری و از دست دادن اکثر نیروهای اتحادیه میهنی کردستان به دست نیروهای رهبری موقت حزب دموکرات کردستان شرکت کرد. در سال ۱۹۷۸، او در نشست دیراوی گورگان در کوه قندیل در مرز استان سلیمانیه علیه مذاکره با دولت عراق شرکت کرد. در سال ۱۹۷۹، او به حزب کمونیست عراق کمک تسلیحاتی ارائه داد. در سال ۱۹۷۹، او با احمد بنیخلانی، عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست عراق، در روستای ناوزنگی در مرز استان سلیمانیه، با هدف حل مشکلات بین حزب دموکرات کردستان ایران و اتحادیه میهنی کردستان، ملاقات کرد.
در ۱۳ اکتبر ۱۹۸۲، در روستای گورشیر در مرز استان سلیمانیه، با عقید روکین خلیل محمد شاکر، معروف به ابواحمد، معاون رئیس سازمان اطلاعات عراق، برای مذاکره ملاقات کرد. در سال ۱۹۸۲، او رئیس جمهور و بنیانگذار اتحادیه انقلابی کردستان شد. در سال ۱۹۸۴، او مذاکرات با رژیم عراق و صدام حسین (۱۹۳۷ - ۲۰۰۶) را آغاز کرد و به مدت دو سال فعالیت مسلحانه را کنار گذاشت. در سال ۱۹۸۵، او نامهای به آیتالله العظمی حسین علی المنتظری، قائم مقام رهبر جمهوری اسلامی ایران، با هدف همکاری متقابل نوشت. در ۱۱ اکتبر ۱۹۸۶، او در عملیات (فتح اول) برای حمله به پایگاههای نظامی و تأسیسات نفتی عراق در کرکوک به سپاه پاسداران ایران کمک کرد.
در ۸ نوامبر ۱۹۸۶، در تهران، پایتخت جمهوری اسلامی ایران، او با ادریس مصطفی شیخ محمد (۱۹۴۴ - ۱۹۸۷)، که با نام ادریس بارزانی نیز شناخته میشود، عضو دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان، توافقنامه صلح امضا کرد. در آوریل ۱۹۸۶، او توافقنامه مشترکی با حزب کمونیست عراق امضا کرد.
در ۱۹ ژوئن ۱۹۹۲، او به عنوان عضو مجمع عمومی کنگره ملی عراق (کنگره وین) انتخاب شد. در سال ۱۹۹۲، او در انتخاب رهبری جنبش آزادیبخش کرد ناموفق بود و پس از رئیس جمهور مسعود بارزانی و با ۴۴۱،۰۵۷ رأی در جایگاه دوم قرار گرفت. در روز شنبه، ۳ آوریل ۱۹۹۳، او با تورگوت اوزال، رئیس جمهور ترکیه (۱۹۲۷ - ۱۹۹۳) در کاخ جمهوری به همراه رئیس جمهور مسعود بارزانی دیدار کرد. در روز یکشنبه، ۴ آوریل ۱۹۹۳، او با نخست وزیر سلیمان دمیرل دیدار کرد.
در اول ژوئیه ۱۹۹۳، او به همراه رئیس جمهور مسعود بارزانی در مراسم فارغالتحصیلی کلاس دوازدهم دانشگاه صلاحالدین در شهر اربیل شرکت کرد. در روز چهارشنبه، ۶ اکتبر ۱۹۹۳، در گذرگاه مرزی باشماخ در مرز استان سلیمانیه، به عنوان دبیرکل اتحادیه میهنی کردستان، از کاروان رئیس جمهور مصطفی بارزانی (۱۹۰۳-۱۹۷۹) و ادریس مصطفی شیخ محمد (۱۹۴۴-۱۹۸۷)، معروف به ادریس بارزانی، که از جمهوری اسلامی ایران به مقصد نهایی خود در روستای بارزان در استان اربیل منتقل میشدند، استقبال کرد.
