زندگینامه
هالی آقا تاجالدین در سال ۱۹۲۶ در روستای کالوک، از توابع شهرستان پیران، شهرستان مرگسور، استان اربیل متولد شد. او در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرد و مدرک کشاورزی دریافت کرد. در سال ۱۹۵۹ در اداره کشاورزی اربیل استخدام شد. او در ۱۱ ژوئن ۱۹۷۶ در بیمارستان جمهوری اربیل درگذشت و در روستای کالوک به خاک سپرده شد.
مبارزه
او در سال ۱۹۴۳ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست. در ۲ اکتبر، در تصرف پاسگاه پلیس شانادر، سپس در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۲، در تصرف پاسگاه پلیس خرازوک و در ۶ نوامبر، پاسگاه را تصرف کرد. در ۱۰ نوامبر ۱۹۴۵، در تصرف پاسگاه پلیس مزنه شرکت داشت. در ۱۹ اوت ۱۹۴۵، دادگاه عرفی نظامی دستور مصادره تمام اموال او را صادر کرد.
در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، او دستگیر شد. مصطفی بارزانیپس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ۳۱ مارس ۱۹۴۶، او در میان نیروهای بارزان از جمهوری دفاع کرد.
پس از فروپاشی جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان، او در نبرد نقده و نبرد شنو در شرق کردستان شرکت کرد.
پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ۶ مه ۱۹۴۷ جلسهای با رفقایش در روستای آرگوش برگزار کرد و به آنها دستور داد که بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. او در نبرد قطور و نبرد پل ماکو شرکت کرد. در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷، از رودخانه ارس در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی عبور کرد.
پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان، به مدت چهل روز در یک اجتماع باز که توسط گروهی از سربازان با سیم خاردار احاطه شده بود، بازداشت شدند. آنها تحت مراقبت بودند و از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی با آنها رفتار میشد. بعداً با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. در همان زمان، توسط برخی از رفقای تحصیل کرده خود، روزانه چهار ساعت زبان کردی به آنها آموزش داده میشد.
جعفر باکیروف پس از بدرفتاری با رفقایش، در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ تصمیم گرفت اردوگاه نظامی خود را از جمهوری آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان، منتقل کند و در آنجا به آموزش نظامی ادامه دهد.
در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش با قطار در روستاهای اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس به دولت پس میدادند) کار کردند.
پس از تلاشهای فراوان و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام استالین نامهای دریافت کرد که در آن بارزانی از رنج رفقایش صحبت کرده بود و او بلافاصله تصمیم گرفت کمیتهای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. نوامبر ۱۹۵۱ به ورویسکی، اتحاد جماهیر شوروی نقل مکان کرد.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانیدر ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، به موجب مواد ۳ و ۷، بند (الف) ماده ۱۰ و ماده ۱۱ قانون اصلاحی سال ۱۹۵۹، به او و رفقایش عفو عمومی اعطا شد.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، او به همراه رفقایش با کشتی جورجیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ۱۹۶۱ او در ... شرکت کرد. انقلاب سپتامبراو پس از شکست در نبردها شرکت کرد انقلاب سپتامبر در سال ۱۹۷۶ توسط دولت عراق به مدت شش ماه دستگیر و شکنجه شد و به بیمارستان جمهوریت در اربیل اعزام گردید.
منابع:
-
بایگانی هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان
- حمید گردی، خلاصه التاریخ، چاپ اول، (اربیل - انتشارات ارس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ۱۳۸۳).
- حیدر فاروق السامرایی، ضیاء جعفر و نقش سیاسی و اقتصادی در عراق، (لندن - دارالحکمه - ۲۰۱۶).
- در خاطرات فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ۶۲ روز با بارزانی، عزیمت بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه فرهنگی - ۱۹۹۷).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۳۱-۱۹۵۸، (دهوک - چاپخانه خبات - ۱۹۹۸).
