زندگینامه
عبدالرحیم جاسم در سال ۱۹۲۵ در روستای پندرو در شهرستان شروانا مازن از توابع شهرستان مرگسور استان اربیل متولد شد. در ۲۱ ژوئن ۱۹۳۲، او و خانوادهاش به ترکیه مهاجرت کردند و بعداً به همراه خانوادههای بارزانی به جنوب کردستان بازگشتند.
برگه کار
عبدالرحیم جاسم در سال ۱۹۴۵ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در نبردها شرکت کرد. در ۱۹ آگوست ۱۹۴۵، تمام اموال او با حکم دادگاه نظامی عراق مصادره شد.
پس از شکست انقلاب دوم بارزان، در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵ از کردستان شرقی عبور کرد و در ۳۱ مارس ۱۹۴۶ در مهاباد به عنوان پیشمرگه در نیروهای بارزانی ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان درآمد و در نبردهای جبهه سقز جمهوری دموکراتیک کردستان شرکت کرد.
پس از فروپاشی جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از کردستان شرقی به کردستان جنوبی، او در نبرد ناخدا و نبرد شنو در کردستان شرقی شرکت کرد و یکی از پیشمرگانی بود که در 19 آوریل 1947 از طریق خواکورکی و دشت برازگیر از طریق سرزمین کردستان شمالی به مناطق شروان و میزوری بازگشت.
ژنرال مصطفی بارزانی پس از بازگشت، در ۱۵ مه ۱۹۴۷ جلسهای با دوستانش در روستای ارگوش برگزار کرد و در مورد ماندن یا رفتن به اتحاد جماهیر شوروی بحث کردند. در آنجا، همه رفقایش تصمیم گرفتند که به راه خود ادامه دهند و به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در ۲۳ مه ۱۹۴۷، او به همراه ژنرال مصطفی بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی رفت. در ۲۳ مه ۱۹۴۷، در آغاز راهپیمایی خود به سمت اتحاد جماهیر شوروی، در روستای دیره در اثر بمباران نیروی هوایی عراق مجروح شد. پس از دریافت درمانهای اولیه، رفقایش را ترک نکرد و به راه خود ادامه داد.
در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷ از رودخانه ارس در مرز ایران و شوروی عبور کرده و وارد خاک شوروی شد.
پس از ورودشان به اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، آنها و تمام دوستانشان به مدت چهل روز در اردوگاهی بسته که با سیم خاردار در شهر نخجوان آذربایجان احاطه شده بود، مستقر شدند و توسط گروهی از سربازان محافظت میشدند و از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی با آنها رفتار میشد. سپس، با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاق و کلبجر در آذربایجان تقسیم شدند.
در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند و در ۲۳ همان ماه، به آنها لباس نظامی و لباس فرم داده شد و روزانه هشت ساعت آموزش نظامی را زیر نظر افسران جمهوری آذربایجان گذراندند. همزمان، روزانه چهار ساعت آموزش زبان کردی را از برخی از دوستان تحصیلکرده خود دریافت میکردند.
پس از رهبری فاجعهبار جعفر بکیروف و رفقایش، در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ تصمیمی مبنی بر انتقال اردوگاه نظامی از جمهوری آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان، گرفته شد، جایی که آنها آموزشهای نظامی خود را ادامه دادند.
در مارس ۱۹۴۹، او و دوستانش با قطار به روستاهای اتحاد جماهیر شوروی فرستاده شدند و در مزارع اشتراکی (زمینهایی که مردم از دولت گرفته بودند و سپس سهمی از آن را به دولت میپرداختند) کار کردند.
