AI Persian Show Original

نبرد سیناوا و بردینه 1963

نبرد سینوا و بردینا در تابستان ۱۹۶۳ بین نیروهای پیشمرگه کردستان و ارتش عراق، با پشتیبانی سلاح‌های سنگین، گلوله‌باران توپخانه و حملات هوایی، در منطقه اسپیلیک در غرب شهر خلیفان رخ داد. این نبرد زمانی رخ داد که دولت عراق تلاش کرد کنترل منطقه بارزان را به دست گیرد. پس از یک نبرد شدید و شهادت هشت مبارز پیشمرگه، تصمیم گرفته شد که نیروهای پیشمرگه از آن مواضع عقب‌نشینی کنند.


پس از آنکه بعثی‌ها از طریق کودتای نظامی قدرت را در عراق به دست گرفتند، حملات و نبردهای خود را به کردستان به مدت سه ماه متوقف کردند، اما بعثی‌ها خیلی زود دوباره حمله به کردستان را از سر گرفتند. برنامه ارتش عراق در آن زمان کاملاً بر منطقه اسپیلیک متمرکز بود، با هدف رسیدن از آنجا به بارزان و تسلط کامل بر منطقه.

نیروهای دولتی در این حمله شامل لشکر دوم، شامل تیپ‌های ۲، ۵، ۱۹، ۲۵، ۲۷ و ۲۹، به فرماندهی سرهنگ ابراهیم فیصل الانصاری بودند که به عنوان سرپرست کل این عملیات نظامی منصوب شد. به فرمانده تیپ سعید حمو نیز به دلیل کینه و خشم عمیقش نسبت به رهبری کرد و مردم کرد، اختیارات کامل داده شد.

در 29 ژوئن 1963، نبرد بزرگی در دربند کوری آغاز شد و تا عصر ادامه یافت. در نتیجه، نیروهای پیشمرگ از آن دره عقب‌نشینی کردند، اما نتوانستند در تنگه میراوا، دشت حریر و سایر نقاط خط دفاعی ایجاد کنند تا اینکه به ارتفاعات اسپیلیک رسیدند. از آنجا، در مواضع استراتژیک پخش شدند و مانع پیشروی ارتش عراق شدند. نیروهای دولتی نیز به دشت حریر رسیدند و در آنجا اردوگاهی تأسیس کردند.

سرهنگ کافی نبوی به فرماندهی نیروهای پیشمرگ در این نبرد گماشته شد و فرماندهان نیروها عبارت بودند از: حاجی بیرونی، کاکو میرگسوری، مصطفی نروی، ملا امین حوستانی، جادر گیزی، حمازیاد فقیانی، عزت سلیمان بک درگلایی، حمید پیری وسرجوخه یاسینهر کدام از آنها در یکی از محورهای نبرد مستقر بودند.

قرار بود طرح ارتش عراق برای حمله به بارزان به طور همزمان توسط دو لشکر اجرا شود: لشکر اول از کوه پیرس و لشکر دوم از اسپیلیک. پس از عقب‌نشینی نیروهای پیشمرگه از هبت سلطان، دولت بخشی از نیروهای خود را در میان نیروهای مستقر در دشت حریر مستقر کرد. با این حال، تیپ سوم در خلیفان و بالکیان توسط پیشمرگه‌ها محاصره شد، از تدارکات و غذا محروم شد و در آستانه تسلیم قرار گرفت. اما وقتی نیروی نظامی دیگری از عراق به دشت حریر رسید، امیدهای آنها زنده شد و حسین سورچی، فرمانده مزدوران، با تأمین تدارکات و غذا به آنها کمک کرد.

این نیروها مدتی در مقابل یکدیگر قرار گرفتند. در بنی حریر نیز یک نیروی پیشمرگه مستقر بود و اجازه پیشروی ارتش عراق از دشت حریر را نمی‌داد. روزی یک بالگرد جنگی بر فراز مواضع پیشمرگه در ارتفاعات اسپیلیک پرواز کرد و پیشمرگه‌ها از مواضع خود آن را زیر آتش گرفتند. بالگرد به سرعت منطقه را ترک کرد و در دشت حریر فرود آمد. پس از آن، ارتش عراق بمباران شدید مواضع پیشمرگه‌ها را آغاز کرد و منطقه را به آتش کشید. گاهی اوقات به دلیل اختلاف نظر بین فرماندهان پیشمرگه و عدم هماهنگی و مشورت آنها با یکدیگر، موازنه قوا به طور منفی تحت تأثیر قرار می‌گرفت، در صفوف پیشمرگه‌ها اختلال ایجاد می‌شد و روحیه در مواضع آنها فرو می‌ریخت.

