AI Persian Show Original

سلیم شیخومر احمد

سلیم شیخومر احمد، پیشمرگه و همراه بارزانی در اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۸۸۸ در روستای بیدود متولد شد. او در انقلاب‌های اول و دوم بارزانی جنگید و یکی از اعضای پیشمرگه در جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد بود. او در سال ۱۹۵۴ در اتحاد جماهیر شوروی درگذشت.


زندگینامه

سلیم شیخومر احمد در سال ۱۸۸۸ در روستای بیدود، از توابع شهرستان پیران در شهرستان مرگسور استان اربیل، متولد شد. او پس از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام لیودمیلا شد. او به دو زبان کردی و روسی مسلط بود و در سال ۱۹۵۴ در ازبکستان درگذشت و جسدش در همانجا به خاک سپرده شد.


صفحات مبارزه

در سال ۱۹۳۱ به صفوف انقلاب اول بارزان پیوست و در ۳ آوریل ۱۹۳۲ در نبرد میدانی دولوازی شرکت کرد و در ۲۱ ژوئن ۱۹۳۲ به همراه خانواده‌اش به جمهوری ترکیه پناهنده شد. در سال ۱۹۴۳ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در نبردها شرکت کرد و در ۱۹ اوت ۱۹۴۵ به دستور دادگاه نظامی عراق تمام اموال منقول و غیرمنقول او مصادره شد. در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به شرق کردستان نقل مکان کرد.

در ۳۱ مارس ۱۹۴۶ به نیروهای بارزانی پیوست و به عنوان پیشمرگه در ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان خدمت کرد. او در نبردهای صالح آوا، سیروا و مرگاور در شرق کردستان شرکت کرد و در ۳ مه ۱۹۴۶ در نبرد مالقرنی شرکت داشت. پس از فروپاشی جمهوری دموکراتیک کردستان، در ۲۵ مارس ۱۹۴۷ در نبردهای هِوِرز و هَلجی شرکت کرد.

او در میان رفقای پیشمرگ خود بود و در 19 آوریل 1947 از طریق (خواکورک و دشت بارازکارا) از طریق سرزمین های شمال کردستان به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

ژنرال مصطفی بارزانی پس از بازگشت، در ۱۵ مه ۱۹۴۷ جلسه‌ای با رفقایش در روستای آرکوش برگزار کرد و به آنها حق انتخاب داد که بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در آنجا، همه رفقایش تصمیم گرفتند که به راه خود ادامه دهند و به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در ۲۳ مه ۱۹۴۷، آنها ژنرال مصطفی بارزانی را تا اتحاد جماهیر شوروی همراهی کردند و در نبردهای قطور و پل ماکو شرکت کردند. پس از سختی‌ها و خستگی فراوان، در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷ از رودخانه ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، عبور کردند.

پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان به مدت چهل روز در یک محوطه باز احاطه شده با سیم خاردار و تحت مراقبت سربازان بازداشت شدند. با آنها از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی رفتار شد. به دستور دولت شوروی، آنها بعداً در مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر جمهوری آذربایجان توزیع شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به اردوگاهی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. در ۲۳ دسامبر، آنها لباس نظامی دریافت کردند و هشت ساعت آموزش نظامی روزانه را زیر نظر افسران جمهوری آذربایجان گذراندند. در همان زمان، آنها چهار ساعت آموزش زبان کردی روزانه را از برخی از رفقای تحصیل کرده‌تر خود دریافت کردند.

پس از بدرفتاری جعفر بکیروف با رفقایش، بارزانی تصمیم گرفت در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ مجمع نظامی خود را از آذربایجان به مجتمع گیرجوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت ازبکستان، منتقل کند و در آنجا به آموزش نظامی خود ادامه دهند.

در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش به صورت گروهی با قطار در روستاهای تعاونی در اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوز (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهمی از آن را به دولت می‌پرداختند) کار کردند.

