عزیز عبدالقادر عبیدالله، معروف به (سید عزیز شمزینی)، افسر و سیاستمدار بود. او در کنگره چهارم حزب دموکرات کردستان عراق در سال ۱۹۵۹ به عنوان عضو کمیته مرکزی و مدرسه سیاسی و در کنگره پنجم حزب دموکرات کردستان عراق در سال ۱۹۶۰ به عنوان عضو کمیته مرکزی انتخاب شد. در سال ۱۹۶۴، او در جلسه عمومی ماوت...
زندگینامه
عزیز عبدالله عبدالقادر عبیدالله نوه شیخ عبیدالله شمزینی نهری، رهبر انقلاب ۱۸۸۰ در شرق و شمال کردستان است. خانواده او به زور از پایتخت امپراتوری عثمانی، استانبول، آواره شدند. در سال ۱۹۲۴، شیخ عبدالقادر، پدربزرگش، شیخ محمد، عمویش، شیخ سعید و دکتر فواد دیاربکر، به همراه ۱۵۰ شخصیت مهم کردستان، در استانبول دستگیر و به دادگاه استقلال آتاتورک فرستاده و بعداً اعدام شدند. بعدها، پدرش علیه دولت ترکیه جنگید. در سال (۱۹۲۴-۱۹۲۵)، آنها به کردستان جنوبی آمدند و به درخواست کشورهای ترکیه، بریتانیا و عرب در عراق، به اجبار در روستای باطاس بین راوندیز و اربیل اسکان داده شدند. وزیر کشور امپراتوری عراق به این دلیل که آنها اهل کردستان شمالی بودند، به آنها اجازه صدور تابعیت عراقی نداد. اگرچه او در دوران امپراتوری عثمانی در کردستان جنوبی صاحب املاک بود، اما در کردستان شمالی متولد شد و آموزشهای اولیه مذهبی خود را نزد پدرش فرا گرفت.
در سال ۱۹۲۳، او توسط نیرویی به رهبری عمویش، سید طه نهری، در روستای نهری آزاد شد و به راوندیز منتقل شد. در سال ۱۹۲۶، به مدرسه ابتدایی بطاش در حومه اربیل رفت و در سال ۱۹۳۲، تحصیلات ابتدایی خود را در شقلاوه، در استان اربیل، به پایان رساند. در سال ۱۹۳۳، تحصیلات متوسطه خود را در اربیل آغاز کرد و در سال ۱۹۳۴، کلاس سوم متوسطه را در موصل به پایان رساند. در سال ۱۹۳۵، به مدرسه مقدماتی در بغداد رفت و آن را در سال ۱۹۳۶ به پایان رساند. در سال ۱۹۳۷، در دانشکده نظامی بغداد پذیرفته شد. در سال ۱۹۳۸، تحصیلات نظامی خود را با درجه ستوان دومی به پایان رساند. در سال ۱۹۳۹، مدرسه سواره نظام نظامی را به پایان رساند و در کرکوک و موصل خدمت کرد. او در سال ۱۹۴۰ به عنوان اولین وزیر منصوب شد و پس از سال ۱۹۹۱ دوباره به ارومیه رفت. او توسط یک منبع ناشناس در خانهاش ترور شد. در ۱۶ اسفند ۱۳۷۸، انفجاری در منزلش رخ داد و در شب ۲۳ اسفند ۱۳۷۸ بر اثر شدت جراحات وارده در بیمارستان ارومیه درگذشت. او علاوه بر زبان کردی، به زبانهای انگلیسی، عربی، ترکی، روسی، فارسی و مقداری فرانسوی صحبت میکرد.
