AI Persian Show Original

حماسه بابا گورگور ۱۹۶۹

این عملیات حماسی به دستور رهبری انقلابی، به رهبری سامی عبدالرحمن و چند فرمانده دیگر انجام شد. آنها یک لشکرکشی پیشمرگه علیه شرکت نفت بابا گورغ در کرکوک آغاز کردند. پس از تکمیل مقدمات، در ۱ مارس ۱۹۶۹، آنها تأسیسات شرکت نفت را با توپ‌های ۱۲۰ میلی‌متری و ۱۰۶ میلی‌متری به شدت گلوله‌باران کردند. آنها به سرعت یک کارخانه کنسانتره را به آتش کشیدند و خسارات گسترده‌ای به بار آوردند. سپس به نیروهای پیشمرگه دستور عقب‌نشینی داده شد و آنها به سلامت به پایگاه‌های خود بازگشتند.


او در کتاب خود «بارزانی و جنبش آزادی‌بخش کرد» به این موضوع اشاره کرده است. مسعود بارزانیرهبری انقلاب کردستان مدتی بود که به دلایل آشکاری، هدف قرار دادن تأسیسات نفتی را در نظر داشت، از جمله: منابع نفتی توسط احزاب مختلف مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفت، اما کردها از دسترسی به آنها محروم بودند؛ و درآمد حاصل از این نفت برای خرید سلاح و بمب استفاده می‌شد که سپس بر روی کردها آزمایش می‌شد. انقلاب کردستان همچنین به تاکتیک‌های جدیدی نیاز داشت تا قدرت خود را به رژیم تازه تأسیس عراق، که تحت سلطه بعثی‌هایی بود که برای دومین بار در کودتای ۱۷ تا ۳۰ ژوئیه ۱۹۶۸ قدرت را به دست گرفته بودند، نشان دهد. هدف این بود که کاری معنادار برای دولت انجام دهند و پیام روشنی به بعثی‌ها بفرستند مبنی بر اینکه کردها می‌توانند به مهمترین منبع اقتصادی دولت دسترسی داشته باشند.

نیروهای پیشمرگه چندین بار به خطوط لوله نفت حمله کردند، اما به نظر نمی‌رسید که این امر دولت یا شرکت‌های نفتی را نگران کرده باشد. پس از آنکه رهبری انقلاب از دستیابی به تفاهم در عراق در مورد گفتگو و راه‌حلی برای مسئله کردها ناامید شد، تصمیم گرفت به چنین اقداماتی متوسل شود و شروع به تهیه و اجرای یک طرح حمله کرد. در شامگاه ۱ مارس ۱۹۶۹، یک نیروی ویژه متعلق به رهبری انقلاب به شرکت نفت کرکوک حمله کرد و خسارات قابل توجهی وارد کرد. سپس آنها صدای اعتراضات کردها را به جهان مخابره کردند.

سامی عبدالرحمن وظیفه رهبری این عملیات را بر عهده داشت و گروهی از رهبران باتجربه از جمله فاخر مرکاسوری، فارس باوا، همسور حسین، عزالدین کارا محمد، عارف درویش و قادر جباری در این امر او را یاری می‌کردند. پس از بررسی کامل، نقشه کاملی با تمرکز بر کارخانه تغلیظ ترسیم شد. این کارخانه نفت را از تمام چاه‌های نفت پس از عبور از ایستگاه‌های جداسازی گاز که به طور مداوم فعال هستند، جمع‌آوری می‌کند و سپس آن را برای صادرات به تأسیسات ذخیره‌سازی منتقل می‌کند.

سامی عبدالرحمن در مصاحبه‌ای اظهار داشت که آنها از افراد کردی که برای شرکت‌های نفتی کار می‌کردند برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده کردند. پس از تحقیقات کامل، آنها کشف کردند که تمام نفت و گاز جدا شده از کارخانه‌های جداسازی به یک انبار به نام "کارخانه تغلیظ" در شمال کرکوک منتقل می‌شود. تمام نفت از 10 تا 12 پمپ بنزین جمع‌آوری و به این کارخانه آورده می‌شد، سپس به کیوان پمپ می‌شد و از آنجا از طریق خط لوله به سوریه و دریای مدیترانه منتقل می‌شد. سامی عبدالرحمن معتقد بود که این انبار نفت، مکانی کلیدی برای وارد کردن خسارات قابل توجه به شرکت نفت است.

