زندگینامه
حسن احمد ناز در سال ۱۹۰۰ در روستای شتنه از توابع شهرستان مزنه از توابع شهرستان مرگسور استان اربیل متولد شد. او قبل از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی ازدواج کرده بود. خانواده او صاحب پسری به نام صدیق شدند که در سال ۱۹۴۲ متولد شد. پس از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۵۸ با خدیجه که اهل جزیره کریمه اوکراین بود ازدواج کرد. خانواده او در سال ۱۹۶۷ به همراه پسرش عبدالله به اتحاد جماهیر شوروی بازگشتند و در جمهوری ازبکستان ساکن شدند. او در سال ۱۹۷۲ در مرگسور درگذشت.
مبارزه
در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، او دستگیر شد. مصطفی بارزانی و رفقایش به کردستان شرقی رفتند. پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، او در ۳۱ مارس ۱۹۴۶ در نیروهای بارزان از جمهوری دفاع کرد و در نبردهای جبهه سقز شرکت داشت.
پس از فروپاشی جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت او بارزانی او یکی از پیشمرگانی بود که در ۱۹ آوریل ۱۹۴۷ از طریق خواکورک و دشتی برازگر به شروان و مزوری در شمال کردستان بازگشت.
پس از بازگشت آنها، جنل مصطفی بارزانی در ۶ مه ۱۹۴۷، او جلسهای با رفقایش در روستای آرگوش برگزار کرد و به آنها دستور داد که بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. مصطفی بارزانی او در نبرد قوم قطور و نبرد پل ماکو شرکت داشت و پس از سختی و خستگی فراوان، در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷ از رودخانه ارس که در مرز ایران و شوروی قرار دارد، عبور کرد.
پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان، به مدت چهل روز در یک اجتماع باز که توسط گروهی از سربازان با سیم خاردار احاطه شده بود، بازداشت شدند. آنها تحت مراقبت بودند و از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی با آنها رفتار میشد. بعداً با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. در همان زمان، توسط برخی از رفقای تحصیل کرده خود، روزانه چهار ساعت زبان کردی به آنها آموزش داده میشد.
جعفر باکیروف پس از بدرفتاری با رفقایش، در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ تصمیم گرفت اردوگاه نظامی خود را از جمهوری آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان، منتقل کند و در آنجا به آموزش نظامی ادامه دهد.
در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش با قطار در روستاهای اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس به دولت پس میدادند) کار کردند.
پس از تلاش فراوان و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام استالین نامهای حاوی بارزانی او بلافاصله تصمیم گرفت کمیته ای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. این کمیته تصمیم گرفت همه آنها را در ورویسکی جمع کند. در نوامبر ۱۹۵۱، او به ورویسکی در اتحاد جماهیر شوروی رفت.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانیدر ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، به موجب مواد ۳ و ۷، بند (الف) ماده ۱۰ و ماده ۱۱ قانون اصلاحی سال ۱۹۵۹، به او و رفقایش عفو عمومی اعطا شد.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. او در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹ به همراه رفقایش با کشتی جورجیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. مشارکت ۱۹۶۴ انقلاب سپتامبراو فرمانده بود و در جنگها شرکت داشت.
منابع:
-
بایگانی هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان
- حمید گردی، خلاصه التاریخ، چاپ اول، (اربیل - انتشارات ارس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ۱۳۸۳).
- صفر یوسف میرخان، خانواده و فرزند یکی از رفقای مرحوم بارزانی پس از ۴۷ سال جدایی و زندگی در تبعید به کردستان بازمیگردد، روزنامه خبات، ارگان حزب دموکرات کردستان، شماره ۳۲۷۱، اربیل، ۸ سپتامبر ۲۰۰۹.
- شعبانعلی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ۲۰۱۳).
- شوکت شیخ یزدین، جشن طلایی پیشمرگه، (پیرمام - چاپخانه خبات - ۱۹۹۶).
- صالح یوسف صوفی، گاهشماری کردستان و جهان، چاپ اول، جلد ۲، (دهوک - چاپخانه استانی دهوک - ۲۰۱۳).
- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، قبیله بارزان بین سالهای ۱۹۳۱-۱۹۹۱، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ) - ۲۰۰۱z).
- عبدالله غفور، فرهنگنامه جغرافیای اربیل، (اربیل - انتشارات آکادمی کرد - چاپخانه حاجی هاشم - ۲۰۱۵).
- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - ۲۰۱۱).
- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب 14 ژوئیه 1958 در عراق، (بغداد - مؤسسه انتشارات دارالرشید - 1979م).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۳۱-۱۹۵۸، (دهوک - چاپخانه خبات - ۱۹۹۸).