در ۱۷ فوریه ۱۹۹۴، تحت نظارت رئیس جمهور مسعود بارزانی، او توافقنامه صلحی را با جنبش اسلامی در کردستان عراق امضا کرد. در ۱۳ ژوئن ۱۹۹۴، در شهر سیلوپی (جمهوری ترکیه)، تحت نظارت دولت ترکیه، او با رئیس جمهور مسعود بارزانی با هدف اعلام صلح در منطقه کردستان دیدار کرد. در چهارشنبه، ۹ نوامبر ۱۹۹۴، او در جلسه مشترک دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان - متحد و اتحادیه میهنی کردستان در دفتر دبیرخانه خود در شهر اربیل با هدف حل اختلافات بین آنها شرکت کرد.
او در ۱۱ سپتامبر ۱۹۹۸ وارد ایالات متحده شد و در ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۸ در واشنگتن دی سی، در حضور مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه ایالات متحده، توافقنامه صلح را با رئیس جمهور مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات کردستان، امضا کرد. او در روز جمعه، ۸ دسامبر ۱۹۹۹، در شهر پیرمام مورد استقبال رئیس جمهور مسعود بارزانی قرار گرفت. در روز پنجشنبه، ۲۳ سپتامبر ۱۹۹۹، او در راس هیئتی از اتحادیه میهنی کردستان به همراه نچیروان بارزانی، رهبر حزب دموکرات کردستان، از وزارت امور خارجه ایالات متحده بازدید کرد. در ۳ دسامبر ۱۹۹۹، او به عنوان نماینده اتحادیه میهنی کردستان در نشست گروههای مخالف عراقی در شهر نیویورک، ایالات متحده، شرکت کرد. در روز دوشنبه، ۸ دسامبر ۲۰۰۱، او با رئیس جمهور مسعود بارزانی در شهر پیرمام در استان اربیل با هدف تقویت روابط عمیق دیدار کرد. در روز دوشنبه، ۵ فوریه ۲۰۰۱، او به اتفاق آرا توسط نمایندگان دومین کنگره اتحادیه میهنی کردستان در شهر سلیمانیه به عنوان دبیرکل انتخاب شد و به همین مناسبت، در جمع شرکتکنندگان در کنگره سخنرانی کرد. در بازگشت به منطقه کردستان، در روز پنجشنبه، ۱۱ دسامبر ۲۰۰۱، او دوباره با رئیس جمهور مسعود بارزانی در شورای عالی دیدار کرد و دیدگاههای طرف ترک را در مورد تحولات کردستان مورد بحث قرار داد. در روز یکشنبه، ۳۱ مارس ۲۰۰۲، او هوشیار محمود محمد، معروف به هوشیار زیباری، عضو دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان را به حضور پذیرفت و آنها در مورد سفر او به ترکیه و سوریه صحبت کردند. در روز یکشنبه، ۷ آوریل ۲۰۰۲، او هوشیار زیباری و فاضل میرانی، نمایندگان رئیس جمهور مسعود بارزانی را به حضور پذیرفت. در روز جمعه، ۳۰ مه ۲۰۰۲، او فاضل میرانی، نماینده رئیس جمهور مسعود بارزانی را در شهر دوکان به حضور پذیرفت. در روز دوشنبه، ۲۹ ژوئیه ۲۰۰۲، او دکتر روژ نوری شاویس، نماینده رئیس جمهور مسعود بارزانی، را در شهر دوکان در استان سلیمانیه به حضور پذیرفت. در روز دوشنبه، ۲۶ اوت ۲۰۰۲، او سامی عبدالرحمن و هوشیار زیباری را در شهر لندن به حضور پذیرفت. در روز شنبه، ۷ سپتامبر ۲۰۰۲، هیئتی از رهبری حزب دموکرات کردستان در نقطه مرزی ابراهیم خلیل در مرز جمهوری ترکیه و اقلیم کردستان از او استقبال کردند و در همان روز، در شهر پیرمام، رئیس جمهور مسعود بارزانی از او استقبال کرد. در روز سهشنبه، ۲۶ نوامبر ۲۰۰۲، رئیس پارلمان فرانسه به همراه رئیس جمهور مسعود بارزانی و در روز پنجشنبه، ۲۸ نوامبر ۲۰۰۲، نیکولا سارکوزی، وزیر کشور فرانسه، از آنها استقبال کردند.
