منطقه باتوفه از جمله مناطقی بود که از ابتدای انقلاب مورد هدف ارتش عراق قرار گرفت. ارتش عراق حمله خود به این منطقه را در ماه مه ۱۹۶۲ با تعداد زیادی سرباز و نفربر زرهی، با پشتیبانی تانکها، توپخانه، خودروهای زرهی و نیروی هوایی، به فرماندهی سرهنگ مجید السباوی، که رهبری نیروهای دولتی در بادینان را بر عهده داشت، آغاز کرد. حمله دولت در ۲۱ مه از زاخو برای تصرف مقر نیروی ۱ در منطقه برواریان آغاز شد، در حالی که منطقه جغرافیایی وسیعی از بادینان تحت کنترل انقلاب باقی ماند. بارزانی، رهبر انقلاب، نیز برای گسترش انقلاب به مناطق دیگر به منطقه سوران رفت. نیروهای پیشمرگه کرد سازمانیافته، مسلح به سلاحهای سبک از جمله تفنگهای بریتانیایی و تفنگهای برنو، در برابر ارتش عظیم عراق که به جدیدترین سلاحها مجهز بود، مقاومت کردند. فرماندهی منطقه زاخو بر عهده فرمانده نیرو، عیسی سوار، و معاونش، علی هالو، بود.
ارتش عراق به مدت ۴۵ روز به تهاجم خود ادامه داد، اما نتوانست نیروهای خود را از بزرگراه زاخو-باتوفه به روستاهای اطراف منتقل کند. در بحبوحه نبرد، یک سرباز با یک گلوله خمپاره (گره ۳) به شورشیان پیوست و لوله آن را به سمت ارتش عراق هدایت کرد و شروع به بمباران آن نمود. روند نبرد بلافاصله تغییر کرد و حتی بر هواپیماهایی که سربازان را به میدان نبرد منتقل میکردند و مواضع فرود را هدف قرار میدادند، تأثیر گذاشت. این امر انجام مأموریت فرود سربازان را برای آنها دشوار کرد.
در طول این نبرد، ارتش عراق بیش از ده حمله به روستاهای کلخوار، دهلی و خیزاو انجام داد، اما نتوانست به آنها برسد. سپس آنها به گلولهباران سنگین متوسل شدند. بمباران خسارات زیادی به روستاییان وارد کرد، زیرا خانههای آنها ویران و سوزانده شد و آنها مجبور به ترک خانههای خود شدند. کولبران (جاش) همچنین به روستای باغباری، علیرغم تخلیه آن، حمله کردند. با این حال، نیروهای پیشمرگه مانع از رسیدن آنها به آنجا شدند و حمله را دفع کردند، اگرچه دو خانه در روستا توسط کولبران سوزانده شده بود.
وقتی حمله ارتش به روستای آوا کنین، نزدیک باتوفه رسید، نیروهای پیشمرگه به رهبری عیسی سوار، سوگند یاد کردند که اجازه ندهند آنها به اهداف خود برسند. اگرچه نیروهای دولتی به اردوگاه نظامی باتوفه رسیدند، اما پیشمرگهها مانع پیشروی بیشتر آنها شدند. آنها سخت تلاش کردند تا آنها را به عقب برانند، اما موفق نشدند و مجبور شدند آنها را محاصره کنند. پس از آنکه نیروهای دولتی تلاش کردند محاصره را بشکنند و نقشه خود را اجرا کنند، تلاشهای آنها شکست خورد و نبرد ادامه یافت که منجر به کشته شدن فرمانده نیروهای دولتی، سرهنگ مجید السباوی، و تعدادی از سربازان شد. پس از کشته شدن فرمانده آنها و نیروهای دولتی که به مدت ۲۱ روز در منطقه باقی مانده بودند، پیشمرگهها به آنها اجازه دادند تا به زاخو عقبنشینی کنند. با عقبنشینی نیروهای دولتی، تهدید علیه مقر نیروی اول در زاخو از بین رفت.
ارتش عراق در این حمله ۴۵ روزه، علاوه بر انهدام چندین خودروی نظامی و سقوط یک هواپیما در نزدیکی روستای آواکانین، حدود ۲۰۰ کشته و زخمی از جمله مجید السباوی و چند افسر دیگر را متحمل شد. پس از این نبرد، تلفات پیشمرگهها شامل پنج جنگجوی پیشمرگه و دو غیرنظامی بود که بخشی از نیروهای دفاع ملی بودند و از پیشمرگهها حمایت میکردند.
منابع:
۱- اسم من سخاوتمند است.شورشی ایلولدا، چپخانی خبات، دهک 1378.
2- مسعود بارزانی، بارزانی و بازوتنا و ازگاریخوازی کرد، برقی سید، بش کیم، سپتامبر 1961-1975، ص. 2004.
3- این مسعود سرنی، شورشا ایلونی برای دیورای بهادینان 1061-1975، فوریه 2018.
4- حاجی میرخان دهمری، «غان بداوی داد پروردا»، برکی یکم، «چاپی دوم»، چاپخانی اسراء، تاران، 1390.
۵- شوکت ملا اسماعیل حسن، «رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم»، «با این حال»، ۲۰۰۷.


