کوه زوزاک به دلیل موقعیت جغرافیایی و استراتژیک خود، اهمیت نظامی قابل توجهی برای انقلاب سپتامبر داشت. بزرگراه همیلتون از پای آن عبور میکرد و آن را به مکانی حیاتی برای محافظت از جاده تبدیل میکرد. علاوه بر این، مشرف بودن آن به دشت دیانا، آن را به یک پیوند حیاتی بین مناطق بارزان و بالاکایتی تبدیل کرده بود، که دومی به عنوان ستاد اصلی انقلاب سپتامبر عمل میکرد. در نتیجه، دولت عراق به طور مداوم برای کنترل مکانهای استراتژیک و مختل کردن انقلاب در تمام این مناطق برنامهریزی میکرد.
نبرد پیشمرگه ها با ارتش عراق در کوه زوزک به سال ۱۹۶۵ بازمی گردد، زمانی که نیروهای پیشمرگه کرد خط دفاعی را در کوه های زوزک، تنگه ساروت و تنگه امرگا ایجاد کردند که تا رودخانه موساکاو امتداد داشت. ارتش عراق دائماً در حال برنامه ریزی برای رسیدن به مواضع استراتژیک بود.
در اوایل پاییز همان سال، او با پشتیبانی هواپیما و دهها هزار سرباز و مزدور، حملهای را به کوه زوزک آغاز کرد. ارتش عراق در ابتدا کوه را بمباران کرد و پس از آن هزاران سرباز عراقی به مواضع پیشمرگه یورش بردند. پس از چندین حمله شدید، آنها موفق شدند یکی از ارتفاعات کوه را تصرف کنند که تهدیدی برای مواضع پیشمرگه در دامنه کوه بود. بنابراین، تصمیم به عقبنشینی و شروع یک ضدحمله با برنامهای محکم برای بازپسگیری مواضع از دست رفته گرفته شد. با وجود انجام چندین حمله ثانویه برای بازپسگیری مناطق از دست رفته، آنها موفق نشدند.
پس از آماده سازی کامل، نیروهای پیشمرگه به رهبری حاجی بیروخی، فرمانده گردان، و چند مقام نظامی دیگر مانند: (سرجوخه یاسین، رمضان یاسین، جادر کویزی، عزیز خان مهاجر، صباح میرکا خیلانی، علی شکاک و جوهر برسیاوی) طرح محکمی را به اجرا گذاشتند.حمید افندی مصطفی نایروبی و حسن خل حمزه حمله گسترده ای را به ارتش عراق آغاز کردند.
پس از چند ساعت درگیری شدید، سربازان ارتش عراق نتوانستند در برابر حمله پیشمرگهها مقاومت کنند و شکست خورده و فرار کردند. تقریباً ۲۱ سرباز خود را از کوه پشت روستای کوان به پایین پرتاب کردند و تعداد زیادی جسد در میدان نبرد باقی ماند. نیروهای پیشمرگه دو شهید و پنج زخمی دادند.
پیروزی پیشمرگه ها و شکست ارتش عراق، خشم مقامات و افسران دولتی عراق را برانگیخت و آنها در سوم اردیبهشت ۱۳۴۵ تصمیم به اشغال این مناطق و انتقام از نیروهای پیشمرگه گرفتند و با پشتیبانی هواپیماهای جنگی و توپخانه، حمله بزرگی را در دامنه کوه هندرین، زوزک و تنگه عمر آقا آغاز کردند.
پس از چندین روز نبرد مداوم به رهبری مسعود بارزانی به ویژه ادریس بارزانی، زمانی که دولت عراق فشار قابل توجهی بر مواضع پیشمرگه وارد کرد و توانست چندین مکان را در کوه زوزک تصرف کند، حضور داشت. ملا مصطفی بارزانی، رهبر انقلاب، در میدان نبرد کوه زوزک حضور داشت، جایی که نیروهای پیشمرگه ارتش عراق را از همه طرف شکست دادند و خسارات سنگینی به آنها وارد کردند که منجر به کشته شدن ۴۰۰ سرباز و زخمی شدن ۶۰۰ نفر دیگر شد. چهار توپ ۷۵ میلیمتری، چهار خمپاره ۴.۲ میلیمتری، ده خمپاره ۲.۳ میلیمتری، ۶۰۰ قبضه سلاح سبک، ۱۵ دستگاه رادیو و مقدار زیادی مهمات به دست پیشمرگه افتاد.
