سیاستمدار ادریس مصطفی شیخ محمد شیخ عبدالسلام بارزانی، معروف به (ادریس بارزانی (و مهندس صلح)، به صفوف نیروهای پیشمرگه پیوست. انقلاب سپتامبر در سال ۱۹۶۱، او به عنوان منشی ملا مصطفی بارزانی خدمت کرد. در سال ۱۹۶۲، او مسئول دفتر نظامی در دفتر اجرایی و عضو کمیته روابط خارجی در دفتر اجرایی شورای فرماندهی انقلاب در کردستان عراق بود. در ماه مه همان سال، او اولین مسئول رسمی ستاد مرکزی بارزانی در ... شد. انقلاب سپتامبر او حماسه هندرین علیه ارتش عراق را زیر نظر داشت. در سال ۱۹۷۰ مسئول دفتر نظامی حزب دموکرات کردستان بود و در همان سال به عضویت کمیته مرکزی انتخاب شد. هشتمین کنگره حزب دموکرات کردستاناو یکی از بنیانگذاران رهبری موقت حزب دموکرات کردستان در سال ۱۹۷۵ بود، نقش برجستهای در وقوع انقلاب گولان در سال ۱۹۷۶ و همچنین در اعزام جنگجویان پیشمرگه به کردستان و ارائه پشتیبانی لجستیکی به آنها ایفا کرد. او دوباره به عنوان عضو کمیته مرکزی و سپس به عنوان عضو دفتر سیاسی و رئیس روابط حزب دموکرات کردستان انتخاب شد.
زندگینامه
ادریس مصطفی شیخ محمد شیخ عبدالسلام بارزانی در سال ۱۹۴۴ در روستای بارزان متولد شد. او از خانواده شیوخ صوفی بارزان و پسر رهبر مصطفی بارزانی (۱۹۰۳-۱۹۷۹) بود. در سال ۱۹۴۵، پس از شکست... انقلاب سپتامبر دوم اینکه، زمانی که دو سال بیشتر نداشت، به همراه خانوادهاش عازم روستای ککله در منطقه پیران و دشت بزگر شد و در ۱۱ اکتبر همان سال به همراه بسیاری از مردم منطقه بارزان از طریق جاده کله شین-دالامبر به سمت شرق کردستان حرکت کرد.
در سال ۱۹۴۷، پس از فروپاشی جمهوری دموکراتیک کردستان، او به همراه عمویش، شیخ احمد بارزان (۱۸۹۲-۱۹۶۹)، به جنوب کردستان بازگشت. او و خانوادهاش از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۸ در شهرهای بصره، موصل و بغداد در تبعید زندگی کردند. در سال ۱۹۵۲، با وجود شرایط سختی که خانوادهاش در تبعید و زندانهای عراق متحمل شدند، در مدرسهای در بصره ثبت نام کرد و تا سال ۱۹۵۴ به تحصیل خود ادامه داد. در همان سال، دولت خانوادهاش را به موصل منتقل کرد و او در آنجا به تحصیل ادامه داد. در سال ۱۹۵۶، خانوادهاش دوباره به بغداد منتقل شدند. همه این شرایط ناپایدار، او را از ادامه تحصیل باز نداشت. ادریس بارزانی او تحصیلات خود را ادامه داد و دبستان و سپس دبیرستان را در بغداد به پایان رساند و همزمان به تحصیل علوم دینی نیز پرداخت.
پس از دوازده سال محرومیت از محبت و مهربانی پدر، در سال ۱۹۵۸ با او آشنا شد. در سال ۱۹۶۴ با خانم نازدار، دختر حمه اورمان آقا، ازدواج کرد. او به زبانهای کردی، عربی، فارسی و انگلیسی مسلط بود.