در روز پنجشنبه، ۱۹ دسامبر ۲۰۰۲، او به همراه رئیس جمهور مسعود بارزانی، با تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، در داونینگ استریت ملاقات کرد. در سال ۲۰۰۳، او نماینده کنگره صلاح الدین احزاب مخالف عراق با هدف سرنگونی رژیم صدام حسین بود. در روز دوشنبه، ۳ فوریه ۲۰۰۳، او توسط رئیس جمهور مسعود بارزانی در شهر خلیفه در استان اربیل مورد استقبال قرار گرفت تا وضعیت سیاسی کردستان و عراق را ارزیابی کند. در ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۳، او به عنوان عضو شورای ریاست فکری حکومت عراق (انجمن حاکم انتقالی عراقی) منصوب شد. در ۲۶ و ۲۷ مارس ۲۰۰۳، او در کنگره جامع آشتی ملی در اربیل که تحت نظارت رئیس جمهور مسعود بارزانی برای همه اقشار عراق برگزار شد، شرکت کرد. در روز چهارشنبه، ۲ آوریل ۲۰۰۳، او در جلسه دوکان برای رهبری مشترک حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان با هدف فراخوان مرحله آزادی عراق شرکت کرد. در روز دوشنبه، ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۳، او و رئیس جمهور مسعود بارزانی از ژنرال کالین پاول، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا، در شهر حلبچه استقبال کردند تا تاج گلی را در گورستان شهدای حمله شیمیایی در حلبچه بگذارند. در سال ۲۰۰۳، او به همراه زلمی خلیل زاد از ایالات متحده آمریکا بازدید کرد.
در روز شنبه، ۱۵ مه ۲۰۰۴، او نماینده کنگره حاکمیت و دموکراسی بود که در شهر اربیل با حضور ۶۰۰ نماینده برگزار شد. در ۱۸ نوامبر ۲۰۰۴، او ریاست کنگره مخالفان عراقی در دوکان را برای بحث در مورد روند انتخابات و اجرای امنیت و محاکمه صدام حسین بر عهده داشت. در روز چهارشنبه، ۱ دسامبر ۲۰۰۴، در شهر پیرمام، او توافقنامه استراتژیک بین حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان برای مشکلات ملی آنها را با رئیس جمهور مسعود بارزانی امضا کرد.
در سال ۲۰۰۵، او نامزد شورای ملی فکری عراق در فهرست ۱۳۰ ائتلاف کردستان بود و در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۵ به عنوان عضو شورای ملی فکری در فهرست ائتلاف کردستان انتخاب شد. در ۲۸ آوریل ۲۰۰۵، او به عنوان رئیس جمهور جمهوری فدرال عراق برای مرحله فکری منصوب شد. در سال ۲۰۰۵، او برای شورای ملی عراق در فهرست ائتلاف کردستان با شماره ۷۳۰ در استان سلیمانیه نامزد شد. در روز شنبه، ۱۷ ژوئن ۲۰۰۵، او مسعود بارزانی، رئیس منطقه کردستان، را در کاخ جمهوری فدرال عراق پذیرفت و آنها در مورد نوشتن قانون اساسی فدرال عراق و مشارکت همه اجزا بحث کردند و در روز جمعه، ۱۲ اوت ۲۰۰۵، آنها دوباره در مورد نوشتن قانون اساسی بحث کردند. در ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵، او به عنوان رئیس جمهور جمهوری فدرال عراق در کنگره اسلامی در جهان چندگونگی (العالم التعضدی) در وین شرکت کرد. در ۲۱ دسامبر ۲۰۰۶، در شورای ملی کردستان، او با رئیس جمهور مسعود بارزانی، اتحاد دو دولت اقلیم کردستان در اربیل و اداره سلیمانیه را با هدف ایجاد یک دولت واحد اقلیم کردستان امضا کرد. او به مدت دو دوره (۲۰۰۶-۲۰۱۴) به عنوان رئیس جمهور عراق خدمت کرد. در روز شنبه، ۲۳ اکتبر ۲۰۱۰، با هدف ایجاد دولت فدرال عراق، مورد استقبال رئیس جمهور مسعود بارزانی در اربیل قرار گرفت.
