در سالهای ۱۹۳۱-۱۹۳۲، اولین انقلاب بارزانی به رهبری شیخ احمد بارزانی بین نیروهای بارزانی و نیروهای دولتی عراق با حمایت نیروهای بریتانیایی درگرفت. نیروهای دولتی توانستند کنترل منطقه بارزانی را به دست بگیرند و نیروهای بارزانی را مجبور به عقبنشینی به خاک ترکیه کنند.
پس از جنگ جهانی اول (1914-1918)، مسئله کردها موضوع بحثهای منطقهای و ملی زیادی بود. منطقه بارزانی، مانند سایر مناطق کردستان، از مشکلات و درگیریها مستثنی نبود. در اواخر سال 1914، دولت بریتانیا متوجه شد که امپراتوری عثمانی، متحد بریتانیا، قصد ورود به جنگ را دارد. پس از سه سال جنگ، ارتش عثمانی کنترل جنگ را از دست داد، بریتانیا و روسیه توانستند بخشهایی از عراق و ایران را اشغال کنند، در پیمان سایکس-پیکو در سال 1916، استان موصل به دست فرانسه افتاد، سپس بریتانیا توانست فرانسه را متقاعد کند که استان موصل را با سهم خود معاوضه کند. در 11 مارس 1917، بریتانیاییها به رهبری سر استنلی ماد، بغداد را اشغال کردند. در ۳۰ اوت ۱۹۱۸، پس از پایان جنگ جهانی اول، پیمان مودروس به بریتانیا اجازه داد بخشهایی از موصل، بغداد و بصره را اشغال کند. در نوامبر ۱۹۱۸، شیخ محمود حافظ به دستور بریتانیا رهبر غیرنظامی منطقه سلیمانیه شد و عنوان ستوان منطقه سلیمانیه به او داده شد. انقلاب شیخ محمود در ماه مه ۱۹۱۹ علیه اشغال بریتانیا آغاز شد. شیخ احمد فرماندهی نیروی بارزانی را بر عهده داشت. مصطفی بارزانی او برای کمک به انقلاب شیخ محمود، افرادی را فرستاد و از روسای قبایل خواست تا به انقلاب کمک کنند.
وقتی شیخ احمد، به فرماندهی برادرش محمد صادق، در ۴ نوامبر ۱۹۱۹ نیرویی را برای دفاع از حمله به عکا فرستاد، سرهنگ بیل و کاپیتان اسکات در یک کمین کشته شدند. آنها شیخ احمد را دشمن اصلی بریتانیا میدانستند و شروع به تحریک آشوریها علیه بارزانیها کردند، اما فایدهای نداشت. در ۳ مارس ۱۹۲۰، کنگره سن رمو عراق را تحت حکومت بریتانیا اعلام کرد که منجر به انقلاب ملی در عراق شد.
در ۲۵ اکتبر ۱۹۲۰، در مذاکرات بین سر پرسی کاکس، فرستاده بریتانیا به سامی، و عبدالرحمن نقیب، توافق شد که اولین دولت موقت عراق تشکیل شود که شامل هشت وزیر و دوازده وزیر بدون هیچ وزیری بود. در ۲۳ اوت ۱۹۲۱، ملک فیصل پسر حسین به عنوان پادشاه عراق منصوب شد. در سال ۱۹۲۵، دولت عراق به عنوان اولین گام برای تثبیت قدرت خود، اولین ایستگاه پلیس را در بارزان تأسیس کرد. تلاشهای دولت معطوف به ارائه خدمات و توجه به منطقه بود، اما دولت هدف دیگری داشت.
در سال ۱۹۲۵، انقلاب شیخ سعید پیران در شمال کردستان آغاز شد. شیخ احمد نیرویی به رهبری مصطفی بارزانی را برای سرکوب انقلاب فرستاد. در سال ۱۹۲۷، دولت بریتانیا در عراق توسط بارزانیها به شیخ احمد حمله نظامی کرد. در همان سال، دولت یک پایگاه نظامی در منطقه بله تأسیس کرد. در ۳۱ فوریه ۱۹۲۸، فرستاده سامی، سرگرد ویلسون را نزد شیخ احمد فرستاد تا اوضاع را آرام کند.
در این شرایط، شیخ احمد نامهای به ملک فیصل اول فرستاد و خواستار موضع متحد ملتهای کرد و عرب برای اخراج بریتانیاییها از عراق شد. شیخ احمد برادرش مصطفی بارزانی را نزد او فرستاد. متصرف موصل موافقت کرد که نیروهای بریتانیایی را با یک هنگ عراقی معاوضه کند. یک هنگ عراقی به فرماندهی محمد برقی جایگزین نیروهای بریتانیایی شد. کار شیخ احمد به لجاجت کشیده شد و آنها شروع به توطئه کردند.
