سال ۱۹۷۵ سالی تاریک در تاریخ کردستان بود، زیرا این شکست نه تنها انقلاب را به عقب راند، بلکه امیدها برای آزادی را نیز نقش بر آب کرد. شکست در سنگرهای نبرد و قلب و ذهن همه کردها نفوذ کرد. هیچ کورسوی امیدی برای الهام بخشیدن به خوشبینی باقی نمانده بود. هزاران پیشمرگ وفادار به انقلاب در ناامیدی، بدبینی و غم و اندوه فرو رفتند.[1]،
این وضعیت تنها یک سال دوام آورد، تا اینکه رهبری انقلاب در اواسط سال ۱۹۷۶ تجدید سازمان کرد و بار دیگر زنگ خطر انقلاب مسلحانه دیگری را علیه دشمنانی که باعث عقبماندگی شده بودند، به صدا درآورد. انقلاب سپتامبر[2] با یک طرح بین المللی، امیدی دوباره برای مبارزان پیشمرگه زنده شد و فعالیت های آنها در مناطق مختلف جنوب کردستان افزایش یافت. به راستی که پیشمرگه ها در طول تاریخ نبردها و حماسه های متعددی را ثبت کرده اند. انقلاب گولان در بسیاری از مناطق کردستان، آنها توانستند حملات قدرتمندی را به اماکن، اردوگاهها و مؤسساتی که در برد سلاحهایشان بودند، انجام دهند.
یکی از نبردهای بزرگ و تاریخی که توسط نیروهای پیشمرگه ثبت شده است، نبرد کانی سیف و چومرس، کوه قوچا، در جاده بین سعید صادق و پنجوین در 20 اکتبر 1980 است. یک نیروی پیشمرگه، مسلح به سلاحهای سبک، با نیرویی از ارتش عراق که به سلاحهای سبک و سنگین مسلح بودند، روبرو شد. علاوه بر نیروهایی که در این نبرد با پیشمرگهها مقابله کردند، دولت عراق تعداد زیادی از نیروهای دیگر را با هلیکوپتر به منطقه اعزام کرد تا از نیروهای زمینی خود پشتیبانی کنند. با این حال، این امر پیشمرگهها را نترساند و بر روحیه قهرمانانه آنها تأثیری نگذاشت. بلکه آنها به مبارزه ادامه دادند تا اینکه توانستند ضربه محکم و مؤثری به نیروهای دشمن وارد کنند. نتیجه این نبرد کشته شدن تعداد زیادی از سربازان ارتش عراق و زخمی شدن برخی دیگر و اسارت یک افسر با درجه خلبان به نام احمد اسماعیل العقیلی توسط نیروهای پیشمرگه بود.[3].
اما آنچه در مقابل مبارزه و فداکاری برای یک هدف مقدس، مایه تاسف و شرمساری است، موضع نامناسب و ناهماهنگ در درون انقلاب است. نیرویی وابسته به اتحادیه میهنی کردستان (PUK) ناگهان در منطقه کانی مانگا ظاهر شد و از پشت به نیروهای پیشمرگه حمله کرد. پس از نبردی شدید و خونین، دو نفر از پیشمرگهها، محمد ورداوله و آزاد شیخ قادر، به شهادت رسیدند.[4].
منابع:
1-جهمل فهح الله طاهب: بزوتنا وه-زاگر-خوازی کردستان بسوری کردستان 1976-1980، چپی حکم، چاپ خانه شهاب، ح.ح.، 2012.
2- قاضی عادل قهاردی: «پیشمارگاهیک خیزمهت بارزانیدا دارد»، بیرگی دوحیم، شاپی دوهوم، ترکیه - 2021.
3-محصود بارزانی: بارزانی و همسرش، ازگری خوازی کرد، برقی چوارهم، 1975-1990. شورشی جولان، بهشی دوهم، شبی یخکیهم، چپ خانه کوکسانا، 1390.
[1] جهمال فهووالله طایب: با زوتانه و کلمه کردی زاگاریخوازی برای او، باشوری کردستان ۱۹۷۶-۱۹۸۰چاپی یحکیم، چپخانه شهاب، هاهولر-۲۰۱۲، برای۳۵. (یا: ۳۵.)
[2] قاضی عادل قاهردی: خانه شما دارای انبار برزندا، برگی دوهم، دوهوم چاپی، ترکیه- ۲۰۲۱، برای۴۶.
[3] مسعود بارزانی: بارزانی و همسرش، ازگاری خوازی کرد، بهترین مشورتهایشان، ۱۹۷۵-۱۹۹۰ شیرشی گوهان، باشی دوهم، شاپی یحکام، چپخانا، اوکسانا، ۲۰۲۱، برای۵۳.
[4] محمود بارزانی: بهمن سحرچاوه، برای۵۳.


