عبدالله صادق احمد صائب طه، که با نامهای (رئیس عبدالله برواری و دوپیشک) شناخته میشود. او یک افسر و سیاستمدار بود که در سال ۱۹۴۵ به صفوف حزب آزادیبخش کردستان پیوست و با نام مستعار "دوپیشک" خدمت کرد. در سال ۱۹۵۰ به صفوف حزب دموکرات کردستان پیوست. در سال ۱۹۵۰ به ارتش لیبی پیوست و در ۳ مه ۱۹۵۵ در خدمت شش ماهه ارتش عراق شرکت کرد و به درجه ستوان دومی ارتقا یافت. در سال ۱۹۷۹، در نهمین کنگره حزب دموکرات کردستان به عنوان عضو کمیته مرکزی و مدرسه سیاسی انتخاب شد. او در سال ۱۹۸۱ در وین درگذشت.
زندگینامه
عبدالله صادق احمد صائب طه در استان دهوک متولد شد. در سال ۱۹۴۵ به صفوف حزب آزادیبخش کردستان پیوست و با نام رمز (دوپیشک) خدمت کرد. در سال ۱۹۵۰ به صفوف حزب دموکرات کردستان پیوست. در سال ۱۹۵۰ به صفوف ارتش لیبی که تحت فرماندهی امپراتوری بریتانیا بود، پیوست. در لشکرکشی سوم مه ۱۹۵۵، به مدت شش ماه در ارتش عراق شرکت کرد و با درجه ستوان دومی از آن جدا شد. در سال ۱۹۶۰ افتخار عضویت در حزب دموکرات کردستان را دریافت کرد. در سالهای (۱۹۶۵ تا ۱۹۶۷) به دلیل فعالیتهای سیاسی، توسط سرویس اطلاعات ارتش عراق در زندان نوگره سلمان زندانی و از صفوف ارتش جمهوری عراق اخراج شد. پس از آزادی از زندان در سال ۱۹۶۷، با درجه سرهنگ دومی به صفوف انقلاب پیوست.
برگه کار
عبدالله صادق احمد صائب طه در سال ۱۹۶۷ فرمانده گردان سوم سورداس از نیروهای آزادیبخش ارتش سوم شد. در سال ۱۹۶۷، او معاون فرمانده نیروهای آزادیبخش ارتش سوم شد. در سال ۱۹۶۸، او در نبرد سورداس علیه نیروهای ارتش عراق شرکت کرد. در ۶ نوامبر ۱۹۶۹، او یکی از فرماندهان نبرد ادغام در مرز استان سلیمانیه علیه ارتش عراق بود. در پایان سال ۱۹۶۹، او یکی از فرماندهان نبرد سورداس در مرز استان سلیمانیه بود. در سالهای (۱۹۶۹ - ۱۹۷۰)، او فرمانده نیروی آزادیبخش ارتش سوم بود. در سال ۱۹۷۰، پس از توافق ۱۱ مارس بین رهبری انقلاب سپتامبر و دولت عراق، او با رتبه حمله به فرماندهی گردان ششم مرزبانان سورداشی (حرس الحدود) منصوب شد.
در سال ۱۹۷۱، حکم دستگیری او توسط مقامات عراقی صادر شد و او با نیروهای پیشمرگه تماس گرفت. در سال ۱۹۷۴، برای دومین بار با نیروهای پیشمرگه تماس گرفت. در سال ۱۹۷۵، پس از شکست انقلاب سپتامبر، به شاه نشین ایران مهاجرت کرد. در آوریل ۱۹۷۵، رئیس جمهور مسعود بارزانی در آماده سازی برای انقلاب ماه مه با او در ارتباط بوده است. در سالهای (۱۹۷۶ - ۱۹۷۹) خانه او در شهر کرج در نزدیکی تهران در امپراتوری ایران، پناهگاهی برای پیشمرگههایی بود که از مناطق آزاد شده منتقل میشدند و با هدف یافتن راهحل به آنجا بازگردانده میشدند. در سال ۱۹۷۷، او با هدف یافتن راهحل به لندن رفت و در سال ۱۹۷۹، توسط نمایندگان کنگره به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان (کنگره نهم) انتخاب شد. در سال ۱۹۷۹، او در اولین جلسه کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان به عنوان عضو مدرسه سیاسی انتخاب شد. در اوت ۱۹۷۹، به دلیل بیماری از امپراتوری بریتانیا درخواست پناهندگی کرد.
در ژانویه ۱۹۷۹، او اولین فرمانده نیروهای حزب دموکرات کردستان شد که در خطوط دوم، سوم و چهارم حزب دموکرات کردستان تشکیل شده بودند و در کوه بمو به عنوان مقر اولیه مستقر بودند. در پایان سال ۱۹۸۰، او به عنوان فرمانده و عضو مدرسه نظامی حزب دموکرات کردستان در نبرد حاجی عمران در استان اربیل علیه نیروهای ارتش عراق شرکت کرد و در این نبرد زخمی شد. در ۲۸ نوامبر ۱۹۸۱، او بر اثر بیماری سل در وین درگذشت و با افتخار در آنجا به خاک سپرده شد. در ۴ نوامبر ۲۰۰۱، جسد او به مرز حاجی عمران با کردستان جنوبی آورده شد و در گورستان شَخْکِه در شهر دهوک به خاک سپرده شد. او به زبانهای کردی، عربی، انگلیسی و فارسی مسلط بود.
منبع:
۱ - آرشیو کمیته دایره المعارف حزب دموکرات کردستان.