در آوریل ۱۹۳۱، شیخ احمد خواستار استقلال مردم کرد از جامعه ملل شد. این امر منجر به حمله برادوستیها به قبیله شروانی و روستاهای گارکال، کولاک و بابکه دو بار در سال ۱۹۳۱ به تحریک بریتانیاییها شد. نیروهای بارزانی به فرماندهی شیخ احمد، ابتدا در تابستان ۱۹۳۱ به رهبری مصطفی بارزانی، در ۲۵ نوامبر ۱۹۳۱ و بار دوم به فرماندهی لی بگ، توانستند حمله برادوستیها را شکست دهند. فرماندار زبار سعی در میانجیگری کرد و در ۳ دسامبر ۱۹۳۱، فرماندار زبار از شیخ احمد خواست تا نماینده خود را نزد او بفرستد. شیخ احمد برادرش محمد صادق را با نیرویی فرستاد. مصطفی بارزانی او برای هدف دیگری بیرون از بارزان بود. دولت میدانست که در روستای بارزان فقط چند نفر باقی ماندهاند، بنابراین تصمیم گرفت به بارزان حمله کند.
در ۹ دسامبر ۱۹۳۱، نیروهای عراقی از سه جهت به روستای بارزانی حمله کردند، اما با کشتن ۱۲۶ سرباز و به اسارت گرفتن تعدادی اسیر، نیروهای مهاجم را شکست دادند. این امر زمینهساز وقوع انقلاب اول بارزانی شد. پس از این نبرد، به دلیل فرا رسیدن زمستان و درگیر شدن بخشی از نیروهای آنها در انقلاب دوم شیخ محمود، دولت با درخواست شیخ احمد مبنی بر توقف جنگ تا بهار موافقت کرد. او باید اشراف، دارابیگها و روسای قبایل منطقه را حامی خود علیه بارزانیها میکرد و نیروهای بیشتری را در رواندز، آکره و آمدی جمعآوری میکرد. در ۱۲ دسامبر ۱۹۳۲، شورای وزیران تصمیم به حمله به بارزانیها گرفت. در ۱۸ فوریه ۱۹۳۲، او نامهای به دولت ترکیه فرستاد تا از ورود بارزانیها به خاک ترکیه جلوگیری کند. دولت قصد دارد نیروها را برای حمله به بارزانیها سازماندهی مجدد و بسیج کند.
در ۱۰ مارس ۱۹۳۲، دولت پیامی به شیخ احمد فرستاد و از او خواست تا در برابر فرماندار زبار (بله) حاضر شود و تنها دو روز به او فرصت داد تا حاضر شود و با ایجاد پایگاه امیر در بارزان موافقت کند. پس از رد درخواست، دولت با پشتیبانی نیروی هوایی بریتانیا از سه طرف حمله پیاده نظام را آغاز کرد. در آمادهسازی برای دفاع، نیروهای بارزانی به سه جبهه تقسیم شدند: جبهه مرگسور-شروان، جبهه بالندا-آمدی به رهبری مصطفی بارزانی، به رهبری محمد صادق و دستیارش حاجی طه آکریی، و نیرویی به رهبری شیخ احمد در بارزان باقی ماندند. در ۱۸ مارس ۱۹۳۲، اولین درگیری بین دو جبهه در کورکه رخ داد که در آن نیروهای دولتی شکست خوردند و به مرگسور عقبنشینی کردند. در ۳ آوریل ۱۹۳۲، نبرد دولا واژه با مشارکت نیروهای داعی علیه نیروهای بارزان از سمت مرگسور تا دره واژه و مامیسک رخ داد. پس از شکست ارتش عراق، نیروهای هوایی بریتانیا منطقه بارزانی را از همه طرف بمباران کردند. در ۲۷ آوریل ۱۹۳۲، یک هواپیمای بریتانیایی پس از زخمی شدن توسط بارزانیها سقوط کرد. خلبان و دستیارش در شروان مازن دستگیر شدند. شیخ احمد درخواست پزشک برای درمان زندانیان کرد. در ۳ مه ۱۹۳۲، کاپیتان هولت، به همراه یک پزشک و یک زبانشناس، به شیخ احمد رسید و کاپیتان هولت در مورد حمله دولت صحبت کرد و موافقت کرد که ۲۵ بارزانی را که صادق آقا اورماری در جبهه آمدی به دولت تحویل داده بود، در ازای خلبان و دستیارش آزاد کند.