پس از از سرگیری جنگ در سال ۱۹۷۴، زمانی که ارتش عراق با موفقیت تانکهای خود را از کوه کورک تا جاده بخال در قالب نیروی بزرگی مجهز به سلاحهای سنگین و سبک پیشرفته پیاده کرد، استراتژی جنگ تغییر کرد. پیشمرگهها مجبور شدند کوه کورز و دامنههای کوه کورک در رواندوز را رها کرده و به دیانا، بانگویل و بارزیو عقبنشینی کنند. یک خط دفاعی در دره آکویان، کوه هندرین، کوه زوزک و تنگه امرقه ایجاد شد.
ارتش عراق که در حمله به گذرگاه عمر آقا در ۳ سپتامبر ۱۹۷۴ شکست سنگینی متحمل شد، مجبور به عقبنشینی به روستای بدلیان شد. بنابراین، به دنبال راه دیگری برای سرپوش گذاشتن بر شکست خود و اشغال یک موقعیت استراتژیک دیگر برای گسترش کنترل خود بر کل منطقه بود. طبق اطلاعات دریافتی از فرماندهان نظامی آنها، نیروهای پیشمرگه زیادی در کوه زوزک حضور نداشتند و آنها این را فرصتی دیدند. آنها یک گردان از لشکر هشتم را اختصاص دادند و در ۲۰ سپتامبر ۱۹۷۴ موفق شدند چندین موضع پیشمرگه را در کوه زوزک اشغال کنند. با این حال، نیروهای پیشمرگه در مقابل حملات ارتش عراق بیکار ننشستند. بلکه با قدرت پاسخ دادند و با کمک ... به مناطق اشغال شده توسط ارتش عراق حمله متقابل انجام دادند. توپخانه انقلابیاو موفق شد کنترل کوه زوزک را دوباره به دست آورد.
یکی از پیشمرگههایی که در نبرد کوه زوزک شرکت کرده بود، در مصاحبهای به ما گفت: «صبح زود، دیدیم که سربازان ارتش عراق و همدستانشان (جاش) از دیانا به ما نزدیک شدهاند و به مواضع پیشمرگه حمله کردهاند. آنها به سمت ما آتش گشودند و تعدادی از پیشمرگهها زخمی شدند. آنها یک نقطه بسیار مهم و استراتژیک را در بالای سر ما تصرف کردند. فرمانده ما، حاجی بیروخی، که فرمانده خط مقدم بود، تصمیم گرفت برای بازپسگیری آن نقطه اشغالی در اسرع وقت، یک ضدحمله انجام دهد. پس از شروع حمله نیروهای پیشمرگه، ما توانستیم با پشتیبانی توپخانه سنگین، یک ضدحمله به نقطه اشغالی انجام دهیم. پس از یک نبرد شدید، توانستیم موقعیت را کنترل کنیم و به پیروزی برسیم. دشمن که نتوانست در برابر حمله پیشمرگهها مقاومت کند، به پایگاههای خود در دیانا عقبنشینی کرد. در این نبرد، ما شهید و زخمی دادیم، اما دشمن شکست سنگینی خورد و اجساد سه سرباز و یک افسر به دست پیشمرگهها افتاد. اگر سنگها، شکافها و صخرههای بزرگی که پشت آنها قرار داشتند، نبود...» اگر پنهان میشدند، ضررهای بسیار بیشتری متحمل میشدند.»
اما یک هفته بعد، در تاریخ 27-28 سپتامبر 1974، یک نیروی ارتش عراق متشکل از لشکر 5 پیاده نظام (5) و یک گردان 29 نیروهای ویژه (29) با پشتیبانی یک گردان تانک، حملهای را به کوه زوزک آغاز کرد. نیروهای پیشمرگه با یک طرح نظامی منظم و روحیه دفاعی قوی، حمله ارتش عراق را با انواع سلاحهای موجود دفع کردند. آنها موفق شدند خسارات سنگینی به نیروهای عراقی وارد کنند و اکثر افسران و سربازان گردان، از جمله فرمانده شاخه نظامی، را به هلاکت برسانند.
تصرف کوه زوزک برای ارتش عراق از نظر استراتژیک چنان مهم بود که فرماندهان نظامی آن مصمم به تصرف آن بودند. آنها واحدهای پیاده نظام، تانک، خودروهای زرهی، توپخانه و نیروی هوایی را تحت فشار قرار دادند تا حمله دیگری به این کوه انجام دهند. آنها حمله بزرگتر و قدرتمندتری را از سر گرفتند و این بار موفق شدند آن را در 30 سپتامبر 1974 تصرف کنند. با این حال، نیروهای پیشمرگه بار دیگر برای یک ضد حمله، تحت رهبری و نظارت ... آماده شدند. مسعود بارزانی آنها یک ضدحمله را برنامه ریزی کردند که منجر به پیروزی بزرگی شد و خسارات سنگینی به ارتش عراق وارد کرد، از جمله انهدام پنج تانک و کشته شدن (500) سرباز که اجسادشان در میدان نبرد باقی مانده بود.
