زندگینامه
شاهین ابراهیم در سال ۱۹۲۹ در روستای مامیسکی از توابع پیران از توابع شهرستان مرگسور استان اربیل متولد شد. پس از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی، در آنجا تحصیل کرد و مدرک لیسانس کشاورزی دریافت کرد. پس از بازگشت از اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۹، در اداره کشاورزی مخمور استخدام شد. پس از NSKO، از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۷ در اداره کشاورزی راوندز مشغول به کار شد. در سال ۱۹۷۸ به اداره کشاورزی خلیفان منتقل شد. در سال ۱۹۸۰ به عنوان معاون مدیر اداره کشاورزی حریر منصوب شد. در آنجا به عنوان یک روس خدمت کرد.
مبارزه
در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵، پس از فروپاشی انقلاب دوم بارزانی، او به کردستان شرقی نقل مکان کرد. در ۳۱ مارس ۱۹۴۶، او به نیروهای بارزانی ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیوست. در ۳ مه، او در نبرد مالقرانی شرکت کرد.
پس از فروپاشی جمهوری دموکراتیک کردستان، او در نبرد نالوس در ۳ مارس ۱۹۴۷ و نبرد نقده و شنو در ۱۹ مارس همان سال شرکت کرد. او یکی از پیشمرگانی بود که در ۱۹ آوریل ۱۹۴۷ از طریق خواکورک و دشتی برازگر به شروان و مزوری بازگشت.
پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ۱۵ مه ۱۹۴۷ جلسهای با رفقایش در روستای آرگوش برگزار کرد و به آنها دستور داد که بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. او در نبرد قطور و نبرد پل ماکو شرکت کرد. در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷، از رودخانه ارس در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی عبور کرد.
پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان، به مدت چهل روز در یک اجتماع باز که توسط گروهی از سربازان با سیم خاردار احاطه شده بود، بازداشت شدند. آنها تحت مراقبت بودند و از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی با آنها رفتار میشد. بعداً با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. آنها آموزش نظامی دیدند. همزمان، توسط برخی از رفقای تحصیل کرده خود، روزانه چهار ساعت زبان کردی به آنها آموزش داده میشد.
پس از بدرفتاری جعفر بکیروف با رفقای بارزانی، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی او از آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت ازبکستان، منتقل شود، جایی که آنها آموزش نظامی خود را ادامه دادند.
در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش با قطار به روستاهای اتحاد جماهیر شوروی منتقل شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس به دولت پس میدادند) کار کردند.
پس از تلاشهای فراوان و ارسال چندین نامه از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به استالین رسید که در آن بارزانی از رنج رفقایش صحبت کرده بود و او بلافاصله تصمیم گرفت کمیتهای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. در نوامبر ۱۹۵۱، او به ورویسکی، اتحاد جماهیر شوروی نقل مکان کرد.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، او و رفقایش طبق بندهای (الف) ماده ۳ و ۷ از ماده ۱۰ و ماده ۱۱ مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، او به همراه رفقایش با کشتی جورجیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ۱۹۶۱، او در انقلاب سپتامبر شرکت داشت. در ۳۱ ژوئیه ۱۹۸۳، او توسط دولت عراق در جریان عملیات انفال علیه بارزانیها ناپدید شد.
منابع:
-
حمید گردی، خلاصه التاریخ، چاپ اول، (اربیل - انتشارات ارس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ۱۳۸۳).
-
شعبانعلی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ۲۰۱۳).
-
شوکت شیخ یزدین، جشن طلایی پیشمرگه، چاپ اول، (پیرمام - چاپخانه خبات - ۱۹۹۶).
-
عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، قبیله بارزان بین سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۹۱، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ۲۰۰۱).
-
کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - ۲۰۱۱).
-
مجله هتاو، شماره ۱۵۴، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، ۲۵ فروردین ۱۳۳۸ (۱۵ آوریل ۱۹۵۹).
-
در خاطرات فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ۶۲ روز با بارزانی، عزیمت بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه فرهنگی - ۱۹۹۷).
-
لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب 14 ژوئیه 1958 در عراق، (بغداد - مؤسسه انتشارات دارالرشید - 1979م).
-
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۳۱-۱۹۵۸، (دهوک - چاپخانه خبات - ۱۹۹۸).
-
نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، نوشته شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - جشن طلایی حزب دموکرات کردستان - ۱۹۹۶).
-
آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.
