در آغاز انقلاب سپتامبر در سال ۱۹۶۵، به دلیل کمبود سلاح، مهمات و تخصص در زمینه سلاح، توپخانه به خصوص توپخانه کالیبر بزرگ و خمپاره کم بود. در سال ۱۹۶۵، رهبری انقلاب موفق شد ۸ خمپاره ۸۱ میلیمتری و ۴ خمپاره ۱۲۰ میلیمتری را تأمین کند. پس از رسیدن سلاحها به دست انقلاب، برخی از افسران و سربازان ارتش عراق که در بخش توپخانه ارتش آموزش دیده و مهارت یافته بودند، به صفوف پیشمرگهها پیوستند.
سپس، برای تقویت بخش توپخانه، رهبری انقلاب 8 نفر را به یک دوره ویژه با خمپارههای 120 میلیمتری فرستادند، آنها عبارت بودند از:
۱- رئیس بکیر عبدالکریم
۲- خدمتکار خدیر دباخ
۳- ملاعظم خالد شمسالدین
۴- ملاعظیم نوزاد خوشناو
۵- عمر آکسا دولامری
۶- علی دولاماری
۷- هلی دولامری
۸- مصطفی رِشو
توپخانه انقلابی در سالهای ۱۹۶۵-۱۹۶۵ پیشرفت قابل توجهی داشت و سلاحهای آن شامل خمپارههای ۶۰ میلیمتری، خمپارههای ۸۱ میلیمتری آمریکایی، خمپارههای ۱۲۰ میلیمتری، توپهای ۲۵ میلیمتری، ۱۲۲ میلیمتری و ۱۵۵ میلیمتری بود. در این دوره، توپخانههای با استعداد زیادی به خدمت گرفته شدند که برخی از آنها افسران کرد ارتش عراق بودند، اما طی مذاکرات بین رهبری انقلاب و دولت، رهبری تصمیم گرفت به صفوف ارتش عراق بازگردد، مانند ستوان نوزاد خوشناو، ستوان اسماعیل نادر، ستوان خالد شمسالدین، ستوان طارق چاوشین و ستوان علی روبیتین.
دیگرانی که مسئولیت مدیریت توپخانه را بر عهده داشتند عبارتند از: حلی دولمری، عمر عثمان میرگسوری، عارف شیخا، حامدمین رشاشچی، عبدالرحمن بشیایی، دلاور فایق، میلعظیم زیدر الوان، میلازیم انور میری، میلازیم. خدیر دباخ، فریاد قدیر، اسدعلی، عارف جبار و عارف اسد کاروانچی، عارف صدیق قدیر، جلال سلیمان اژگی، محمد محمود هارکی، نایب ضابط جلال، نایب ضابط جمال، مام توفیق درگلی و مصطفی دولامری.
در تابستان ۱۹۶۷، دوره توپخانه دیگری در مرکز نظامی چومان، تحت نظارت ملاعظیم خدیر علوان، افسر ماهر و متخصص توپخانه و نقشههای نظامی ارتش عراق تحت سلطه حزب کمونیست، افتتاح شد. در آن دوره، شرکتکنندگان نحوه استفاده از توپهای ۲۵ میلیمتری، خمپارههای ۶۰، ۸۲، ۱۲۰ میلیمتری، بازوکا و سایر سلاحها، و همچنین نقشههای نظامی، قطبنما، نقشهها، دوربینهای دوچشمی، نقشههای نظامی، دوربینهای دید، استفاده از توپخانه برای پشتیبانی از نیروهای خودی، حمله به مواضع دشمن و پنهان کردن توپخانه را آموختند.
بدیهی است که به دلیل اهمیت رهبری انقلاب، توپخانه روز به روز در حال رشد بود. دورههای مختلفی در مورد خمپارههای ۸۱ میلیمتری و ۱۲۰ میلیمتری، شناسایی (رصد) و نقشههای نظامی افتتاح شد. در سالهای ۱۹۷۰-۱۹۷۴، چندین دوره دیگر برای یادگیری توپخانه ۲۵ لولهای، ۱۲۲ میلیمتری و ۱۵۵ میلیمتری افتتاح شد. در آوریل ۱۹۷۴، یک دوره ۴۰ روزه در مورد خمپارههای ۱۲۰ و ۶۰ میلیمتری با شرکت ۲۵ پیشمرگه در گلاله افتتاح شد. در مه ۱۹۷۴، دوره دیگری برای یادگیری توپ ۱۲۲ میلیمتری و در ژوئن دوره دیگری برای یادگیری توپ ۱۲۲ میلیمتری تحت نظارت ملاعظیم فریدون افتتاح شد. در تابستان ۱۹۷۴، چندین پیشمرگه برای شرکت در دوره استفاده از توپخانه در پایگاه نظامی پسوه به ایران اعزام شدند که توسط مربیان ایرانی و خارجی تدریس میشد. پس از اتمام دوره، آنها به کردستان بازگشتند و برخی از آنها تحت نظارت ستوان یکم کمال پداوی به عنوان معلم مشغول به کار شدند. توپخانه انقلابی.