صفحات مبارزه
ادریس مصطفی بارزانی به صفوف نیروهای پیشمرگه پیوست. انقلاب سپتامبر در سال ۱۹۶۱، او منشی رهبر ملا مصطفی بارزانی بود. در سال ۱۹۶۲، او در جلسه گسترده کویسنجق شرکت کرد. در سال ۱۹۶۳، او به عنوان مهمان در این جلسه شرکت کرد. ششمین کنگره حزب دموکرات کردستان در سال ۱۹۶۴ در قلادزه، او مسئول دفتر نظامی در دفتر اجرایی و عضو کمیته روابط خارجی در دفتر اجرایی شورای فرماندهی انقلاب در کردستان عراق در سال ۱۹۶۶ بود. او فرماندهی حماسه هندرین علیه ارتش عراق را در اوایل ماه مه ۱۹۶۶ بر عهده داشت و در همان سال به عنوان نماینده در هفتمین کنگره حزب دموکرات کردستان انتخاب شد. در ماه مه ۱۹۶۶، او به عنوان اولین رئیس ستاد بارزانی در ... منصوب شد. انقلاب سپتامبردر سال ۱۹۶۶، او همچنین پذیرای یک هیئت مذاکره کننده از دولت عراق در منطقه بالکایتی برای صلح بود. یک سال بعد، به همراه هیئتی از حزب دموکرات کردستان، در کاخ سبز بغداد با رئیس جمهوری عراق، سرلشکر عبدالرحمن محمد عارف (۱۹۱۶-۲۰۰۷) ملاقات کرد.
در مارس ۱۹۶۷، در حضور رهبر مصطفی بارزانی، او در منطقه کلاله از معاون نخست وزیر عراق، رجب عبدالمجید، که برای مذاکره جهت حل مشکلات بین دو طرف آمده بود، استقبال کرد.
در سال ۱۹۶۹، او بر نبرد بزرگ حلج-دبان علیه نیروهای ابراهیم احمد - گروه جلال طالبانی در منطقه گرمیان نظارت داشت و در همان سال، تحت فرماندهی رهبر مصطفی بارزانی، با پیشروی نیروهای ارتش عراق در جبهه رانیه-سرکبکان مقابله کرد.
او در طول زندگیاش بارها مورد سوءقصد و دستگیری قرار گرفت. در ششم دسامبر، خودروی او توسط اطلاعات حزب بعث با گلوله سوراخ سوراخ شد، اما او در آن زمان در خودرو نبود و جان سالم به در برد. در اوایل ژوئن ۱۹۷۲، تلاشی برای ترور او، پدرش و برادرش مسعود بارزانی با استفاده از تیانتی انجام شد، اما این تلاش قبل از اجرا کشف و خنثی شد. در سال ۱۹۷۸، او به اتهام فعالیت سیاسی توسط سازمان ساواک ایران برای مدت کوتاهی دستگیر و برای تحقیقات به این سازمان ارجاع داده شد.
او یکی از نه عضو هیئت مذاکرهکننده حزب دموکرات کردستان با مقامات دولت عراق در مورد خودمختاری جنوب کردستان در ۱۰ ژانویه ۱۹۷۰ بود و به همراه این هیئت در امضای توافقنامه ۱۱ مارس با دولت عراق شرکت داشت. او توسط حزب بعث برای سمت معاون رئیس جمهور جمهوری عراق انتخاب شد، اما این پیشنهاد توسط مصطفی بارزانی، رهبر حزب، رد شد.
او در سال ۱۹۷۰ در هشتمین کنفرانس حزب دموکرات کردستان به عنوان عضو کمیته مرکزی این حزب انتخاب شد. او در کنفرانس سیاسی-نظامی چومان در تاریخ ۲۷ تا ۲۹ نوامبر شرکت کرد.
در ۸ مارس ۱۹۷۴، او دور نهایی مذاکرات را با صدام حسین (۱۹۳۷-۲۰۰۶) در بغداد و قبل از حملات ارتش عراق به مناطق آزاد شده، برگزار کرد.انقلاب سپتامبراین پیشنهاد شامل به تعویق انداختن اعلام یکجانبه قانون خودمختاری اقلیم کردستان برای یک سال دیگر به منظور تمدید دوره مذاکره بود، اما این پیشنهاد توسط طرف مقابل رد شد.