آثار او:
جلال طالبانی آثار منتشر شده زیادی دارد که بیشتر آنها مقالات و نامههای اوست که به مناسبتهای خاص و عمومی نوشته یا ارائه کرده و بعداً منتشر شدهاند. برخی از آنها عبارتند از:
۱ - چرا اتحادیه دانشجویان کردستان؟ - ۱۹۵۳.
۲ - جنبش آزادیبخش ملی کرد مردم کردستان - (چاپ اول -)، (چاپ سوم - ۱۹۶۴).
۳ - پیشمرگههای کردستان - پیدایش، توسعه و تجربیات آن در گزارش رفیق مام جلال به کنفرانس حزب دموکرات کردستان - تیمار ۲۸، اوت ۱۹۶۶ - ۱۹۶۶.
۴ - کردستان و جنبش ملی کرد - (چاپ اول - ۱۹۶۹)، ترجمه کردی توسط (ح.الف) تحت عنوان کردستان و جنبش ملی کرد، منتشر شده در سال ۲۰۱۱.
۵ - چرا دانشجویان کردستان به تشکیلات خاصی نیاز دارند؟ - ۱۹۷۳.
۶ - چرا اتحادیه میهنی کردستان...؟ - ۱۹۷۶.
۷ - مقاومت در برابر امپریالیسم و فاشیسم و عوامل آنها برای استقلال، دموکراسی و خودمختاری - ۱۹۸۰.
۸ - ندای کرد بودن - ۱۹۸۱.
۹ - درباره جنگ پارتیزانی در شهرها - ۱۹۸۵.
۱۰ - درباره مسئله کردها در عراق - ۱۹۸۸.
۱۱ - فردا و دموکراسی و آزادی توده مردم، حتی از حق رویاپردازی؟ - (چاپ اول - ۱۳۶۷)، (چاپ دوم - ۱۳۹۳).
۱۲ - یادگیری و درک و استفاده از مارکسیسم در کار - ۱۹۸۹.
۱۳ - دکتر اتاسی و مسئله کرد - سال آینده.
۱۴ - برای توسعه اتحادیه میهنی کردستان - ۱۹۹۲.
۱۵ - ما از جنگ نمیترسیم، بلکه خواهان صلح هستیم - ۱۹۹۵.
۱۶ - خاطرات من - ۱۹۹۶، این نامه یا بروشور به زبان عربی نوشته شده و توسط آمانچ به کردی ترجمه شده است.
17 - پیام مام سلال - 1376.
۱۸ - گفتگوی عرب-کرد و راه حل مسئله کرد - ۱۹۹۸.
۱۹ - بهارِ احیای خاطرات و باورها - ۱۳۷۸.
۲۰ - سلطنت جوبیل نقرهای و وظایف آینده - ۲۰۰۰.
۲۱ - عراق از دیکتاتوری تا دموکراسی - ۲۰۰۳.
۲۲ - سلسله مقالات سیاسی درباره فدرالیسم، اتحاد و اتحادیه میهنی کردستان - ۲۰۰۴.
۲۳ - کردستان یک فدرالیسم والا است... نباید در آن درگیری وجود داشته باشد - ۲۰۰۴.
۲۴ - مقاله کوتاهی درباره سوسیال دموکراسی - ۲۰۰۷.
۲۵ - بخشی از خاطرات مام جلال - ۲۰۰۹، ترجمه از عربی به کردی.
۲۶ - وظایف کاری در شرایط دشوار - ۲۰۱۱.
منبع:
۱ - آرام کریم، من مام جلال را میشناسم، بخش اول، (منتشر نشده - ۲۰۰۰)، صفحات ۵ - ۶، ۸، ۱۰-۱۱، ۱۳، ۱۵، ۱۷، ۲۰ - ۲۲، ۲۶.