موقعیت جغرافیایی کوه زوزک از دو ارتفاع تشکیل شده است، یکی به نام (کوبی استرِه) و دیگری (کوبی بره) که حدود ۱ تا ۲ کیلومتر از هم فاصله دارند. برای مدتی، نیروهای پیشمرگه در (کوبی استرِه) و ارتش عراق در منطقه (کوبی بره) بودند و جبههای را در مقابل یکدیگر تشکیل دادند. در یکی از لشکرکشیهای روزانه پیشمرگهها به ارتفاعات (کوبی بره) که زمینی مسطح و بدون درخت و سنگ است، نیروهای پیشمرگه نتوانستند آن را از ارتش عراق بازپس گیرند، زیرا خسارات زیادی به آن وارد شد، به طوری که ۱۷ پیشمرگه شهید و تعدادی دیگر زخمی شدند.
اشغال کوه زوزک برای ارتش عراق آنقدر مهم بود که پس از آن همه شکست و خسارتی که متحمل شده بود، حاضر به ترک آن نبودند. آنها در ۳ اکتبر ۱۹۷۴ دوباره به این کوه حمله کردند و به دلیل عدم برابری بین آنها و پیشمرگهها از نظر نیرو و سلاح، توانستند آن را به طور کامل به دست بگیرند. بنابراین، نیروهای پیشمرگه تصمیم به عقبنشینی و ایجاد خط دفاعی دیگری در تنگه پشا، کوه حسن بک و سری بردی گرفتند تا از پیشروی بیشتر ارتش دشمن و نزدیک شدن به رهبری انقلاب جلوگیری کنند.
اگرچه ایران با یک گردان توپخانه ۱۳۰ میلیمتری و دو آتشبار موشکهای ضدهوایی که در اکتبر ۱۹۷۴ به میدان نبرد رسیدند، از انقلاب حمایت کرد، اما این آتشبارها هیچ تأثیر مثبتی بر جنگ نداشتند و هیچ نقش مؤثری در متوقف کردن پیشروی ارتش عراق یا تغییر موازنه قدرت ایفا نکردند. برعکس، آنها نیروهای پیشمرگه را در خطوط مقدم تضعیف و کند کردند، زیرا پیشمرگهها تمام امید خود را به این توپخانه بسته بودند تا به مانعی بزرگ در برابر حمله، پیشروی و اشغال کردستان تبدیل شوند. متأسفانه، این اتفاق نیفتاد، زیرا آتش توپخانه گردان ایرانی دقیق نبود و به اهداف خود اصابت نکرد. علاوه بر این، در صورت نیاز به طور مؤثر مورد استفاده قرار نگرفتند.
اما با شروع زمستان، شرایط برای پیشروی بیشتر ارتش عراق و رویارویی با نیروهای پیشمرگه مساعد نبود. پیشمرگه ها پیوسته در پی فرصت هایی برای آغاز یک حمله بزرگ بودند. به همین دلیل، در دسامبر ۱۹۷۴ حملات متعددی را به ارتش عراق آغاز کردند و در دسامبر ۱۹۷۵، به مواضع ارتش عراق حمله کردند و نیمی از کوه زوزک را دوباره به کنترل خود درآوردند.
منابع:
۱- قاضی عادل غردی، رحمت الله علیه. ۲۰۲۰، ص ۳۱۵.
2- قاضی عادل گردی، سحرچواه بیشو، ل. 345-377
3- مسعود بارزانی، بارزانی و بزوتنه ازغریخوازی کرد، برقی سیهم، باهچی دوهوم، چاپی یحکیم، هولر 2004. برای 158.
4- سهانگیر ابراهیم خشناو، کوداوا شهربازیکانی شیشی، 1970-1975، چابی یخم، هاولر، 2022، شماره. 220.
5- دیمانه: گیرگیس هیلدا طاهرخان، پیشمرگه شیشارشی ای یلول، آرشیو در اکلپدیا.
6-سحر ابراهیم خشناو، سحرچواه بیشو، پ. 220.
7- سحنقر ابراهیم خشناو، هامان سحرچواه، 220
8- دیمانه لاحق5 قادر حسن سیتکانی پیشمرگ شیشهری ای یلوال 31/12/2022.
9- سهنگر ابراهیم خشناو، هامان سحرچواه، ل. 220-221.
۱۰-مسعود بارزانی، هامان شهرجاوه بیشو، ۱۵۹.
11- ابراهیم جلال، کردستان بشاوری و شیهشی ایلول، بنیانان و هاح5تاکندان، 1961-1975. چاپی جواهرم، 2021، شماره. 615.