در ۴ ژانویه ۱۹۷۵ به عضویت کمیته برنامهریزی نظامی انقلاب سپتامبر منصوب شد و در جلسات ۸ مارس در حاج عمران با هدف ادامه مبارزه و مقاومت علیه قرارداد الجزایر بین ایران و عراق که هدف آن مهار ... بود، شرکت کرد. انقلاب سپتامبردر آن جلسه، او به ادامه انقلاب رأی (آری) داد.
در سال ۱۹۷۵، پس از شکست انقلاب سپتامبر او به ایران پناهنده شد و امور پناهندگان را در آن کشور سرپرستی کرد. در سال ۱۹۷۶، در کنفرانس برلین، به عنوان عضو دفتر سیاسی رهبری موقت حزب دموکرات کردستان انتخاب شد.
در سال ۱۹۷۶، او نقش رهبری در وقوع انقلاب گولان، بازگشت پیشمرگهها به کردستان و ارائه پشتیبانی لجستیکی به آنها ایفا کرد. در اواسط سال ۱۹۷۷، او بر برگزاری جلسه گسترده کرج برای کمک به رهبری موقت حزب دموکرات کردستان نظارت داشت و همچنین از ۱۵۰۰۰۰ پناهنده از جنوب کردستان مراقبت کرد.
در ۵ مارس ۱۹۷۹، او به نمایندگی از خانواده بارزانی در مزار مصطفی بارزانی در منطقه شنو، در حضور صد هزار نفر سخنرانی کرد. در همان سال، او به عضویت کمیته تدارکات نهمین کنگره حزب دموکرات کردستان درآمد و در آن کنگره به عضویت کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان انتخاب شد و سپس در اولین جلسه کمیته مرکزی حزب، به عضویت دفتر سیاسی و مسئول روابط انتخاب شد.
او از سپتامبر ۱۹۸۱ تا بهار ۱۹۸۲ بر نیروهای حزب دموکرات کردستان در جنوب کردستان، مستقر در دشت برازگر در استان اربیل، نظارت داشت. در سال ۱۹۸۳، او به کمیته فرماندهی نظامی نیروهای جبهه جود انتخاب شد. همچنین در سال ۱۹۸۳، او یک توافقنامه همکاری مشترک با عبدالله اوجالان در دمشق امضا کرد.
او در ۸ نوامبر ۱۹۸۶ در رأس هیئتی از حزب دموکرات کردستان به تهران، پایتخت جمهوری اسلامی ایران، رفت تا با جلال طالبانی، دبیرکل اتحادیه میهنی کردستان، توافقنامه صلح امضا کند.
او به عنوان معمار صلح بین نیروهای سیاسی کرد شناخته میشود و نقش برجستهای در تأسیس جبهه کردستان، که بعداً در ماه مه ۱۹۸۸ اعلام شد، داشت.
در ۳۱ ژانویه ۱۹۸۷، او بر اثر سکته قلبی در منزل شخصی خود در روستای سیلفان، شرق کردستان، درگذشت و پیکرش در کنار پدرش، رهبر مصطفی بارزانی، در گورستان هلج، شرق کردستان به خاک سپرده شد.
در ۶ اکتبر ۱۹۹۳، بقایای او به همراه بقایای پدر مصطفی بارزانی، رهبر حزب، با دو هلیکوپتر نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به گذرگاه مرزی باشماخ، استان سلیمانیه منتقل شد. جلال طالبانی، نچیروان بارزانی و تعدادی از رهبران جنبش آزادیبخش کردستان و عموم مردم، اجساد را تحویل گرفتند. در ۸ اکتبر، کاروان این دو شهید در شهرها، شهرستانها و روستاهای کردستان گشت و گذار کرد و جمعیت زیادی در خیابانها و جادهها برای استقبال از آنها جمع شدند. سرانجام، اجساد آنها در روستای بارزان با حضور جمعیت زیادی و بسیاری از رهبران به خاک سپرده شد.
منابع:
- آرشیو دایره المعارف مرجع حزب دموکرات کردستان.