در اواخر ماه مه ۱۹۳۲، شیخ نورالدین بریفکانی به دیدار شیخ احمد رفت و درخواست دولت را ابلاغ کرد. شرط دولت این بود که مذاکرات در روستای هوستان در نزدیکی یک هنگ عراقی برگزار شود. انگلیسیها، دو روز پس از بازگشت شیخ نورالدین بریفکانی، حملات هوایی شدید بریتانیا را آغاز کردند. این حملات باعث شد روستاییان به غارها پناه ببرند و روستاها را تخلیه کنند. این حملات منجر به ویرانی روستاها و آتش زدن و تخریب ۱۳۶۵ خانه شد. پس از این وضعیت نامطلوب، شیخ احمد در ۱ ژوئن ۱۹۳۲، مردان برجستهای مانند لی بگ، خلیل خوشاو، احمد نادر، عبدالله کرکامویی، حسن محمد را فراخواند. در ۱۰ ژوئن ۱۹۳۲، همه خانوادهها در دره زت و روستاهای اطراف جمع شدند و آماده ورود به خاک ترکیه شدند. با این حال، شیخ احمد قبل از عزیمت، جلسه دیگری با مردان برجسته برگزار کرد و تصمیماتی اتخاذ شد، از جمله حداقل تعداد خانوادههایی که باید وارد ترکیه شوند، کسانی که در معرض خطر نبودند به روستاهای خود بازگردند و مقداری سلاح که باید به دولت تحویل داده شود. حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر به فرماندهی خلیل خوشاو، احمد نادر، عبدالله کرکمویی و حسن محمد امین در مرز بین روستاهای گردیان با سلاحهای اضافی برای زمان لازم باقی ماندند تا آنها را در اختیار جنبش مسلحانه قرار دهند و از خانوادههای آواره تا زمان فرار آنها به ترکیه محافظت کنند.
در ۱۲ ژوئن ۱۹۳۲، گروه پل، به همراه جاشهای کله ریکانی، به منطقه مزوری حمله کردند و شکست خوردند. در ۱۵ ژوئن ۱۹۳۲، ارتش عراق تا شروان مازن پیشروی کرد و ۷۵ کشته برجای گذاشت. در ۲۰ ژوئن ۱۹۳۲، محمد صادق و حاجی طه آکری به روستای گرانا فرستاده شدند تا با مقامات دولت ترکیه مذاکره کنند تا ترتیب ورود خانوادههای بارزانی به ترکیه را بدهند، مشروط بر اینکه سلاحهای خود را تحویل دهند. در ۲۱ ژوئن ۱۹۳۲، بارزانیها وارد خاک ترکیه شدند. در ۲۲ ژوئن ۱۹۳۲، شیخ احمد وارد خاک ترکیه شد. عقبنشینی آنها به انقلاب اول بارزانی پایان داد، اما جنبش مسلحانه پس از ورود آنها به خاک ترکیه ادامه یافت. احمد، حاجی طه آکری و علی ماه بارزانی به آنکارا منتقل شدند، در حالی که مصطفی بارزانی و محمد صادق به ارزروم منتقل شدند.
پس از رفتن بارزانیها به ترکیه، دولت عراق چندین پایگاه پلیس و نظامی در این منطقه تأسیس کرد. درگیریها تا بهار ۱۹۳۳، پس از پیمان سهجانبه بین ترکیه، عراق و بریتانیا، کاهش یافت. پس از بازگشت بارزانیها به بارزانی در اواخر اوت ۱۹۳۳، دولت عراق از سرگیری انقلاب توسط بارزانیها بیمناک شد. بنابراین شیخ احمد را آزاد کردند. در ازای آزادی او، او به دولت قول داد که مصطفی بارزانی را به موصل بفرستد. در عوض، دولت تصمیم گرفت به بارزانیها به جز خلیل خوشاو عفو عمومی اعطا کند.
کمی بعد شیخ احمد به موصل احضار شد. پس از رفتن او، شیخ احمد فرستاده ای از موصل به بارزان فرستاد تا مصطفی بارزانی را پس از رفتنش احضار کند. مصطفی بارزانی هر دو دستگیر شدند و محمد صادق، بابو، فرزندان شیخ عبدالسلام و تمام خانوادههایشان به موصل احضار شدند. سپس آنها به جنوب عراق منتقل شدند. عبدالله کرکامویی، فعال جنبش مسلحانه بارزان، که پس از انقلاب اول بارزان در منطقه باقی مانده بود، در ارتفاعات پناه گرفت. شهادت خلیل خوشاو در فوریه ۱۹۳۶ به شرح زیر تشدید شد. انقلاب اول بارزان این جنبش تا پس از بازگشت ملا مصطفی بارزانی در سال ۱۹۴۳ سرکوب شد.
منابع:
-
مصطفی محمد کریم، تحولات سیاسی منطقه بارزان در طول سالهای (۱۹۰۲-۱۹۳۲)، (چاپخانه اربیل-روکسانا-۲۰۲۲)، صفحات ۱۳۶-۱
-
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد (۱۹۳۱-۱۹۵۸)، جلد.
-
عبدالعزیز العقیلی، تاریخ اولین جنبشهای عمومی بارزان ۱۹۳۲، (بغداد-چاپخانه جوانان-۱۹۵۶).
-
بهرام ولد بیگ، انقلابهای بارزان شیخ احمد در اسناد ایران (۱۹۰۹-۱۹۷۰)، جلد ۱، (تهران-چاپخانه چاپ احمدی-۲۰۲۱)، صفحات ۱۰۹-۱