2 - تهیه: صلاح رشید، دیدار تمن، جلد اول، چاپ دوم، (سلیمانیه - چاپ کارو - 1396)، ص 21 - 24، 33، 35، 38، 41، 43، 65، 72، 82، 81، 81، 32، 81، 92، 81، 81، 1396، 1396. 30.
3 - تهیه شده توسط: کمال محمود، آلبوم و زندگینامه مام جلال (جرج واشنگتن عراق)، (سلیمانیه - کتابخانه آوات - چاپ کارو - 2017)، ص 6 - 18، 21 - 23، 32، 36 - 37، 71 - 72،18 - 72، - 71 - 72، 18 - 2017. 114 - 115.
۴ - تهیه شده توسط: ملا بختیار، اریف سلیمان، از دانه تا دانه (دانههای گندم)، جلد اول، چاپ دوم، (هولیر - انتشارات هاوزر - ۲۰۰۷)، صفحات ۴۷ - ۴۸.
۵ - احمد بنیخلانی، خاطرات من، (استکهلم - ۱۹۹۷)، صفحات ۱۸۸، ۲۱۴ - ۲۱۵، ۲۵۰، ۲۵۹ - ۲۶۰، ۳۳۹ - ۳۴۱، ۳۵۶ - ۳۵۷، ۳۸۵ - ۳۸۷، ۴۰۰، ۴۰۷، ۴۲۷ - ۴۳۱، ۴۴۴، ۴۴۷، ۴۷۱، ۵۳۲، ۵۴۲ - ۵۴۳، ۵۴۸.
6 - احمد باور، تاریخ معاصر عراق 1914 - 1968، (سلیمانیه - چاپ کارو - 2018)، ص 382، 384.
۷ - احمد دیلزار، خاطرات روزهای من، (هولیر - وزارت فرهنگ و جوانان - انتشارات شهاب - ۲۰۱۹)، صفحات ۸۲، ۲۲۰، ۱۲۲.
8 - احمد شریف لک، تفسیر وقایع تاریخی، جلد دوم، (هولیر - چاپ شرق - 1398)، ص 69، 94، 108، 119 - 121، 124، 137، 143، 145، 206.
9 - اشرف طالبانی، خلاصه ای از تاریخ شیوخ طالبانی، (هولیر - مرکز انتشارات و تحقیقات کوی - چاپخانه شهاب - 1391)، صص 98، 102 - 109، 112 - 117، 132.
۱۰ - ابراهیم الراوی، من الانقلاب العربی الكبیر الی العراق المدرن، چاپ دوم، (بیروت - مطبعة دارالكتب - ۱۹۷۸)، ص ۳۷۸.
11 - ادیت و وای، ایف، بیزوز، عراق: تحقیقی در روابط خارجی و تحولات داخلی آن 1915 - 1975، ترجمه عبدالمجید حسیب القیسی، جزء دوم، (بیروت - دار العربیه لیل مئوسوعات - 1989، ص 972).
12 - اردشیر پشنگ، کردها در جنگ ایران و عراق، (تهران - Nashrî Merz ü Büm - 1394 h.)، صص 136، 138، 151، 153، 163، 191، 193، 201، 202،2،2،2،21. 264 - 265، 271 - 273، 277، 285، 314، 331، 340، 343 - 345، 347، 349 - 351.
13 - آرنولد ویلسون، انقلاب عراق، ترجمه و تعلیق جعفر الخیاط، (بیروت - چاپ دارالکتب - 1971م)، ص. 67.
۱۴ - اسامی نامزدهای لیست اتحاد کردستان برای انتخابات پیش رو، روزنامه تیخی، انتشارات تیخی برای چاپ و نشر، شماره ۴۶۴۱، نوبت سوم، بغداد، چهارشنبه، ۷ دسامبر ۲۰۰۵، ص ۸.
