پس از کودتای ۱۷ و ۳۰ ژوئیه ۱۹۶۸ و بازگشت بعثیها به قدرت، برای مدتی وضعیت نه جنگ و نه صلح با نیروهای دولتی در کردستان حاکم بود. با این حال، درگیریها با شبهنظامیان دفتر سیاسی قدیمی ادامه یافت و نبردهای پراکنده و کوچکی بین ارتش و نیروهای انقلابی رخ داد. اما در ۱۰ نوامبر ۱۹۶۸، رژیم بعثی با هماهنگی شبهنظامیان شاخه دفتر سیاسی قدیمی، به تمام مناطق تحت کنترل انقلاب حمله کرد. در این حملات تا دسامبر ۱۹۶۹ پیشرفت زیادی داشت و بسیاری از شهرها و شهرستانها را تصرف کرد.
منطقه قرداغ یکی از مناطقی بود که مورد حمله این نیروها قرار گرفت و در نتیجه مداخله و خیانت دو فرمانده گردان، جعفر برزنجی و کامل ملا ویس، که مناطق خود را به شبهنظامیان مزدور واگذار کردند، این منطقه به تصرف درآمد. در اینجا به یکی از نبردها در قله کوهی به نام حلاج و دبان الکبیر اشاره میکنیم که تحت کنترل نیروهای دولتی و مزدوران بود. پیشمرگان کردستان علاقه زیادی به کنترل آن داشتند. شایان ذکر است که حمله پیشمرگان و تصرف قله این کوه تحت نظارت مستقیم ادریس بارزانی بود. این در حالی بود که نیروهای دولتی و گروه دفتر سیاسی قدیم توانستند منطقه وسیعی از گرمیان تا کوه حلاج و دبان در قرداغ را کنترل کنند. واضح است که با توجه به اهمیت منطقه، رهبری انقلاب بر لزوم آزادسازی این مناطق و بازگرداندن آنها به کنترل انقلاب تصمیم گرفتند.
پس از جلسات متعدد بین رهبران نظامی منطقه در مورد چگونگی حمله به این مکانها، و پس از آنکه رهبر انقلاب مطلع شدند مصطفی بارزانی با توجه به این وضعیت، بارزانی، ادریس بارزانی را شخصاً مأمور نظارت بر نبرد کرد. او پس از جمعآوری نیروهای خود و تدوین برنامهای جامع برای حمله به قلههای حلاج و دبان، تصمیم گرفت که قله کوه هر چه سریعتر به کنترل پیشمرگهها درآید. پس از حمله به قله کوه، این قله در عرض یک ساعت و ۴۵ دقیقه تصرف و به کنترل پیشمرگهها بازگشت.
سپس رهبری انقلاب تصمیم گرفت حملهای گسترده به قرداغ و سایر مناطق برای بیرون راندن کامل نیروهای دولتی و مزدوران آغاز کند. برای دستیابی به این هدف، هنگهای چهارم و نهم وظیفه داشتند از برزنجه به دشت شارازور حمله کرده و از آنجا به سمت قرداغ پیشروی کنند. یک نیرو از دشت اربیل و یک نیرو از رزگاری، به همراه هنگ پنجم نیروی قرداغ، از دو جبهه حمله کردند. یک نیرو به سمت مناطق قادر کرم و سینکاوه و دیگری به سمت مناطق بازیان و قرداغ پیشروی کرد. در این دوره، ستوان طاهر علی ولی بک فرماندهی هنگ چهارم نیروهای قرداغ و عزیز قاضی فرماندهی هنگ نهم را بر عهده داشت.
برای شروع حمله، مقرر شد که از ۲۹ تا ۳۰ نوامبر ۱۹۶۹، همه نیروها به طور همزمان به تمام مکانهای مشخص شده در زیر حمله کنند. طبق برنامه، حمله پیشمرگهها آغاز شد و پیشرفت زیادی حاصل شد. پیروزی بزرگی به ثبت رسید و آنها توانستند تمام مناطق قرداغ، بازیان، سنگاو، قادر کرم، دوز خورماتو، کفری، کالار، باونور و دربندیخان را از نیروهای دولتی و شبهنظامیان جناح سیاسی قدیمی آزاد کنند و به کنترل پیشمرگهها بازگردند. پس از شکست بزرگ نیروهای دولتی و شبهنظامیان مزدور، آنها متحمل خسارات سنگینی شدند و مقدار زیادی سلاح و مهمات به غنیمت گرفته شد. نیروهای دولتی و شبهنظامیان کاملاً فروپاشیدند و روحیه آنها به حدی وخیم شد که دیگر نمیتوانستند با نیروهای پیشمرگه بجنگند.
رهبری انقلاب این پیروزی را برای نیروهای پیشمرگه در آن لحظه به عنوان یک پیروزی مهم و سرنوشتساز تفسیر کرد و به همین دلیل رهبر انقلاب، بارزانی، از همه نیروهایی که در جنگ شرکت داشتند تشکر کرد. این آزمایشی بود که رژیم جدید بعث با کمک نیروهای دفتر سیاسی قدیمی انجام داد تا ببیند چقدر قادر به غلبه بر انقلاب کردستان و دستیابی به رویای قدیمی خود یعنی فروپاشی کامل انقلاب کردستان است، اما تلاش آن شکست خورد و به هدف خود نرسید.
منابع:
1- مسعود بارزانی، بارزانی و بازوتنه، و ازگری خوازی کرد، برقی سید، بشییه ام، شورشی ایلول ۱۹۶۱-۱۹۷۵، (فصل ۲۰۰۴).
۲- ابراهیم جلال، کردستان باشوری و مردم کردستان و مردم کردستان ۱۹۶۱-۱۹۷۵، (۲۰۲۱).
3- کاروان جوهر محمد، ادریس بارزانی 1944-1987، رهبر سیاسی جیان و سربازی، ازگاری خوازی کوردادا، (چنفیان هیوی - هولر - 2019).
4- خیشوی علی کنی لینجی، پرشین عزیز قاضی حمید سورچی، (کانال دانش فر - هلر - 2023).
۵- هاکار کریم حمه شریف، شورشی ایلول، «فصل ۲۰۱۲».
6- عاری کریم، نام خدا، عشق خدا، (چپخانی خبات - دهچک - 1378).