     

 

آماده‌سازی برای این عملیات دو ماه طول کشید که طی آن متخصصان این حوزه چندین بار از منطقه بازدید کردند تا مکان مناسبی برای اجرای موفقیت‌آمیز آن پیدا کنند. این عملیات کاملاً مخفیانه برنامه‌ریزی شده بود و هیچ اطلاعاتی به سازمان‌های اطلاعاتی دولتی درز نکرد. پس از چندین جلسه، از جمله جلسه‌ای با ادریس بارزانی، اولین فرمانده نظامی انقلاب، گروهی از جوانان نیروی هلکورد در یک دوره آموزشی ویژه در مورد سلاح‌های تعیین‌شده برای این عملیات، مانند توپ‌های ۱۲۰ میلی‌متری و ۱۰۶ میلی‌متری، قرار گرفتند. توپ ۱۰۶ میلی‌متری به دلیل قابلیت اشتعال و آتش‌زا بودنش، به شدت مورد استفاده قرار می‌گرفت. قبل از شروع عملیات، یک مأموریت شناسایی انجام شد. سامی عبدالرحمن و فاخر میرکسوری روستای کلاله را ترک کردند و کمان فارس باوا، فرمانده نیروی دشت اربیل، و حمه سور، فرمانده گردان شوان، در نزدیکی تأسیسات نفتی به آنها پیوستند. آنها مکان‌های نصب توپ‌ها را شناسایی کردند. آماده‌سازی‌های جمع‌آوری اطلاعات در پایان سپتامبر ۱۹۶۹ به پایان رسید و ۱۵ فوریه آخرین مرحله آموزش بود. قادر جباری در مصاحبه‌ای گفت: «ما جومان را در زمستانی بسیار سرد با بارش برف سنگین ترک کردیم و برای حمل توپ‌ها و مهمات از خانقا به وارتی با مشکل زیادی روبرو شدیم تا اینکه به زینی استیروکان رسیدیم. خوشبختانه مردم وارتی به ما کمک زیادی کردند زیرا بیش از ۱۰۰ گاری اسبی پر از توپخانه و مهمات از طریق جاده‌های کوهستانی به دشت اربیل منتقل شدند.»

پس از تکمیل مقدمات اولیه، در ۲۵ فوریه ۱۹۶۹، آژانس حفاظت از انقلاب گزارش‌های متعددی در مورد قصد پیشمرگه‌ها برای شروع یک عملیات چریکی گسترده در دشت اربیل برای فریب دولت منتشر کرد. هدف، جلب توجه دولت به دشت اربیل و انتقال تعداد زیادی از نیروها به آنجا و در نتیجه تضعیف سایر جبهه‌ها بود. در نتیجه این تبلیغات نظامی فریبنده، یک هنگ که تهدید قابل توجهی برای نیروهای پیشمرگه و مانع بزرگی برای موفقیت عملیات بود، از ریدار به دشت اربیل منتقل شد و بدین ترتیب اجرای عملیات توسط پیشمرگه‌ها تسهیل شد.

در شب ۱ و ۲ مارس ۱۹۶۹، نیروهای پیشمرگه به ​​مواضع تعیین‌شده خود روی نقشه رسیدند. طبق نقشه، همه چیز به آرامی پیش می‌رفت. ساعت ۹ شب، توپخانه شروع به گلوله‌باران تأسیسات گروهان کرد و بمباران تقریباً دو ساعت ادامه داشت. آنها یک انبار مهمات را به آتش کشیدند و شعله‌های عظیمی منطقه را فرا گرفت. ساعت ۱۱ شب همان شب، تلگرافی از سامی عبدالرحمن به فرماندهی رسید که تکمیل موفقیت‌آمیز عملیات را تأیید می‌کرد. نیروهای پیشمرگه برای مقابله با ضدحمله دولت در آماده‌باش کامل بودند و تقریباً ۸۰۰ جنگجوی پیشمرگه برای محافظت از توپخانه و دفع هرگونه حمله ارتش مستقر شده بودند. این مواضع در جبهه‌های یرول، خط ایستاب، باروت خانه، پشت رحیم آوا، درمان، جاده تقتق و آلتون کوپری قرار داشتند.

نیم ساعت پس از آتش گرفتن شرکت نفت، سربازان حمله‌ای را علیه پیشمرگه‌ها در هر دو جبهه خط ایستاب و رحیم آوا آغاز کردند. نیرویی متشکل از ۳۰۰ پیشمرگه، مسلح به سلاح‌های سنگین مانند توپخانه، مسلسل و آرپی‌جی، حمله را دفع کردند. آنها دو حمله برای رسیدن به مواضع توپخانه انجام دادند اما شکست خوردند. از ساعت ۱۰ صبح تا ۱:۳۰ بعد از ظهر، پیشمرگه‌ها به مبارزه با پیشروی ارتش ادامه دادند و خسارات سنگینی وارد کردند. پیشمرگه‌ها سپس عقب‌نشینی کردند و هواپیماها به بمباران مناطق شوان و جباری ادامه دادند و این بمباران تا روز بعد ادامه یافت. شایان ذکر است که پس از انجام این عملیات بزرگ در کرکوک، پیشمرگه‌ها به سلامت بازگشتند و پیام پیروزی را برای بارزانی، رهبر انقلاب، فرستادند که به آنها تبریک گفت و از آنها تشکر کرد.