پس از تلاش فراوان و ارسال نامه های متعدد از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از رنج و عذاب دوستانش صحبت کرده بود و او بلافاصله تصمیم به تشکیل کمیته ای برای بررسی وضعیت دوستان بارزانی گرفت و در نهایت، این کمیته تصمیم گرفت همه آنها را در شهر وربیسکی جمع کند، بنابراین هیئت در نوامبر ۱۹۵۱ به شهر وربیسکی در اتحاد جماهیر شوروی رفت.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، طبق مواد ۳ و ۷ و بند (الف) ماده ۱۰ و ماده ۱۱ قانون اصلاحی سال ۱۹۵۹، در ۲۵ فوریه ۱۹۵۹ عفو عمومی برای او و یارانش در نظر گرفته شد.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد و در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، او به همراه دوستانش با کشتی گرجستانی از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ۱۹۶۰، او به مدت شش ماه توسط دولت عراق بازداشت شد. در سال ۱۹۶۱، در انقلاب سپتامبر شرکت کرد، در نبرد نحل شرکت کرد و در این نبرد زخمی شد. او در نبردهای دره سفید، آوگنی، عینزاله و کوه متینی شرکت داشت.
او معاون فرمانده گردان نیروهای هلگورد بود و در نبرد دوکان شرکت داشت. در سال ۱۹۶۹، معاون فرمانده نیروی کاوه بود و در حمله به اردوگاه ارتش عراق در پاییز همان سال شرکت داشت. در سال ۱۹۷۰، فرمانده نیروهای حمرین در منطقه سورچیان شد.
در سال ۱۹۷۵، پس از شکست انقلاب سپتامبر، به عنوان پناهنده به ایران رفت و در اردوگاه زیوه ساکن شد و سپس به شهر اصفهان منتقل و سپس در شهر شهرضا ساکن شد. در سال ۱۹۸۰، به عنوان فرمانده در انقلاب ماه مه شرکت کرد و در ۱ سپتامبر ۱۹۸۳، در کوه قندیل به شهادت رسید.
منبع:
-
مام قادر گوران، بزرگ پیشمرگه، مجله صدای پیشمرگه، ارگان مدرسه سازمان پیشمرگه، شماره ۱۶۷، پیرمام، انتشارات فرهنگی، فوریه ۲۰۱۲.
-
حمید گردی، خلاصه تاریخ، چاپ اول، (هیولِر - انتشارات آراس - چاپ وزارت آموزش و پرورش - ۲۰۰۴).
-
حمید گردی، روز کرد در تاریخ، چاپ اول، (Hewlêr - مدیریت انتشارات فرهنگی - 1384).
-
حیدر فاروق السامرایی، ضیاء کافی و نقش سیاسی و اقتصادی او در عراق، (لندن - دارالحکمه - 2016).
-
سیامند محمود سیلکی، کاروان سرفرازی، چاپ اول، (هولیر - چاپ پاک - 1385).
-
شعبانعلی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (هولیر - انتشارات روژهلات - 1392).
-
نیروهای گروههای انصار، کادر، ارگان حزب دموکرات کردستان (KDP)، شماره ۲۹، هولیر، انتشارات خبات، سپتامبر ۱۹۹۲.
-
کاروان محمد مجید، بارزانی از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - انتشارات پیوند - 1390).
-
به یاد فرمانده شهید حسو میرخان جاجوکی، ۶۲ روز با بارزانی، عزیمت خانواده بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (هولیر - انتشارات چاندی - ۱۹۹۷).
-
ستوان عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق، (بغداد - انتشارات دارالرشید - ۱۹۷۹).
-
M. Ehmed Mihemed Çîço, for History in the Memoirs of Mihemed Çîço Pendroyî, چاپ اول, (Hewler - Shehab Press - 2010).
-
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد 1931-1958، (دهوک - انتشارات کار - 1998).
-
نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ویرایش شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - جشن طلایی حزب دموکرات کردستان - ۱۹۹۶).
-
یوسف عبدالقادر، برای رهبر شهید حسو میرجان جاجوکی، مجله دنگه Pêşmerge، شماره 154، 2 دسامبر 2011.
-
بایگانی کمیته دایره المعارف حزب دموکرات کردستان.


