زندگینامه
حسین فقی احمد در سال ۱۹۲۵ در روستای بابکه از توابع پیران در شهرستان مرگسور استان اربیل متولد شد. او در ۲۱ ژوئن ۱۹۳۲ به همراه خانوادهاش به ترکیه مهاجرت کرد. در سال ۱۹۵۲ از دانشگاه فارغالتحصیل شد. او دو بار ازدواج کرد. از همسر اولش صاحب دو دختر شد و بعداً با ناتالیا سیرکیونا رادیون ازدواج کرد. در سال ۱۹۵۹، او به عنوان مدرس در دانشگاه بغداد مشغول به کار شد. در ۵ نوامبر ۱۹۶۰، او به همراه بارزانی فقید به اتحاد میهنی کردستان در اتحاد جماهیر شوروی رفت تا در سالگرد انقلاب اکتبر که توسط کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی برگزار شده بود، شرکت کند. مرحوم بارزانیاو در آکادمی مطالعات دکترا (NAUK) که به مطالعات آکادمیک در زمینه جامعهشناسی و فرهنگ اختصاص داشت، پذیرفته شد و تحصیلات خود را ادامه داد و مدرک دکترا گرفت. پس از توافق ۱۱ مارس ۱۹۷۰، او به عنوان مدرس در دانشگاه سلیمانیه مشغول به کار شد. او در سال ۱۹۷۶ در اداره آموزش و پرورش بغداد استخدام شد. او در ۳۱ ژوئیه ۱۹۸۳ در جریان عملیات انفال علیه بارزانیها توسط دولت عراق در بغداد ناپدید شد.
خباتنما
در سال ۱۹۴۳، او به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست. در ۲ اکتبر ۱۹۴۳، او در تصرف ایستگاه پلیس شاندر شرکت داشت.
در ۱۹ آگوست ۱۹۴۵، او توسط دادگاه عرفی نظامی عراق دستگیر شد. در ۵ سپتامبر ۱۹۴۵، او در تصرف ایستگاه پلیس میدان موریکی شرکت داشت. در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، او به همراه خانوادهاش به کردستان شرقی نقل مکان کرد.
در ۳۱ مارس ۱۹۴۶، او به عنوان پیشمرگه در نیروهای بارزانی ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد خدمت کرد. او در نبردهای جبهه سقز در جمهوری دموکراتیک کردستان شرکت داشت. او در نبرد نلوس نیز شرکت داشت. او یکی از پیشمرگههایی بود که در ۱۹ آوریل ۱۹۴۷ از طریق خواکورک و دشتی برازگر به شروان و مزوری بازگشت.
پس از بازگشت آنها، ژنرال مصطفی بارزانی در ۶ مه ۱۹۴۷، او جلسهای با رفقایش در روستای آرگوش برگزار کرد و به آنها دستور داد که بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. ژنرال مصطفی بارزانی او در نبرد قوم قطور و نبرد پل ماکو شرکت داشت و پس از سختی و خستگی فراوان، در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷ از رودخانه ارس که در مرز ایران و شوروی قرار دارد، عبور کرد.
پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان، به مدت چهل روز در یک اجتماع باز که توسط گروهی از سربازان با سیم خاردار احاطه شده بود، بازداشت شدند. آنها تحت مراقبت بودند و از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی با آنها رفتار میشد. بعداً با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. در همان زمان، توسط برخی از رفقای تحصیل کرده خود، روزانه چهار ساعت زبان کردی به آنها آموزش داده میشد.
جعفر باکیروف پس از بدرفتاری با رفقایش، در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ تصمیم گرفت اردوگاه نظامی خود را از جمهوری آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان، منتقل کند و در آنجا به آموزش نظامی ادامه دهد.
در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش با قطار در روستاهای اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس به دولت پس میدادند) کار کردند.
پس از تلاش فراوان و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، بالاخره نامهای به استالین میرسد که در آن بارزانی او بلافاصله تصمیم گرفت کمیته ای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. این کمیته تصمیم گرفت همه آنها را در ورویسکی جمع کند. در نوامبر ۱۹۵۱، او به ورویسکی در اتحاد جماهیر شوروی رفت.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت اوژنرال مصطفی بارزانیدر ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، به موجب مواد ۳ و ۷، بند (الف) ماده ۱۰ و ماده ۱۱ قانون اصلاحی سال ۱۹۵۹، به او و رفقایش عفو عمومی اعطا شد.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، او به همراه رفقایش با کشتی جورجیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
مشارکت ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۴ انقلاب سپتامبردر سال ۱۳۵۳ سرپرست دوره ششم آموزش کادر و مدرس روابط بینالملل بود. انقلاب سپتامبراو به ایران گریخت و در سال ۱۹۷۶ به کردستان بازگشت. او در ۳۱ ژوئیه ۱۹۸۳ در جریان عملیات انفال علیه بارزانیها توسط دولت عراق در بغداد ناپدید شد.
منابع:
- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.
- مصاحبه با مجله متین، همنشین بارزانی عزیز قاضی، قسمت دوم، مجله متین، شعبه اول حزب دموکرات کردستان - متحد، شماره ۴۸، دور سوم، دهوک، چاپخانه هاوار، ۲ دسامبر ۱۹۹۶.
- حمید گوهری، مدال بارزانی، جلد ۱، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ۲۰۱۵).
- حمید گردی، خلاصه التاریخ، چاپ اول، (اربیل - انتشارات ارس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ۱۳۸۳).
- حیدر فاروق السامرایی، ضیاء جعفر و نقش سیاسی و اقتصادی در عراق، (لندن - دارالحکمه - ۲۰۱۶).
- رکاره مازویری، سربورا تراجیدیایین بارزانیان، چپا یکی، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - 1392).
- مرکز مطالعات، تحقیقات و آکادمی پ.ک.ک، دورههای آموزشی تاریخ کادرهای پ.ک.ک، از کوه تا شهر، (چاپخانه اربیل- روژهلات - ۲۰۱۹).
- شعبانعلی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ۲۰۱۳).
- صالح یوسف صوفی، گاهشماری کردستان و جهان، چاپ اول، جلد ۲، (دهوک - چاپخانه استانی دهوک - ۲۰۱۳).
- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ۲۰۰۲).
- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، قبیله بارزان بین سالهای ۱۹۳۱-۱۹۹۱، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ) - ۲۰۰۱z).
- عمر حمزه صالح، نسلکشی و جنایات رژیم بعث علیه بارزانیها ۱۹۷۵-۱۹۹۱، از زبان شاهدان و اسناد، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه روژهلات). - ۲۰۱۷z).
- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - ۲۰۱۱).
- مجله هتاو، شماره ۱۵۴، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، ۲۵ فروردین ۱۳۳۸ (۱۵ آوریل ۱۹۵۹).
- در خاطرات فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ۶۲ روز با بارزانی، عزیمت بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه فرهنگی - ۱۹۹۷).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۳۱-۱۹۵۸، (دهوک - چاپخانه خبات - ۱۹۹۸).
