عبدالسوران حسن عبدالرحمن آکسا، معروف به عبدالقرانی. این سیاستمدار در سال ۱۹۵۲ به حزب دموکرات کردستان پیوست. در سال ۱۹۶۱ به صفوف نیروهای پیشمرگه پیوست. در سال ۱۹۶۴، دبیر شاخه چهارم حزب دموکرات کردستان شد و از ژنرال ... حمایت کرد. مصطفی بارزانی و زندگی میکند کنفرانس ماوت او به عضویت مدرسه سیاسی درآمد. در سال ۱۹۷۰، توسط نمایندگان کنگره هشتم به عضویت کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان انتخاب شد.
زندگینامه
عبدالسوران حسن عبدالرحمن آغا در استان سلیمانیه متولد شد. او از خانواده قرنی آغا از مکری است. اجداد او از مکری به سلیمانیه آمده بودند. او مدرسه مقدماتی خود را در سال ۱۹۵۴ به پایان رساند. در سال ۱۹۵۴، او به عضویت کمیته اجرای مدرسه پس از مرکز سلیمانیه برای اجرای نمایشنامههای «بروسکه و شیرین» نوشته امین میرزا کریم و «آقای بازرس» نوشته گوگول درآمد. در سال ۱۹۵۵، او به بهانه خدمت سربازی به شعیبه در جنوب عراق فرستاده شد و با او مانند یک اسیر جنگی رفتار شد. در سال ۱۹۵۶، به دلیل فعالیتهای سیاسیاش توسط مقامات امپراتوری عراق به شهر بدره در استان کوت فرستاده شد. در سال ۱۹۵۷، او در اداره تحقیقات جنایی (مدیریه التحقیقات سینای) در بغداد به شدت شکنجه شد...
برگه کار
عبدالسوران حسن عبدالرحمن آکسا در سال ۱۹۵۲ به حزب دموکرات کردستان پیوست. در سال ۱۹۶۱ به صفوف نیروهای پیشمرگه پیوست. در سال ۱۹۶۴ دبیر شاخه چهارم حزب دموکرات کردستان شد. در آوریل ۱۹۶۴، به همراه گروهی از کادرها و فرماندهان با رئیس جمهور اردوغان در روستای سنگسر دیدار کرد. مصطفی بارزانی (۱۹۰۳ - ۱۹۷۹) به این نتیجه رسیدهاند و مخالف تصمیمات مجمع عمومی حزب دموکرات کردستان هستند و حمایت و پشتیبانی خود را از رئیس جمهور ابراز میکنند و موضع نارضایتی خود را از مکتب سیاسی ابراز میدارند. در اوایل ژوئن ۱۹۶۴، او به عنوان عضو کمیته مقدماتی کنگره ششم حزب دموکرات کردستان انتخاب شد. در اواسط سال ۱۹۶۶، او توسط کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان به عنوان عضو کمیته مقدماتی کنگره هفتم منصوب شد. در سال ۱۹۷۰، او توسط نمایندگان کنگره هشتم به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان انتخاب شد. در سال ۱۹۷۱، او دبیر کمیته چهارم شد. در سالهای (۱۹۷۰ - ۱۹۷۴)، او مدیر شهرداری سلیمانیه بود. در ۱۹ ژوئن ۱۹۷۲ (روز شهید)، او به نمایندگی از رهبری حزب دموکرات کردستان در مراسم تشییع جنازه چهار افسر شهید و رهبر حزب دموکرات کردستان در گورستان گردی سیوان در شهر سلیمانیه شرکت کرد. در سال ۱۹۷۴، او برای دومین بار با صفوف نیروهای پیشمرگه ارتباط برقرار کرد. در سال ۱۹۷۵، پس از شکست انقلاب سپتامبر، او به عنوان پناهنده به شاه ایران رفت، اما خیلی زود به کردستان جنوبی بازگشت و به شهر سماوه در استان المسنه در جنوب عراق تبعید شد. در ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۱، او در شهر سلیمانیه ترور شد و در گورستان گردی سیوان در شهر سلیمانیه به خاک سپرده شد. او به زبانهای کردی و عربی مسلط بود.
منبع:
۱ - ملا بختیار، فراتر از ذهن، (تهران - مرکز آموزشی آبزرور - ۲۰۲۰) صفحه ۲۲.
۲ - آمادهسازی، صلاح رشید، مام جلال، نگاهی به سن پسر در کاخ جمهوری، جلد اول، (سلیمانیه - انتشارات کارو - ۲۰۱۷) صفحه ۸۴.
3 - یاسین قدیر برزنجی نمایشنامه نویس سلیمانیه از 1926 تا 1961 (Salaymaniyah - Dezgay Çap û Pexşî Serdem - 2001) صفحات 57 - 59.
4 - شکیب اقروی، صدام حسین نیهوزا و نیکوسا، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - 1388) صفحه 381.
۵ - حزب سوسیالیست کردستان (پاسوک)، شبهنظامیان پیشمرگ پاسوک، سرویسهای اطلاعاتی چه جنایاتی در کردستان مرتکب شدند، پایان ماه اول ۱۹۸۱، صفحات ۱-۲.
۶ - طالب موریاسی، سفر به سوی حقیقت، صفحه اول، (ژانویه ۲۰۰۴) صفحات ۱۳۸ - ۱۴۸ - ۱۵۳.
7 - خلیل ابدالازیز، محات من حیاتی، (بغداد ـ دار استور لیل نیشر وال توزی 2018) صفحه 29.
۸ - رفیق کیوستانی، آن روزنامه ملی هنوز محبوب بود، (سلیمانی - انتشارات کارو - ۲۰۱۷) صفحات ۳۰۲ - ۳۰۳.