یک نیروی پیشمرگه به ​​رهبری سرهنگ دوم عزیز آکری برای تقویت خطوط مقدم به اسپیلیک اعزام شد، اگرچه او در آن محور فرماندهی نداشت. یک شب، سلیمان شاولی چندری بدون هماهنگی با سرهنگ کافی نبوی، به بهانه مصادره سلاح از روستاییان، ظاهراً به ظن همکاری با ارتش عراق، یک نیروی پیشمرگه را به روستای باردین، در جنوب اسپیلیک، فرستاد. روستاییان در برابر نیروهای پیشمرگه مقاومت کردند و نبرد شدیدی درگرفت. سلیمان شاولی چندری، فرمانده پیشمرگه، و سه پیشمرگه دیگر کشته شدند و اجساد آنها در میدان نبرد باقی ماند. وقتی خبر به نیروهای پیشمرگه رسید، نیروی دیگری به رهبری حاجی بیروخی از خط سیناوا به شبه‌نظامیان در روستا حمله کرد تا نیروی کمکی فراهم کند. اگرچه آنها در ابتدا آنها را شکست دادند، اما قبل از عقب‌نشینی این نیرو، چهار پیشمرگه کشته و دو نفر دیگر زخمی شدند. نیروهای آنها.

در پی اختلاف و هرج و مرجی که در نیروهای پیشمرگه ایجاد شد، ارتش عراق در ۱۵ ژوئیه ۱۹۶۳ حمله گسترده‌ای را به جبهه اسپیلیک آغاز کرد. همزمان، شایعاتی در بین پیشمرگه‌ها پخش شد مبنی بر اینکه محاصره تیپ سوم در خلیفان برداشته شده و آنها کنترل دره علی بیگ را به دست گرفته‌اند. بنابراین، پس از نبردی که چند ساعت به طول انجامید، نیروهای پیشمرگه در ۱۶ ژوئیه از ارتفاعات اسپیلیک عقب‌نشینی کردند و ارتش عراق کنترل آنجا را به دست گرفت.


منابع:

1- مسعود بارزانی، بارزانی و بازوتنی و ازگری خوازی کرد، برکی سیدیم، بش یکم، شهریور 1340-1354 چاپی. یههم، 2004.

۲- غازی عادل گوردی، «صلی الله علیه و آله و سلم»، ترکیه، ۲۰۲۱.

3- ضرار سلیمان بیگ 1943-1977م.

۴- شوکت ملا اسماعیل حسن، انشاءالله، خدا تو را حفظ کند، (هالر - ۲۰۰۷).

۵- آری کریم، نام خدا، عشق خدا، عشق خدا، (دهچک - ۱۳۷۸).

6- حاجی میرخان دهمری، غان بداوی داد پروردا، برکی یکم، شعبی دوم (چاخانی اسراء - تاران - 2021).


مقالات مرتبط

نبرد کاسپی اسپی

وقتی نیروهای پیشمرگه در ۱۲ ژوئیه ۱۹۶۲ قلعه رایات (قیشلا) را تصرف کردند، کل منطقه بالکایتی بخشی از منطقه آزاد شده انقلاب سپتامبر شد. اگرچه جنگجویان مزدور گهگاه در چندین منطقه مختلف، به ویژه در کوه‌های اطراف کوه هلگورد، با هدف ایجاد هرج و مرج ظاهر می‌شدند، اما به سرعت توسط نیروهای پیشمرگه پراکنده و از منطقه بیرون رانده می‌شدند.

اطلاعات بیشتر

نبرد کردز و کارزور ۱۹۶۹

این نبرد بین نیروهای پیشمرگه دشت اربیل و شبه‌نظامیان تحت حمایت دولت در اواخر بهار ۱۹۶۹ در روستاهای کردز و کارزور در دشت اربیل رخ داد. نیروهای پیشمرگه توانستند شبه‌نظامیان را شکست دهند، خسارات سنگینی از نظر جانی و تجهیزاتی به آنها وارد کنند و آنها را از منطقه بیرون برانند، در حالی که خودشان فقط خسارات جزئی متحمل شدند.

اطلاعات بیشتر

نبرد دره زاخو (آوریل ۱۹۶۲)

در مجموعه نبردها و داستان‌های انقلاب سپتامبر، نبرد گذرگاه زاخو به عنوان یک درگیری مهم که هماهنگی نزدیک بین سازمان‌های حزب دموکرات کردستان (KDP) در ارتش عراق و ارائه اطلاعات به فرماندهان پیشمرگه را نشان داد، برجسته است.

اطلاعات بیشتر

نبرد گجر

در حالی که دولت ایران با حمله‌ای موفق شد کنترل جمهوری کردستان را دوباره به دست بگیرد، ملا مصطفی بارزانی و نیروهایش تلاش می‌کردند از طریق خاک ایران فرار کنند و بار دیگر به مناطق خود در کردستان عراق بازگردند...

اطلاعات بیشتر

نبرد سینگان

نبرد سنجان یکی از نبردهایی بود که پس از فروپاشی جمهوری کردستان و عقب‌نشینی بارزانی‌ها به مناطق مرزی بین ایران و عراق درگرفت...

اطلاعات بیشتر