AI Persian Show Original

نبرد زاویتا (دسامبر 1962)

در طول سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳، منطقه بادینان شاهد مجموعه‌ای از نبردها و رویدادهای کوچک و بزرگ بود. این نبردها بر روند انقلاب تأثیر گذاشت و آن را به مرحله پیشرفته‌تری سوق داد و ترس برخی را از سرنوشت آن کاهش داد. این نبردها همچنین تأثیر مستقیمی بر برانگیختن احساسات ملی‌گرایانه کردها و بازگشت برخی از نیروهای قبیله‌ای به صفوف انقلاب داشتند.


از آغاز انقلاب سپتامبر، عبدالکریم قاسم در یک کنفرانس مطبوعاتی با افتخار اعلام کرد که انقلاب را «در هم کوبیده است»، اما پیروزی‌های اولیه‌ای که انقلابیون کرد در منطقه بادینان به دست آوردند، از یک سو، تمام اخبار و شایعاتی را که دولت پخش می‌کرد، رد کرد و دولت را مجبور کرد تا بیش از پیش به مزدوران و تفنگداران اجیر شده منطقه تکیه کند. این تکیه دولت از این واقعیت ناشی می‌شد که ارتش با طبیعت و مسیرهای پیاده نظام در کوه‌های ناهموار کردستان آشنا نبود، علاوه بر این، روحیه ارتش در حال فروپاشی بود و هیچ تجربه‌ای در جنگ چریکی نداشت.

علاوه بر این، مزدورانی از طایفه ریکانی به ترکیه پناه برده بودند، جایی که دولت ترکیه آنها را به طرف عراقی تحویل داد. سپس آنها از طریق کانی ماسی به موصل بازگشتند. هدف این مزدوران ایجاد یک منطقه حائل بین انقلابیون کرد و روستاهای کردنشین در شمال کردستان بود که قاطعانه از انقلاب کردها حمایت می‌کردند. به عنوان مثال، یک پیشمرگه که در وقایع آن زمان شرکت داشت، نوشت: "تعدادی از مبارزان کردستان ترکیه برای حمایت از بارزانی و انقلاب به منطقه آمدند. صادق مارینوس رهبر آنها بود و او حمله‌ای را علیه مزدوران آغاز کرد و ضربه مهلکی به آنها وارد کرد."

دولت تمام تلاش خود را برای اشغال شهر زویته به کار گرفت و برای تحکیم پیشروی خود، تعداد زیادی سرباز، پلیس و مزدوران را به منطقه آورد. وضعیت جبهه شورشیان به این صورت بود: در جبهه شرق، رهبری جبهه را محمد امین میرخان، حاجی بیرونی، ملا شانی بیدارونی، حارث بیدارونی و هادی هاسکو به عهده داشت و هاسو میرخان ژاجوکی به عنوان دستیار وی. در جبهه غرب توسط سردارانی چون اسد خوشاوی، عیسی سوار، علی خلیل، حسو میرخان، عمرآقای دولامری و سلیمان میرخان رهبری می شد و تعداد زیادی از پیشمرگان از طوایف کرد بادینان مانند مزوری ژیری، باروری ژیری، گلی، ژیری، و گلی، دوییر، در آن شرکت داشتند.

پس از آنکه ارتش دولتی، متشکل از فرمانده لشکر دوم در دهوک، با همکاری مزدوران و پلیس، تلاش کرد منطقه زاویتا را با سلاح‌های سنگین و با استفاده از تانک، خودروهای زرهی و توپخانه‌های مختلف محاصره کند، به دو گروه جداگانه تقسیم شدند. یک گروه مستقیماً به سمت روستای زاویتا حرکت کرد، در حالی که گروه دیگر، که عمدتاً مزدور بودند، به سمت روستاهای امینکی، بابلو، سیرک و تینرکا حرکت کردند و سپس در زاویتا دوباره به هم پیوستند. پس از گلوله‌باران منطقه با توپخانه، حمله خود را آغاز کردند. ملا مصطفی بارزانی در نزدیکی خطوط مقدم، پیشمرگه‌ها منتظر دستور او بودند. در ابتدا، بارزانی به ارتش دستور داد تا جاده اصلی منتهی به این منطقه را تخریب کند تا مانع پیشروی آن شود. هدف بارزانی پرت کردن حواس ارتش و آزادسازی منطقه سرسنگ بود، جایی که برخی از پاسگاه‌های مزدوران در جاده زاویتا باقی مانده بودند.

نیروهای دولتی که بین ۵ تا ۶ دسامبر ۱۹۶۱ به وادی زاویتا رسیدند، از همه طرف توسط پیشمرگه‌ها محاصره و مورد حمله قرار گرفتند. در نتیجه، نیروهای دولتی عقب‌نشینی کردند و مزدوران را تا عمادیه تعقیب کردند. ملا مصطفی بارزانی آزادسازی منطقه سرسنگ روحیه پیشمرگه‌ها را تقویت کرد. نیروها به سمت سرسنگ پیشروی کردند، با نیروهای دولتی و ساکنان محلی تماس گرفتند و ایستگاه پلیس سرسنگ را تصرف کردند. این منطقه در 10 دسامبر بدون درگیری آزاد شد. بدین ترتیب، نیروهای پیشمرگه کنترل کامل دره زاویتا را که از نظر استراتژیک مهم بود، به دست گرفتند. سرسنگ دروازه‌ای حیاتی به دره زاویتا بود و مشرف به شهر دهوک. علاوه بر این، به مقر بارزانی در روستای گر براسکی نزدیک بود. همچنین به منطقه قادیش بسیار نزدیک بود، جایی که انقلابیون بیمارستانی را در غار اینیشکی تأسیس کرده بودند تا به سرعت مجروحان را منتقل کنند و بیمارستان را از گلوله‌باران دشمن محافظت کنند.