پس از تلاش‌های فراوان و ارسال چندین نامه از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام استالین نامه‌ای دریافت کرد که در آن بارزانی از رنج رفقایش صحبت کرده بود و او بلافاصله تصمیم گرفت کمیته‌ای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. تصمیم نهایی کمیته این بود که آنها در شهر فریوسکی جمع شوند، بنابراین در نوامبر ۱۹۵۱ به شهر فریوسکی شوروی رفت.


منابع

۱. حیدر فاروق السامرایی، ضیاء جعفر و نقش سیاسی و اقتصادی او در عراق، (لندن - دارالحکمه - ۲۰۱۶).

۲. صفر یوسف میرخان، مام خضر الملا و سامان: اگر بارزانی جاودانه نبود، اکنون نمی‌توانستیم به زبان کردی صحبت کنیم، سخنگوی حزب دموکرات کردستان، روزنامه خبات، شماره ۳۴۵۶، اربیل، ۲۷ آوریل ۲۰۱۰.

3. صبری جاوشین خانو، بیدود در تاریخ، (اربیل - چاپ روژلات - 2018 م).

4. شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپ روضلات - 2013 م).

۵. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و دوئل‌های مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (هولر - چاپ خانه و زراعت آموزش و پرورش - ۲۰۰۲).

۶. عبدالرحمن الملا حبیب ابوبکر، قبیله بارزان بین ۱۹۳۱ - ۱۹۹۱، چاپ اول، (اربیل - انتشارات وزارت فرهنگ - ۲۰۰۱ میلادی).

7. عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیایی اربیل، (اربیل - انتشارات فرهنگستان کردی - انتشارات حاجی هاشم - 1394).

۸. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی‌ها، چاپ اول (سلیمانیه - انتشارات بایوند - ۲۰۱۱ میلادی)

۹. از خاطرات رهبر شهید حسو میرخان ژاجوکی، ۶۲ روز با بارزانی، بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی رفتند، چاپ اول (اربیل - چاپ الثقافه - ۱۹۹۷ میلادی).

10. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد 1931-1958، (دهوک، انتشارات خبات، 1377).

۱۱. نجف قلی باسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول (پیرمام - جشن طلایی حزب دموکرات کردستان ۱۹۹۶).

۱۲. آرشیو دایره‌المعارف حزب دموکرات کردستان

 


مقالات مرتبط

شیخ زبیر عبدالله

شیخ زبیر عبدالله، که با نام شیخو زبیر نیز شناخته می‌شود، پیشمرگه و همراه ژنرال بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی بود. او در سال ۱۹۲۵ در روستای رازیان متولد شد. او از مبارزان صفوف انقلاب دوم بارزان و پیشمرگه جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد بود. او در انقلاب سپتامبر شرکت داشت و در سال ۲۰۰۸ درگذشت.

اطلاعات بیشتر

شریف قرطاس الملا شریف

شریف قرطاس الملا، پیشمرگه و همراه ژنرال بارزانی در اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۳۲ در روستای زراره متولد شد. او در انقلاب سپتامبر شرکت داشت و معلم انقلاب بود. او مدال بارزانی را دریافت کرد و در سال ۲۰۱۹ در اربیل درگذشت.

اطلاعات بیشتر

شیخ عمر مام آقا محمد

شیخ عمر مام آقا محمد، پیشمرگ و همراه ژنرال بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۲۷ در روستای بولی متولد شد. او در جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگ شد، در انقلاب سپتامبر شرکت کرد و در سال ۲۰۰۴ درگذشت.

اطلاعات بیشتر

طه یاسین شکور

طه یاسین شکور، پیشمرگه و همراه بارزانی در اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۱۹ در روستای میروز متولد شد. او فرمانده نظامی در صفوف پیشمرگه بود و برای مدت معینی در ستاد بارزانی خدمت کرد. او در ۱۸ سپتامبر ۱۹۹۳ در مجتمع شاخولان درگذشت.

اطلاعات بیشتر

طاها هادو جیجو

طاها هادو جیجو، ​​همچنین معروف به (طاها راشک)، پیشمرگه و همراه بارزانی در اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۸۹۰ در روستای بیروخ متولد شد و در سال ۱۹۸۱ درگذشت.

اطلاعات بیشتر