زندگینامه
او در سال ۱۹۲۰ در روستای بارزانی، از توابع بارزان، شهرستان مرگسور، استان اربیل متولد شد. او قبل از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی ازدواج کرده بود. نام خانوادگی او مریم عمر یاسین بود. او در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرد و مدرک کشاورزی گرفت. او در اتحاد جماهیر شوروی با جمیله محمد میرزا ازدواج کرد. در سال ۱۹۵۹، او مدیر اداره کشاورزی اربیل بود. او به زبانهای کردی، عربی و روسی مسلط بود.
سابقه خدمت
در سال ۱۹۴۳، به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در نبردها شرکت کرد. در ۱۹ اوت ۱۹۴۵، تمام اموال منقول و غیر منقول او به دستور دادگاه عرفی نظامی عراق مصادره شد. در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به کردستان شرقی نقل مکان کرد. در ۳۱ مارس ۱۹۴۶، به نیروی بارزان ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیوست و در نبردهای جبهه سقز در جمهوری دموکراتیک کردستان شرکت کرد. او یکی از پیشمرگانی بود که در ۱۹/۴/۱۹۴۷ از طریق خواکورک و دشتی برازگر در شمال کردستان به شروان و مزوری بازگشت.
پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ۱۵ مه ۱۹۴۷ جلسهای با رفقایش در روستای آرگوش برگزار کرد. او به رفقایش حق انتخاب داد که آیا میخواهند بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. همه رفقایش تصمیم گرفتند که به راه خود ادامه دهند و به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در ۲۳ مه ۱۹۴۷، سلیم ژنرال مصطفی بارزانی را تا اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد قوم قطور و نبرد پل ماکو شرکت کرد. در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷، پس از سختیهای فراوان، از رودخانه ارس در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی عبور کرد.
پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان، به مدت چهل روز در یک اجتماع باز که با سیم خاردار احاطه شده بود و توسط سربازان محافظت میشد، بازداشت شدند. از نظر غذا، لباس و حمل و نقل، با آنها مانند اسیران جنگی رفتار میشد. بعداً به تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. در ۲۳ همان ماه، لباس نظامی به آنها داده شد و هشت ساعت آموزش نظامی روزانه تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان دریافت کردند. همزمان، توسط برخی از رفقای تحصیل کرده خود، چهار ساعت در روز زبان کردی آموزش دیدند.
پس از بدرفتاری جعفر بکیروف با رفقایش، بارزانی تصمیم گرفت در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ اردوگاه نظامی خود را از آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت ازبکستان، منتقل کند، جایی که آنها آموزش نظامی خود را ادامه دادند.
در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش با قطار به روستاهای اتحاد جماهیر شوروی منتقل شدند و در مزارع «کلخوزها» (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهمی از محصول را به دولت میدادند) کار کردند.
پس از تلاش فراوان و ارسال چندین نامه توسط ژنرال مصطفی بارزانی به استالین، سرانجام استالین نامه ای دریافت کرد که در آن بارزانی از رنج رفقایش صحبت کرده بود. او بلافاصله تصمیم گرفت کمیته ای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. این کمیته سرانجام تصمیم گرفت همه آنها را در وروسکی جمع کند، بنابراین در نوامبر ۱۹۵۱، ژنرال بارزانی و رفقایش به وروسکی، اتحاد جماهیر شوروی رفتند.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، طبق هر دو ماده ۳ و ۷، بند (الف) ماده ۱۰ و طبق ماده (۱۱)، و بر اساس قانون اصلاحی شماره ۱۹، ژنرال مصطفی بارزانی و رفقایش مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، رئیس جمهور بارزانی به همراه رفقایش با کشتی گروزا از طریق بندر بصره در جنوب عراق به کردستان بازگشت.
در سال ۱۹۶۱، او در انقلاب سپتامبر شرکت کرد و مسئول رسیدگی به بیماران و مجروحان بود. در سال ۱۹۶۳، او در نبردهای صفین، پیرس و سنگسر شرکت داشت. از ۱۲ ژوئن ۱۹۶۳ تا ۲۰ دسامبر ۱۹۶۳، جمیله محمدی، همسر و شش فرزندش در اربیل توسط دولت عراق به اتهام همراهی زوبر با مصطفی بارزانی و پیشمرگهها دستگیر شدند. آنها زندانی شدند و سپس در محله صیداوه ساکن شدند. آنها تحت نظر دولت عراق بودند.