۱۵ - اِما اسکای، امیدهای تزلزلناپذیر و فرصتهای از دست رفته در عراق، ترجمه و ارائه شده توسط قیس قاسم العجرش، (بیروت - الرافدین و سکلور - ۲۰۱۶)، صفحات ۴۲۳، ۴۷۶، ۵۱۹.
۱۶ - بهاءالدین نوری، در ارزیابی سیاست حزب کمونیست عراق در سالهای ۱۹۵۸-۱۹۸۳، چاپ چهارم، (عراق - دسامبر ۱۹۹۱)، ص ۳۳.
۱۷ - پیتر جی. لمبرت، ایالات متحده و کردها: مطالعه موردی تعهدات ایالات متحده، ترجمه شده توسط مرکز مطالعات کردی و حفظ اسناد / دانشگاه دهوک، (دهوک - دانشگاه دهوک - انتشارات خانی - ۲۰۰۸)، صفحات ۶۲، ۶۴، ۹۷، ۹۹، ۱۱۱، ۱۱۳، ۱۱۷، ۱۱۹.
۱۸ - پیتر دبلیو. گالبرایت، پایان عراق، ترجمه مامیک، (هیولیر - چاپ و انتشارات ارس - ۲۰۰۷)، صفحات ۸۶، ۲۱۱.
۱۹ - طالب موریاسی، جستجوی حقیقت، جلد اول، (هیولِر - ۲۰۰۴)، صفحات ۱۱۶، ۱۳۱-۱۳۲.
۲۰ - جلال الطالبانی، دکتر اتاسی و مسئله کرد، (کردستان - اتحادیه میهنی کردستان - دفتر تشکیلات - سالنامه)، صفحات ۱، ۴۰.
21 - جلال طالبانی، کردستان و نهضت ملی کرد، (بیروت - دار التلیعه للطباعه و النشر - 1969م)، ص 1، 7، 447.
22 - جلال طالبانی، کردستان و نهضت ملی کرد، ترجمه ح.ه.، (سلیمانیه - کتابخانه جمال علی باپیر - 1390)، ص 1، 275، 337.
23 - حافظ القادی، ذکر، جزء اول، (دهوک - چاپخانه زانی - 1385)، ص. 270.
۲۴ - حبیب محمد کریم، تاریخ حزب دموکرات کردستان - عراق (در ایستگاههای اصلی) ۱۹۴۶ - ۱۹۹۳، (دهوک - چاپخانه خبات - ۱۹۹۸)، صفحات ۵۰، ۵۶-۵۷، ۵۹، ۶۱، ۶۸، ۸۵، ۵۰۸.
۲۵ - حبیب محمد کریم، کرکوک و انقلاب سپتامبر مقدس، مجله گولان العربی، مرکز فرهنگی گولان، شماره ۷۰، سال ششم، هولیر، انتشارات وزارت آموزش و پرورش، ۳۱ مارس ۲۰۰۲، ص ۳۸.
۲۶ - روزنامههای جنگ علیه عراق - اسناد - گزارشها ۱۹۹۰ - ۲۰۰۵، (بیروت - مرکز تحقیقات اتحادیه عرب - ۲۰۰۷)، صفحات ۵۲۴، ۱۰۶۶، ۱۱۶۰، ۱۲۳۹.
۲۷ - هسن ارفه، کردها و یک مطالعه تاریخی و سیاسی، (بدون مکان - بدون تاریخ)، صفحات ۱۳۳ - ۱۳۴، ۱۳۹ - ۱۴۱.
28 - حسن لطیف الزبیدی، دائرةالمعارف احزاب عراق، (بیروت - مُسَصَتُ الْأَرْفَ لِلْمَتْبُعُات - 2007)، ص 448 - 450، 492، 512، 514 - 516، 591.
29 - حسو حرمی، تخمهایی از زندگی میر تحسین سعیدعلی بیگ، (هولیر - چاپ شرق - 1396)، ص 90، 152، 193.
30 - حسین احمدی، پژوهش در رویدادهای سیاسی مناطق کردنشین ایران 1320 - 1330، چاپ دوم، (تهران - انتشارات متالیاتی تاریخی معاصر - 1394 ه.ق)، ص 25.




