زندگینامه
او در سال ۱۹۲۵ در روستای آرکوش، از توابع شهرستان شیروان مازن در شهرستان مرگسور از توابع استان اربیل، متولد شد. او در ۲۱ ژوئن ۱۹۳۲ به همراه خانوادهاش به ترکیه مهاجرت کرد. پیش از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی، با گلبیاض عزیز حمید ازدواج کرد و صاحب پسری به نام مصلح سلیم (متولد ۱۹۴۸) شد.
سلیم رشید شمدین در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرد و مدرک هنرهای کشاورزی گرفت. در سال ۱۹۵۹ به عنوان ناظر فنی در اداره کشاورزی سلیمانیه منصوب شد. او به زبانهای کردی، ترکی و روسی مسلط بود. او در سال ۱۹۶۷ در روستای آرکوش درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
صفحات مبارزه
در سال ۱۹۴۳ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در ۱۲ اکتبر ۱۹۴۳ در تصرف پاسگاه پلیس خیرزوکی شرکت داشت و در ۱۹ آگوست ۱۹۴۵ به دستور دادگاه نظامی عراق، تمام داراییهای منقول و غیرمنقول او مصادره شد.
در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، او به شرق کردستان نقل مکان کرد. در ۳۱ مارس ۱۹۴۶، او به عنوان پیشمرگه به نیروهای بارزانی متعلق به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیوست. او در نبردهای جبهه سقز در جمهوری دموکراتیک کردستان شرکت کرد و در ۱۹ آوریل ۱۹۴۷، هنگامی که از طریق (خاکورک و دشت بارازکاره) به مناطق شیروان و مزوری بازگشت، در میان رفقای پیشمرگه خود بود.
ژنرال مصطفی بارزانی پس از بازگشت، در ۱۵ مه ۱۹۴۷ در روستای آرکوش جلسهای با رفقایش برگزار کرد و آنها را در انتخاب ماندن یا رفتن به شوروی مختار گذاشت. در آنجا، همه رفقایش تصمیم گرفتند سفر خود را به شوروی ادامه دهند. در ۲۳ مه ۱۹۴۷، آنها ژنرال مصطفی بارزانی را تا شوروی همراهی کردند و در نبردهای قطور و پل ماکو شرکت کردند. پس از سختیها و خستگیهای فراوان، در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷ از رودخانه ارس که مرز بین ایران و شوروی را تشکیل میدهد، عبور کردند.
پس از ورودشان به اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان به مدت چهل روز در یک محوطه باز احاطه شده با سیم خاردار و تحت مراقبت سربازان بازداشت شدند. با آنها از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی رفتار شد. به دستور دولت شوروی، آنها بعداً در مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر آذربایجان توزیع شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به اردوگاهی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت آذربایجان، منتقل شدند. در ۲۳ دسامبر، آنها لباس نظامی دریافت کردند و هشت ساعت آموزش نظامی روزانه را زیر نظر افسران آذربایجانی گذراندند. همزمان، آنها چهار ساعت آموزش زبان کردی روزانه را از برخی از رفقای تحصیل کردهتر خود دریافت کردند.
پس از بدرفتاری جعفر باقروف با رفقایش، بارزانی تصمیم گرفت در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ مجمع نظامی خود را از جمهوری آذربایجان به مجتمع گیرجوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت ازبکستان، منتقل کند و در آنجا به آموزش نظامی خود ادامه دهند.
در مارس ۱۹۴۹، او و همراهانش به صورت گروهی با قطار در روستاهای تعاونی در اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهمی از اجاره را به دولت میپرداختند) کار کردند و او در منطقه شو در نزدیکی مسکو مشغول به کار شد.
پس از تلاشهای فراوان و ارسال چندین نامه از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام استالین نامهای دریافت کرد که در آن بارزانی از رنج رفقایش صحبت کرده بود و او بلافاصله تصمیم گرفت کمیتهای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. تصمیم نهایی کمیته این بود که آنها در شهر فریوسکی جمع شوند، بنابراین در نوامبر ۱۹۵۱ به شهر فریوسکی شوروی رفت.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی در ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، عفو عمومی طبق مواد (۳ و ۷) و بند (الف) ماده (۱۰) و اعمال ماده (۱۱) بر اساس قانون شماره (۱۹) اصلاح شده در سال ۱۹۵۹، شامل بارزانی و همراهانش شد.
جمهوری عراق در سال ۱۹۵۸ به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد و در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، او به همراه همراهانش با کشتی کروزیا از طریق بندر بصره در جنوب عراق به کردستان بازگشت.
در سال ۱۹۶۱ در انقلاب سپتامبر شرکت کرد و در همان سال در نبرد پیرس و نبرد مقاومت در بارزان شرکت داشت.
منابع
۱. حمید گردی، خلاصه صفحات تاریخی، چاپ اول، (اربیل - بنیاد ارس برای چاپ و نشر - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ۲۰۰۴ میلادی).
۲. حیدر فاروق السامرایی، ضیاء جعفر و نقش سیاسی و اقتصادی او در عراق، (لندن - دارالحکمه - ۲۰۱۶).
۳. سفر یوسف میرخان، بارزانی جاودانه میگفت: اگر نانی برای خوردن به ما بدهید، وگرنه گرسنه به راهپیمایی ادامه خواهیم داد، روزنامه خبات، ارگان حزب دموکرات کردستان، شماره ۳۷۱۳، اربیل، ۷ مارس ۲۰۱۱ میلادی).
4. شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپ روضلات - 2013 م).
۵. صالح یوسف صوفی، گاهشمار کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - انتشارات استانداری دهوک، ۲۰۱۳).
۶. صالح یوسف صوفی، گاهشمار کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم (دهوک - انتشارات استانداری دهوک، ۲۰۱۳).
۷. عمر فاروقی، سردار دانا زندقی و دوئلهای مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (هولر - چاپ خانه و زراعت آموزش و پرورش - ۲۰۰۲گ).
۸. عبدالرحمن الملا حبیب ابوبکر، قبیله بارزان بین ۱۹۳۱ - ۱۹۹۱، چاپ اول، (اربیل - انتشارات وزارت فرهنگ - ۲۰۰۱ میلادی).
۹. از خاطرات رهبر شهید حسو میرخان زازوکی، ۶۲ روز با بارزانی، بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی رفتند، چاپ اول (اربیل - چاپ الثقافه - ۱۹۹۷ میلادی).
10. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب 14 جولای 1958 عراق، (بغداد - نشر دارالرشید - 1979م).
11. محمد صالح بیندرویی (جاکراسوز) زندگی فرهنگی و اجتماعی منطقه مازوری بالا، (اربیل - چاپ روژلات - 2020 میلادی).
12. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد 1931-1958، (دهوک، انتشارات خبات، 1377).
۱۳. نجف قلی باسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول (پیرمام - جشن طلایی حزب دموکرات کردستان ۱۹۹۶).
۱۴. آرشیو دایرهالمعارف حزب دموکرات کردستان.