برگه کار
در سال ۱۹۴۰، او به صفوف حزب هیوای کردستان پیوست. در سال ۱۹۴۲، او به گردان زیرپوش و بخش مکانیکی منتقل شد. در سال ۱۹۴۳، او به عنوان نقیب در صفوف ارتش عراق منصوب شد. در مارس ۱۹۴۴، او عضو هیئت حزب هیوای کردستان بود که از نماینده انجمن زندگی کردها (J.K) در شهر کرکوک استقبال کرد. در سال ۱۹۴۴، او به همراه میرحاج آکری و مصطفی خوشناو، با ملا مصطفی بارزانی در نمایندگی حزب هیوای کردستان دیدار کردند و در مورد هماهنگی و همکاری خود صحبت کردند. در سال ۱۹۴۴، او به دلیل نارضایتی از سیاستهای حزب هیوای کردستان از صفوف آن اخراج شد. در ۲۵ دسامبر ۱۹۴۴، او به عنوان افسر رابط مقامات عراقی در جبهه مارغره در استان اربیل با انقلابیون انقلاب دوم بارزان (۱۹۴۳-۱۹۴۵) منصوب شد. در سال ۱۹۴۵، تحت فرماندهی ارتش سرخ شوروی به کردستان شرقی رفت و در خانه پدرش اقامت گزید.
در ۱۱ نوامبر ۱۹۴۵، به حزب دموکرات کردستان ایران پیوست و در ۲۲ دسامبر ۱۹۴۶، در مراسم تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در شهر مهاباد شرکت کرد. در ۱۵ آوریل ۱۹۴۶، به همراه ۲۸۰ دانشجوی آذربایجانی و کرد شرق کردستان، تحت فرماندهی سرگرد خلبان سید تقی موسوی، ایستگاه قطار و کشتی تبریز را به مقصد باکو ترک کرد. در ۱۸ آوریل ۱۹۴۶، به باکو رسید و برای اهداف آموزشی در اردوگاه نظامی سالیانکوچ مستقر شد. در سال ۱۹۴۸، به عضویت رهبری جنوب شرقی کردستان (کنفرانس باکو) در بخش شرق کردستان درآمد. در سال ۱۹۵۱، پدرش به حمه مولود چیرچ، پیشمرگه جمهوری دموکراتیک کردستان، برای سفر به اتحاد جماهیر شوروی برای دیدار با دوستش کمک کرد. در مارس ۱۹۵۴، به درخواست ژنرال مصطفی بارزانی (۱۹۰۳ - ۱۹۷۹)، توسط مقامات شوروی برای تحصیلات عالی به مسکو منتقل شد. در سال ۱۹۵۷، در کنگره اتحادیه جهانی دانشجویان و جوانان در مسکو شرکت کرد. در سال ۱۹۵۷، برای اولین بار در مسکو با جلال طالبانی (۱۹۳۳ - ۲۰۱۷)، عضو مدرسه سیاسی حزب دموکرات کردستان، با هدف معرفی او به ژنرال مصطفی بارزانی، ملاقات کرد. در سال ۱۹۵۹، با کشتی جورجیا، در مسیر بندر بصره در جنوب عراق، به همراه دوستان بارزانی به وطن خود بازگشت.
در ۲۴ مارس ۱۹۵۹ به او اجازه بازگشت به صفوف ارتش جمهوری عراق داده شد و درجه سرگردی دریافت کرد و بعداً درجه او به سرگردی ارتقا یافت و به عنوان معلم زبان روسی در دانشکده نظامی بغداد منصوب شد. در سال ۱۹۵۹، او عضو کمیته مقدماتی کنگره چهارم حزب دموکرات کردستان عراق شد. در سال ۱۹۵۹، توسط نمایندگان کنگره چهارم به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان عراق انتخاب شد. در سال ۱۹۵۹، در اولین جلسه کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان عراق به عنوان عضو مدرسه سیاسی انتخاب شد. در سال ۱۹۶۰، توسط نمایندگان کنگره پنجم به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان عراق انتخاب شد. در سالهای (۱۹۶۲ - ۱۹۶۳) توسط مقامات دولت عراق زندانی شد. در سال ۱۹۶۳، او با صفوف نیروهای پیشمرگه ارتباط برقرار کرد. پس از سال ۱۹۷۵، در شهر ارومیه ساکن شد. در سال ۱۹۷۹ از شهر ارومیه به جمهوری عراق بازگشت و در شهر بغداد ساکن شد.
آثار او:
۱ - جنبش آزادیبخش ملی کردستان (جنبش آزادیبخش ملی کردستان) ۱۹۸۲ - ۱۹۸۴
۲ - زندگی من (زندگینامه من) ۲۰۱۰.
منبع:
۱ - آرشیو کمیته دایره المعارف حزب دموکرات کردستان.




