زندگینامه
فریا مالو چاوشین در سال 1927 در روستای لرابیری ولسوالی شروان مزنی ولسوالی مرگاسوری استان اربیل به دنیا آمد. انقلاب دوم بارزان او از شرق کردستان آواره شد. او از دبیرستان فارغالتحصیل شد. در سال ۱۹۷۵، پس از فروپاشی انقلاب سپتامبر، دوباره از شرق کردستان آواره شد. او در نقده، شرق کردستان، ساکن شد. او در سال ۱۹۹۷ درگذشت و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
مبارزه
در سال ۱۹۴۳ به صفوف پیوست انقلاب دوم بارزاندر ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، او به کردستان شرقی نقل مکان کرد. در ۳۱ مارس ۱۹۴۶، به نیروهای بارزانی ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیوست. او در جبهههای نقده و شنو در جمهوری دموکراتیک کردستان شرکت کرد. او در نبرد قلاتان زخمی شد.
پس از فروپاشی جمهوری دموکراتیک کردستان، او یکی از پیشمرگانی بود که در ۱۹ آوریل ۱۹۴۷ از طریق خواکورک و دشت برازگر به روستای آرگوش و منطقه هرکی بازگشتند. پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ۱۵ مه ۱۹۴۷ در روستای آرگوش جلسهای با رفقای خود برگزار کرد و به آنها دستور داد که در اتحاد جماهیر شوروی بمانند یا به آنجا بروند.
در ۲۲ مه ۱۹۴۷، او ژنرال مصطفی بارزانی را به اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد کوتول (قطور) و نبرد پل ماکو شرکت کرد. اتحاد جماهیر شوروی از این نبرد عبور کرده است.
پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان، به مدت چهل روز در یک اجتماع باز که توسط گروهی از سربازان با سیم خاردار احاطه شده بود، بازداشت شدند. آنها تحت مراقبت بودند و از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی با آنها رفتار میشد. بعداً با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. آنها آموزش نظامی دیدند. همزمان، توسط برخی از رفقای تحصیل کرده خود، روزانه چهار ساعت زبان کردی به آنها آموزش داده میشد.
پس از بدرفتاری جعفر بکیروف با رفقای بارزانی، در ۲۹ آگوست ۱۹۴۸ تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی از آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت ازبکستان، منتقل شود، جایی که آنها آموزش نظامی خود را ادامه دادند.
در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش با قطار به روستاهای اتحاد جماهیر شوروی منتقل شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس به دولت پس میدادند) کار کردند.
پس از تلاشهای فراوان و ارسال چندین نامه از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به استالین رسید که در آن بارزانی از رنج رفقایش صحبت کرده بود و او بلافاصله تصمیم گرفت کمیتهای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. در نوامبر ۱۹۵۱، مالو به ورویسکی، اتحاد جماهیر شوروی نقل مکان کرد.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، مالو به همراه رفقایش با کشتی جورجیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ۱۹۶۱ به نیروهای پیشمرگه پیوست. انقلاب سپتامبر او پیشمرگه شد، درجه فرمانده گردان را دریافت کرد و در نبردها شرکت کرد. در سال ۱۹۷۹، به نیروهای پیشمرگه پیوست. انقلاب ماه مه او در قیام ۱۹۹۱ شرکت داشت.
منابع:
۱- حمید گوهری، مدال بارزانی، جلد ۱، (اربیل، چاپخانه حاجی هاشم، ۲۰۱۵).
۲- حمید گردی، خلاصه التاریخ، چاپ اول، (اربیل، انتشارات ارس، چاپخانه وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۸۳).
۳- شعبانعلی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل، چاپخانه روژهلات، ۲۰۱۳).
۴- عمر فاروق، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل، چاپخانه وزارت آموزش و پرورش، ۲۰۰۲).
۵- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، قبیله بارزان بین سالهای ۱۹۳۱-۱۹۹۱، چاپ اول، (اربیل، چاپخانه وزارت فرهنگ، ۲۰۰۱).
۶- عبدالله غفور، فرهنگنامه جغرافیای اربیل، (اربیل - انتشارات آکادمی کرد - چاپخانه حاجی هاشم - ۲۰۱۵).
۷- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانی، چاپخانه پیوند، ۲۰۱۱).
۸- در خاطرات فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ۶۲ روز با بارزانی، بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی رفتند، چاپ اول، (اربیل، چاپخانه فرهنگی، ۱۹۹۷).
9- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب 14 جولای 1958 عراق، (بغداد، دارالرشید، 1979م).
۱۰- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۳۱-۱۹۵۸، (دهوک، چاپخانه خبات، ۱۹۹۸).
۱۱- نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، نوشته شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - جشن طلایی حزب دموکرات کردستان - ۱۹۹۶).
۱۲. بایگانی هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان... (یا: ... یا ...
