زندگینامه
دکتر سعید بارزانی در سال ۱۹۳۰ در روستای بدودی در شهرستان پیران در شهرستان مرگسور در استان اربیل متولد شد. آنها دو پسر به نامهای عزیز و احمد داشتند. او تحصیلات خود را در کالج حزبی شوکولا در مسکو ادامه داد. پس از ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸، بارزانی به همراه رفقایش به کردستان بازگشت. در سال ۱۹۵۹، از دانشکده هنر دانشگاه بغداد به عنوان معلم فارغالتحصیل شد. در ۵ نوامبر ۱۹۶۰، به دعوت کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، در سالگرد انقلاب اکتبر به همراه او شرکت کرد. مصطفی بارزانیاو به اتحاد جماهیر شوروی رفت، فارغالتحصیل شد و مدرک دانشگاهی دریافت کرد. در سال ۱۹۶۱، برای دومین بار دستگیر شد. مصطفی بارزانی او توسط مقامات شوروی در آکادمی مطالعات دکترا (NAUK) که در مطالعات آکادمیک در جامعهشناسی و فرهنگ تخصص داشت، پذیرفته شد و تحصیلات خود را برای دریافت دکترا در تاریخ ادامه داد. او در سال ۱۹۷۰ به آکادمی بازگشت و در دانشکده هنر دانشگاه بغداد مشغول به کار شد. خانوادهاش به عنوان معلم زبان روسی برای ملا مصطفی بارزانی، سفیر روسیه در عراق، کار میکردند.
مبارزه
پدرش، احمد هاسکو ابراهیمی، معروف به احمد نادر، یکی از کسانی بود که ملا مصطفی او را به همراه عبدالله کرکمویی و والی بیگ به عنوان معاون خود در منطقه بارزان منصوب کرد، زیرا به آنها اعتماد داشت. پدرش، احمد نادری، در سال ۱۹۳۲ مسئول حفاظت از بندر زت بود. او در قیام سال ۱۹۳۵ در کوه گووند در مرز بین کردستان شمالی و جنوبی در نزدیکی روستای آرگوش در یک نبرد تن به تن به شهادت رسید.
دکتر سعید در سال ۱۹۴۳ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست. در ۱۲ اکتبر ۱۹۴۳، او در تصرف ایستگاه پلیس خرزوکی شرکت داشت. این ایستگاه در نسخههای مخابره شده و مخابره نشدهاش تصرف شده است. در ۵ سپتامبر ۱۹۴۵، او در تصرف ایستگاه پلیس میدان موریکی شرکت داشت.
در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، او به کردستان شرقی نقل مکان کرد. در ۳۱ مارس ۱۹۴۶، او به عنوان پیشمرگه در نیروهای بارزان ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان خدمت کرد. در ۳ مه ۱۹۴۶، او در نبرد مالقرانی در کردستان شرقی شرکت کرد.
پس از فروپاشی جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان، او در نبرد نقده و نبرد شنو در شرق کردستان شرکت کرد.
پس از بازگشت آنها، جنل مصطفی بارزانیدر ۱۵ مه ۱۹۴۷، او با رفقایش در روستای آرگوش جلسهای برگزار کرد و به آنها دستور داد که یا بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. مصطفی بارزانی او در نبرد قوم قطور و نبرد پل ماکو شرکت داشت و پس از سختی و خستگی فراوان، در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷ از رودخانه ارس که در مرز ایران و شوروی قرار دارد، عبور کرد.
پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان، به مدت چهل روز در یک اجتماع باز که با سیم خاردار احاطه شده بود، توسط گروهی از سربازان بازداشت شدند. آنها از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی محافظت و با آنها مانند اسیران جنگی رفتار میشد. بعداً با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. آنها آموزش نظامی دیدهاند.
جعفر باکیروف پس از بدرفتاری با رفقایش، در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ تصمیم گرفت اردوگاه نظامی خود را از جمهوری آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان، منتقل کند و در آنجا به آموزش نظامی ادامه دهد.
در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش با قطار در روستاهای اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس به دولت پس میدادند) کار کردند.