دستاوردهای این نبرد از نظر روحیه قابل توجه بود، زیرا پیشمرگه‌ها سرسنگ را آزاد کردند و مزدوران رکانی را تعقیب کردند. این یک تقویت خوب بود که تنها سه ماه پس از وقوع انقلاب به دست آمد و بازتاب گسترده‌ای داشت. مردم متوجه شدند که از طریق فداکاری پیشمرگه‌ها، واقعیت تلخ کردستان می‌تواند تغییر کند و در برابر ارتش بزرگ دولتی پیروز شود. پس از آن نبرد، دولت به طور کامل توانایی‌ها، شجاعت و ایمان انقلابیون را به رسمیت شناخت.

در نتیجه آن سلسله نبردها، و با وجود تلاش‌های متعددی که دولت برای مقابله با شورشیان و بسیج نیروهای خود به منظور بازپس‌گیری مواضع خود و اشغال مجدد منطقه انجام داد، پس از نبرد وادی زاویتا، دولت در حماسه لومانا شکست بزرگتری متحمل شد که آن را مجبور به توسل به مذاکره کرد.


منابع:

1- عبد الفتاح علی البطنی، منطقه بادینان 1925-1970م، ج 1، ص 138. 2، انتشارات دانشگاه صلاح الدین، (اربیل - 2017).

2- حوکر کریم حما شریف، شیخ ایلول، چپخانی زنکی صلاحدین، (هولر - 1391).

۳- مسعود بارزانی، بارزانی و کردهای زاغریخوازی، بارزانی و بازوتنای، بارزانی و وزارت امور خارجه - ۲۰۰۴.

4- رجب جمیل حبیب، عمادی (آمادیه) 1921 - 1975، (چاپ هوار - دهک - 1391). 

۵- شیرزاد زکریا محمد، جنبش ملی کرد در کردستان عراق، ۸ فوریه ۱۹۶۳ - ۱۷ ژوئیه ۱۹۶۸، (چاپخانه و انتشارات اسپیرز - دهوک - ۲۰۰۶).

۶- حاجی میرخان، دسامبر ۱۹۴۳ - ۱۹۹۱، قضیه کردستان چیست ۱۹۴۳ - ۱۹۹۱؟ (نوشته جام شواینی - ۲۰۲۱).

7- هوگان مسعود سیرنی، "شورشا الونی" از دورا بهادینان 1961 - 1975، "سانتری زاخی" توسط مردم کردی، 2018.

8- قاضی عادل گردی فرزند خزمیت بارزانی این ... حاجی بیخی 1916 - 1975 برکیم ترکیه.


مقالات مرتبط

نبرد کاسپی اسپی

وقتی نیروهای پیشمرگه در ۱۲ ژوئیه ۱۹۶۲ قلعه رایات (قیشلا) را تصرف کردند، کل منطقه بالکایتی بخشی از منطقه آزاد شده انقلاب سپتامبر شد. اگرچه جنگجویان مزدور گهگاه در چندین منطقه مختلف، به ویژه در کوه‌های اطراف کوه هلگورد، با هدف ایجاد هرج و مرج ظاهر می‌شدند، اما به سرعت توسط نیروهای پیشمرگه پراکنده و از منطقه بیرون رانده می‌شدند.

اطلاعات بیشتر

نبرد کردز و کارزور ۱۹۶۹

این نبرد بین نیروهای پیشمرگه دشت اربیل و شبه‌نظامیان تحت حمایت دولت در اواخر بهار ۱۹۶۹ در روستاهای کردز و کارزور در دشت اربیل رخ داد. نیروهای پیشمرگه توانستند شبه‌نظامیان را شکست دهند، خسارات سنگینی از نظر جانی و تجهیزاتی به آنها وارد کنند و آنها را از منطقه بیرون برانند، در حالی که خودشان فقط خسارات جزئی متحمل شدند.

اطلاعات بیشتر

نبرد دره زاخو (آوریل ۱۹۶۲)

در مجموعه نبردها و داستان‌های انقلاب سپتامبر، نبرد گذرگاه زاخو به عنوان یک درگیری مهم که هماهنگی نزدیک بین سازمان‌های حزب دموکرات کردستان (KDP) در ارتش عراق و ارائه اطلاعات به فرماندهان پیشمرگه را نشان داد، برجسته است.

اطلاعات بیشتر

نبرد گجر

در حالی که دولت ایران با حمله‌ای موفق شد کنترل جمهوری کردستان را دوباره به دست بگیرد، ملا مصطفی بارزانی و نیروهایش تلاش می‌کردند از طریق خاک ایران فرار کنند و بار دیگر به مناطق خود در کردستان عراق بازگردند...

اطلاعات بیشتر

نبرد سینگان

نبرد سنجان یکی از نبردهایی بود که پس از فروپاشی جمهوری کردستان و عقب‌نشینی بارزانی‌ها به مناطق مرزی بین ایران و عراق درگرفت...

اطلاعات بیشتر