زندگینامه
شیخو زبیر در سال ۱۹۲۵ در روستای رضیان در منطقه بارزان از توابع شهرستان مارغره اربیل متولد شد. پس از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی، با خوشی احمد یوسف ازدواج کرد. آنها صاحب سه پسر و دو دختر به نامهای اسرافیل شیخ (۱۹۵۱)، اسفندی شیخ (۱۹۵۳)، زینب شیخ (۱۹۵۵)، اسماعیل شیخ (۱۹۵۶) و زهدیه شیخ (۱۹۵۸) شدند. پس از توافق ۱۱ مارس، شیخو زبیر از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۵ به عنوان ناظر در کشتی Blê کار میکرد. او به زبانهای کردی و روسی صحبت میکرد. او در ۱۳ مه ۲۰۰۸ درگذشت و در روستای رضیان به خاک سپرده شد.
برگه کار
در سال ۱۹۴۳، به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در جنگ شرکت کرد. در ۱۹ اوت ۱۹۴۵، با تصمیم دادگاه نظامی عراق، تمام اموال منقول و غیرمنقول او مصادره شد. در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، عازم کردستان شرقی شد. در ۳۱ مارس ۱۹۴۶، در مهاباد به پیشمرگه نیروهای بارزانی ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان تبدیل شد و در نبردهای جبهه سقز در جمهوری دموکراتیک کردستان شرکت کرد.
در ۱۹ آوریل ۱۹۴۷، آنها از طریق خواکورک و دشت برازگیر از طریق کردستان شمالی به مناطق شروان و میزوری بازگشتند.
پس از بازگشت آنها، ژنرال مصطفی بارزانی در ۱۵ مه ۱۹۴۷، او با دوستانش در روستای ارگوش جلسهای برگزار کرد و در مورد ماندن یا رفتن به اتحاد جماهیر شوروی بحث کرد. همه رفقایش تصمیم گرفتند که ادامه دهند و به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در ۲۲ مه ۱۹۴۷، او و ژنرال مصطفی بارزانی او به شوروی رفت و در نبرد دره قطور و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی ها و مشکلات فراوان، در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷ با عبور از رودخانه ارس در مرز ایران و شوروی، وارد خاک شوروی شد.
پس از ورودشان به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، آنها و همه دوستانشان به مدت چهل روز در اردوگاهی بسته که با سیم خاردار در شهر نخجوان، جمهوری آذربایجان احاطه شده بود، مستقر شدند و توسط گروهی از سربازان محافظت میشدند و از نظر غذا، پوشاک و حمل و نقل مانند اسیران جنگی با آنها رفتار میشد. سپس، با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاکس و کلبجر در آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند و در ۲۳ همان ماه، به آنها لباس نظامی و یونیفرم داده شد و روزانه ۸ ساعت آموزش نظامی زیر نظر افسران جمهوری آذربایجان دیدند. همزمان، آنها روزانه چهار ساعت از برخی از دوستان تحصیل کرده خود، زبان کردی را فرا گرفتند.
پس از رهبری فاجعهبار جعفر بکیروف و رفقایش، در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ تصمیمی مبنی بر انتقال اردوگاه نظامی از جمهوری آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان، گرفته شد، جایی که آنها آموزشهای نظامی خود را ادامه دادند.
در مارس ۱۹۴۹، او و دوستانش با قطار به روستاهای اتحاد جماهیر شوروی فرستاده شدند و در مزارع اشتراکی (زمینهایی که مردم از دولت گرفته بودند و سپس سهمی از آن را به دولت میپرداختند) کار کردند.
پس از تلاش فراوان و ارسال نامه های متعدد از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از رنج و عذاب دوستانش صحبت کرده بود و او بلافاصله تصمیم به تشکیل کمیته ای برای بررسی وضعیت دوستان بارزانی گرفت و در نهایت، این کمیته تصمیم گرفت همه آنها را در شهر وریبیسکی جمع کند، بنابراین هیئت در نوامبر ۱۹۵۱ به شهر وریبیسکی در اتحاد جماهیر شوروی رفت.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در تاریخ ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، طبق مواد ۳ و ۷ و بند (الف) ماده ۱۰ و ماده ۱۱ قانون اصلاحی شماره ۱۹ سال ۱۹۵۹، عفو عمومی به او و همراهانش اعطا شد.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد و در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، او به همراه دوستانش با کشتی گرجستانی از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
شرکت در سال ۱۹۶۴ انقلاب سپتامبر و در جنگها شرکت کرد، در سال ۱۹۷۵، پس از شکست انقلاب سپتامبر، به جنوب عراق منتقل و در استان دیوانیه ساکن شد، در سال ۱۹۸۰ به جامعه قوشتپه منتقل شد، در سال ۱۹۸۲ به عنوان پناهنده به جمهوری اسلامی ایران رفت و در اردوگاه زیوه ساکن شد، در سال ۱۹۸۵ در جریان بمباران اردوگاه زیوه به روستای منصورآباد نقل مکان کرد. در سال ۱۹۹۲ به کردستان بازگشت و به روستای بخمه رفت، در سال ۱۹۹۳ به روستای خود بازگشت.
منبع:
- بایگانی کمیته دایره المعارف حزب دموکرات کردستان.
- مسیر میسوری، زنان روس، مهاجرت، انفال و نسلکشی، چاپ اول، (هولیر - انتشارات میناره - ۲۰۱۰).
- شعبانعلی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (هولیر - انتشارات روژهلات - 1392).
- شوکت شیخ یزدین، جشن طلایی پیشمرگه، (پیرمام - انتشارات خِبات - ۱۹۹۶).
- صالح یوسف صوفی، گاهشمار کردستان و جهان، چاپ اول، جلد سوم، (دهوک - انتشارات استانی دهوک - ۲۰۱۳).
- صالح یوسف صوفی، گاهشمار کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - انتشارات استانی دهوک - ۲۰۱۳).
- عمر فاروقی، رهبر فرزانه زندگی و مبارزه نمیر ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (هولیر - انتشارات وزارت آموزش و پرورش - ۲۰۰۲).
- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، قبیله برزن بین 1931 - 1991، چاپ 1، (هولیر - انتشارات وزارت فرهنگ - 1380).
- عبدالله خفور، قاموس جغرافیای هورل، (هولیر - انتشارات فرهنگستان کردی - انتشارات حاجی هاشم - 1394).
- کاروان محمد مجید، بارزانی از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - انتشارات پیوند - 1390).
- مجله هتاو، شماره 154، سال ششم، هولد، چاپخانه کردستان، جمعه 15.04.1959.
- به یاد فرمانده شهید کل قوا، حسو میرخان جاجوکی، ۶۲ روز با بارزانی، عزیمت خانواده بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (هولیر - انتشارات رویشنبیری - ۱۹۹۷).
- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق، (بغداد - انتشارات دارالرشید - ۱۹۷۹).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد 1931 - 1958، (دهوک - انتشارات کار - 1998).
- نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ویرایش شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - جشن طلایی حزب دموکرات کردستان - ۱۹۹۶).


