انقلاب میتوانست نقش مؤثرتری در اعمال فشار بر نهادهای نظامی و امنیتی دولت ایفا کند و روحیه بالاتری را در پیشمرگهها، هواداران و سازمانهای مخفی در میان تودهها نشان دهد. در ۲۲ آگوست ۱۹۸۵، کمیته منطقهای زاخو حزب دموکرات کردستان (KDP) جلسهای با روسای سازمانها در روستای هرینه برگزار کرد.
بدیهی است که در طول انقلاب ماه مه، نیروهای پیشمرگه در چارچوب تشکیلات حزبی مانند شاخهها، مناطق و سازمانها سازماندهی شده بودند (گاردی، ۲۲۱، ۲۶۹). بنابراین، نیروهای پیشمرگه سازمانها (شورش، شهید محمود گاودا، رنجبران، شهید محمد صالح، شهید حاجی عیسی، گووند) در این اقدام شرکت کردند. نیروهای پیشمرگه شروع به حرکت کردند. آنها ابتدا در روستای بگبری جمع شدند و شام را بین خانوارها توزیع کردند. سپس از میان روستاها عبور کردند و ارتفاعات را زیر پا گذاشتند. ساعت ۳ بعد از ظهر به کوه رسیدند. با این حال، وقتی به وضعیت نگاه کردند و ارزیابی سریعی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که موقعیت بسیار دشوار است و انتظار داشتند آسیب زیادی به نیروهای پیشمرگه وارد شود، بنابراین نقشه خود را تغییر دادند و تصمیم به حمله به ربیعه گرفتند.
ابتدا یک نیروی پیشمرگه به همراه گروهی از پیشمرگان متخصص در پاکسازی مین به منطقه اعزام شدند. وقتی به محل پاکسازی مین نزدیک شدند، پیشمرگانی که برای پاکسازی مینها مأمور شده بودند، پیشروی کردند. در 28 آگوست 1985، نیروهای پیشمرگه تمام اطلاعات را برای فرمانده نیروها و پیشمرگان توضیح دادند. در 28 آگوست 1985، حملهای که توسط محمد خالد بوسالی برنامهریزی شده بود، با آرپیجی در پنج نقطه شناسایی شد. متخصصان مینروبی پیشرفت کردند و به دلیل تعداد زیاد مینهای اطراف مین، مینهای بیشتری را خنثی کردند.
وقتی زمانش رسید، محمد خالد بوسالی، فرمانده عملیات، به آرپیجیها دستور داد گلولههای خود را شلیک کنند و به اهداف خود برسند. ربیعه از هر پنج نقطه مورد اصابت آرپیجی قرار گرفت. یک آرپیجی دیگر زیر پایش منفجر شد و از روی پایش گذشت، اما پیشمرگان به حمله و پیشروی ادامه دادند تا اینکه به سیم خاردار زیر ربیعه رسیدند. چندین مین دیگر در میان پیشمرگان منفجر شد و خسارات سنگینی به شهدا و مجروحان وارد کرد. آنها برای نجات شهدا و مجروحان و دور نگه داشتن آنها باقی ماندند، زیرا وقتی خبر حمله پیشمرگان به ربیعه گوردی بیه را دریافت کردند، شروع به پرتاب منور، گلولهباران و تیراندازی به سمت ربیعه کردند.
در این عملیات، نیروهای پیشمرگه نتوانستند به هدف تصرف ربیعه تپه بیه برسند. همانطور که گفته شد، مینهای زیادی در اطراف ربیعه کاشته شده بود که مانع بزرگی برای رسیدن به آن شد. شایان ذکر است که وقتی اوضاع به نفع پایگاه ارتش عراق بسیار پیچیده شد، نیروهای پیشمرگه توانستند تمام اجساد شهدا و مجروحان را نجات دهند و از افتادن آنها به دست ارتش عراق جلوگیری کنند. آنها را میآوردند و منطقه را جستجو میکردند.
منابع:
-
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد، جلد ۴، انقلاب مه ۱۹۹۰-۱۹۷۵، بخش ۲، چاپ اول، چاپخانه رکسانا،
-
محمد مراد، خباتا چیا، برهاتن و سرحاتیین شورشا گولان دناوبره سالین (176-1989) دا، چپخانا کردستان – زاخو،
-
غازی عادل گردی، پیشمرگه در خدمت راه بارزانی، حاجی بیروخی، جلد ۲، چاپ دوم، ترکیه-۲