در سال ۱۹۷۴، زمانی که جنگ از سر گرفته شد، توپخانه انقلابی پشتیبانی قوی برای همه نیروها و گردانها بود. در آن زمان، تنها ۶ توپ بزرگ ۲۵ لولهای با ۸۱۲ گلوله از این نوع وجود داشت. در طول حملات، توپهای ۷۵ میلیمتری، خمپارهاندازهای ۱۲۰ میلیمتری و توپهای ۲۵ لولهای نامهای خاصی داشتند که بتل برای میدان نبرد درخواست کرده بود، به عنوان مثال، نامهای شمال ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶ برای توپهای ۷۵ میلیمتری، نامهای بیرزو ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۷ برای خمپارهاندازهای ۱۲۰ میلیمتری و نامهای لافاو ۱، ۲، ۳، ۴. برای توپهای ۲۵ لولهای استفاده میشد.
در نهایت، توپخانه نقش عمدهای در حمله به پایگاهها و مراکز نظامی عراق در سراسر کردستان، به ویژه در منطقه بالکایتی، ایفا کرد.
نقش توپخانه انقلابی در برخی جنگها و حماسهها
در سال ۱۹۶۵، سه موضع ارتش عراق در رشته کوه کورک گلوله باران شد و خسارات زیادی به هر سه موضع وارد شد و پیشمرگهها توانستند دو مورد از آنها را تصرف کنند. در سال ۱۹۶۵، توپخانه انقلابی توانست پایگاه نظامی رانیه را گلوله باران کند و خسارات زیادی به پایگاه نظامی وارد کند و انبار مهمات را به آتش بکشد. در سال ۱۹۷۴، هنگامی که جنگ از سر گرفته شد، رهبری انقلابی تصمیم گرفت تا رشته کوه گورز را تصرف کرده و ارتش عراق را بیرون براند. در این عملیات، توپخانه انقلابی نقش مهم و تعیینکنندهای ایفا کرد، بهویژه در نبرد نهایی ریبا، جایی که سربازان به شدت دفاع کردند، اما وقتی توپخانه توانست به هدف اصابت کند و خسارات سنگینی به سربازان ریبا وارد کند، پیشمرگهها در مدت کوتاهی ریبا را بدون هیچ تلفاتی تصرف کردند.
در سال ۱۹۷۴، رهبری انقلاب دستور تصرف پایگاه نظامی اسپیلکی در غرب شهر خلیفان را صادر کرد، اما پیشمرگهها در این اقدام شکست خوردند، بنابراین تصمیم گرفته شد که پایگاه به شدت بمباران شود، زیرا سربازان زیادی آماده حمله و پیشروی بودند. برای این کار، فرمانده توپخانه، هالی دولهمری، مستقیماً مأمور اجرای دستورات شد. برای اجرای دستورات، دو قبضه توپخانه شبانه به خلان بیاو تحویل داده شد. در کوه برادوست، فرماندهی توپخانه و فرماندهی گردان دوم زوزیق بر توپخانه نظارت داشتند. در سپیده دم، به توپخانه دستور داده شد که عملیات خود را آغاز کند. پس از بمباران شدید، پایگاه دچار خسارات عمدهای مانند انفجار در مخازن مهمات و سوخت داخل پایگاه شد.
در سال ۱۹۷۴، طی حمله ارتش عراق به دره عمر اکسا در دشت دیانا، توپخانه انقلابی آنها نقش بسیار مهمی در شکست این حمله ایفا کردند و خسارات سنگینی به ارتش عراق وارد کردند و حمله با شکست مواجه شد.
منبع:
-
مقدم رکن سنگر ابراهیم خسناو، رویدادهای نظامی انقلاب سپتامبر, 1970-1975 , چاپ اول , هول , 2022 .
-
میلازیم ژیدیر عبدالله دباکس، خاطره و توپخانه انقلاب کبیر سپتامبر – چاپ سوم – انتشارات روزنبیری – هورل، 2020.
-
اسماعیل گوندجوری انقلاب سپتامبر در Balekayeti، انتشارات روژهلات، ویرایش 1، 2018.
-
عبدالله رحمان ملازاده، ساختار نظامی انقلاب بزرگ سپتامبر، چاپ دوم، دهوک، ۲۰۱۲.
-
عمر عثمان، زندگی یک کرد، انتشارات مکریانی، چاپ دوم، جلد ۱ و ۲، ۲۰۰۸.
-
مصاحبه گرگیس یلدا ترکسان، پیشمرگه انقلاب سپتامبر، آرشیو دایره المعارف.
-
غازی عادل گردی، پیشمرگهای در خدمت بارزانی... حاجی بروکسی، جلد ۱، چاپ دوم، ۲۰۲۱.