پس از تلاشهای فراوان و ارسال چندین نامه از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به استالین رسید که در آن بارزانی از رنج رفقایش صحبت کرده بود و او بلافاصله تصمیم گرفت کمیتهای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. در نوامبر ۱۹۵۱، او به ورویسکی، اتحاد جماهیر شوروی نقل مکان کرد.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، به موجب ماده ۳ و ۷، بند (الف) ماده ۱۰ و ماده ۱۱، به او و رفقایش عفو عمومی اعطا شد.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، او به همراه رفقایش با کشتی جورجیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. در سال ۱۹۵۹، او به همراه مصطفی عبدالله فقیه نبی و بابکر شیخ حسین لاچین، محافظ ملا، در بغداد بود.مصطفی بارزانی بودند.
در سال ۱۹۷۳، به توصیه مرحوم بارزانی، دانشگاه بغداد را ترک کرد و برای شرکت در ... به جنوب کردستان بازگشت. انقلاب سپتامبردر سال ۱۹۷۴ در نبردهای زُزک، هَندرِن، سارتیز و گاروی عمر آقا شرکت کرد. انقلاب سپتامبر او به عنوان پناهنده به ایران نقل مکان کرد و در نقده و بعداً در کرج ساکن شد.
مشارکت ۱۹۷۶ انقلاب ماه مهدر سال ۱۹۷۷، او مسئول شاخه دوم جناح راست در بارزان، مرگسور، سیدکان و سوران بود. در ۴ نوامبر ۱۹۷۹ در نهمین کنگره حزب دموکرات کردستاناو عضو کمیته مرکزی شد. از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰، مسئول نیروهای چپ در شاخه اول بود. نهمین کنگره حزب دموکرات کردستان جناح راست شاخه دوم این نیرو که به نیروی بارزان (نیروی بارزان) تغییر نام داد، بعداً مسئول منطقه بارزان شد و در نبردهای مروز، کانی رش، خرزوک، اشکتوان، مرگسور، شروان مازن، چما، کولانادر، تنگه سارت شرکت کرد. او فرمانده جبهه قاطع بارزان و مرگسور در طول نبرد خواکورک بود که شامل مکانهای زیر میشد: سرداو، هودیان و بالاکیان، شیودز و سارشما، خلیفان، سرچیا، دشت هرت و دشت خوک. او در 31 آگوست 1980 در پل ریزان زخمی شد.
در سال ۱۹۸۸، او فرمانده جبهه غربی خواکورک بود. در همان سال، فرمانده جبهه مرکزی شد. او بر اثر اصابت یک توپ بزرگ زخمی شد و در میدان نبرد توسط دکتر محمد صالح درمان شد.
او در قیام کردستان در سال ۱۹۹۱ شرکت داشت. در ۷ آوریل ۱۹۹۱، او فرمانده نیروهای بارزان بود. او در ۱۶ آگوست ۱۹۹۶، در چارچوب جشنهای پنجاهمین سالگرد، در دستان کوره شرکت کرد و مسئول بازوی راست پیرمام بود. این جشنها به خاطر مبارزه و مقاومت در انقلاب دوم بارزان، جمهوری دموکراتیک کردستان، مسیر اتحاد جماهیر شوروی، برگزار شد. انقلاب سپتامبر، انقلاب ماه مه و قیام رئیس جمهور مسعود بارزانی به او مدال جاودان بارزانی اهدا شد. او در ۵ فوریه ۱۹۹۹ در پیرمام درگذشت.
منابع:
-
بایگانی هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان
- حمید گوهری، مدال بارزانی، جلد ۱، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ۲۰۱۵).
- حمید گوهری، مدال بارزانی، جلد ۲، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ۲۰۱۵).
- حمید گردی، خلاصه التاریخ، چاپ اول، (اربیل - انتشارات ارس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ۱۳۸۳).
- حیدر فاروق السامری، ضیاء جعفر و نقش سیاسی و اقتصادی در عراق، (لندن - دارالحکمه - ۲۰۱۶).
- در خاطرات فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ۶۲ روز با بارزانی، عزیمت بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه فرهنگی - ۱۹۹۷).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۳۱-۱۹۵۸، (دهوک - چاپخانه خبات - ۱۹۹۸).