سلیم زوبر در سال ۱۹۷۰ پس از توافق ۱۱ مارس، نماینده ملا مصطفی بارزانی در اربیل بود که در ۲۹ سپتامبر ۱۹۷۱ در حاجی عمران در یک حمله انتحاری به شهادت رسید و در روستای بارزان به خاک سپرده شد.
منابع:
-
ڕێکارێ مزویری، ژنین رۆس و ڕاگواستن و ئهنفال و کومهلکوژی، (ههولیر - چاپخانهی مناره - 2010ز).
-
شهعبان عهلی شهابان، ههندیک زانیاری سیاسی و مژووی، چاپی سِیهم، (ههولێر - چاپخانهی ڕۆژههڵات - 2013ز).
-
شهوکهت شِخ یهزدین، یُبیلی زِینی پشمهرگه، (پیرم - چاپخانههای خهبات - 1996ز).
-
صالح یوسف صوفی، كرۆنۆلۆژیا كوردستانێ و جیهانێ، چاپا ئێكێ، بهرگێ سێ، (دهۆك - چاپخانا پارێزگهها دهۆكێ - 2013ز).
-
صالح یوسف صوفی، كرۆنۆلۆژیا كوردستانێ و جیهانێ، چاپا ئێكێ، بهرگێ دووێ، (دهۆك - چاپخانا پارێزگهها دهۆكێ - 2013ز).
-
عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (ههولێر - چاپخانهی وزارت آموزش و پرورش - 2002ز).
-
عهبدولڕهحمان مهلا حهبیب ئهبوبهکر، عهشیرهتی بارزان له نێوان 1931 - 1991، چاپی یهكهم، (ههولێر - چاپخانهای وهزارهتی رۆشنبیری - 2001).
-
كاروان محهمهد مهجید، بارزانیهكان له مههابادهوه به سۆڤێت، چاپی یهكهم، (سلمانی - چاپخانه پهیوهند - 2011ز).
-
له یادداشتی فهرماندی شهید حهسۆ میرخان ژاژوکی، 62 رۆژ لهگهڵ بارزانی دا چوونی بارزانیهکان به یهکێتی سۆڤێت، چاپی یهكهم (هبیر 19-چاپخانه رؤیایی).
-
لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة 14 تموز 1958 فی العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - 1979م).
-
مسعود بارزانی، بارزانی و بزوتنهوهی رزگاریخوازی كورد 1931 - 1958، (دهوک - چاپخانهی خهبات - 1998ز).
-
نهجهف قولی پسیان، له مهابادی خوئناویهوهتا لێوارهکانی ئاراس، و. شهوكهت شێخ یهزدین، چاپی یهكهم، (پیرمام - یوبیلی زێڕینی پارتی دیموكراتی كوردستان - ١٩٩٦ز).
-
ئـ.د.ئـ، فایل های ژماره AI-10، لیستی ههڤاڵانی مستهفا بارزانی برای یک سۆڤێت، به گاهنامه لهلایهن سه گڵۆ پشكه ش كراوه، ٢٠١.
-
ئـ.د.ئـ، فایل ژماره HB-160، پارتی دیموکراتی کوردستان، بارهگای بارزانی، لێژنهی باڵای ناوچهی بارزان، فورمی سهلیم زوبیر مهلا شوکور، پیرمام، 1 تشرینی دوه1می.
-
ئـ.د.ئـ، فایل ژماره ZB-111، دهقی چاوپێكهوتن لهگهڵ سهفین سهلیم زوبهیر لهلایهن نهزیرهمرگهسۆری، پیرمام، 23 حوزهی ایران 2019ز.
-
ئیسماعیل گوندهژووری، ئهو ئافرهته ڕووسانهی كه هاوسهریان پێشمهرگه بوون و كهوتنهبهر ڕهشگیری، ئۆرگانی پارتی دیموكراتی كوردستان، رۆژنامهی خهبات، ژماره ٣٤٦١، ههولێر، 3 عیاری 2010ز.