یک سال بعد، مجله شرکت نفت، «مردم نفت»، از تعمیر مکان‌های آسیب‌دیده گزارش داد، فرآیندی که به دلیل خسارات گسترده یازده ماه طول کشید. شایان ذکر است که این حمله به شرکت نفت در بابا گورگور یک پیروزی بزرگ برای انقلاب بود و همچنین به عنوان پیامی آشکار به دولت بعثی بود که نیروهای انقلابی قادر به نفوذ به عمق خاک عراق و ضربه زدن به منافع آن هستند. همزمان، این حمله توجه رسانه‌های بین‌المللی را به خود جلب کرد. جنگ طولانی مدت کردستان، دولت عراق را در یک بحران مالی شدید فرو برد و بدهی آن را افزایش داد، زیرا جنگ روزانه میلیون‌ها دینار هزینه داشت و منجر به تلفات بی‌شماری شد. همه این عوامل دلایل قانع‌کننده‌ای را برای دولت فراهم کرد تا با رهبری انقلاب وارد مذاکره شود. تنها پاسخ آن محاصره تأسیسات شرکت با تانک و پیاده نظام برای محافظت بود.


منابع:

1- مسعود بارزانی، بارزانی و بازوتنه، و ازگری خوازی کرد، برقی سید، بشییه ام، شورشی ایلول۱۹۶۱-۱۹۷۵، چاپخانی، وزارت امور خارجه، شینبری، ویرایش: هولر، ۲۰۰۴.

۲- کاروان جوهر محمد،ادریس بارزانی۱۹۴۴-۱۹۸۷

۳- شوکت ملا اسماعیل حسن، کتاب رسول الله، کتاب الله، هولر، ۲۰۰۷.

۴- اسم من کریم است، من با تو در مورد هر چیزی صحبت می‌کنم، در موردش صحبت می‌کنم، در موردش صحبت می‌کنم، دهک، ۱۹۹۹.

۵- ابراهیم جلال، کردستان باشوری و مردم کردستان و خانواده‌هایشان ۱۹۶۱-۱۹۷۵، در کنار آنها، ۲۰۲۱.

6- حوکر کریم حما شریف، شورشی ایلول، چپخانی زنگی سیله الدین، چاپی، هولر، 1391.


مقالات مرتبط

نبرد کاسپی اسپی

وقتی نیروهای پیشمرگه در ۱۲ ژوئیه ۱۹۶۲ قلعه رایات (قیشلا) را تصرف کردند، کل منطقه بالکایتی بخشی از منطقه آزاد شده انقلاب سپتامبر شد. اگرچه جنگجویان مزدور گهگاه در چندین منطقه مختلف، به ویژه در کوه‌های اطراف کوه هلگورد، با هدف ایجاد هرج و مرج ظاهر می‌شدند، اما به سرعت توسط نیروهای پیشمرگه پراکنده و از منطقه بیرون رانده می‌شدند.

اطلاعات بیشتر

نبرد کردز و کارزور ۱۹۶۹

این نبرد بین نیروهای پیشمرگه دشت اربیل و شبه‌نظامیان تحت حمایت دولت در اواخر بهار ۱۹۶۹ در روستاهای کردز و کارزور در دشت اربیل رخ داد. نیروهای پیشمرگه توانستند شبه‌نظامیان را شکست دهند، خسارات سنگینی از نظر جانی و تجهیزاتی به آنها وارد کنند و آنها را از منطقه بیرون برانند، در حالی که خودشان فقط خسارات جزئی متحمل شدند.

اطلاعات بیشتر

نبرد دره زاخو (آوریل ۱۹۶۲)

در مجموعه نبردها و داستان‌های انقلاب سپتامبر، نبرد گذرگاه زاخو به عنوان یک درگیری مهم که هماهنگی نزدیک بین سازمان‌های حزب دموکرات کردستان (KDP) در ارتش عراق و ارائه اطلاعات به فرماندهان پیشمرگه را نشان داد، برجسته است.

اطلاعات بیشتر

نبرد گجر

در حالی که دولت ایران با حمله‌ای موفق شد کنترل جمهوری کردستان را دوباره به دست بگیرد، ملا مصطفی بارزانی و نیروهایش تلاش می‌کردند از طریق خاک ایران فرار کنند و بار دیگر به مناطق خود در کردستان عراق بازگردند...

اطلاعات بیشتر

نبرد سینگان

نبرد سنجان یکی از نبردهایی بود که پس از فروپاشی جمهوری کردستان و عقب‌نشینی بارزانی‌ها به مناطق مرزی بین ایران و عراق درگرفت...

اطلاعات بیشتر