زندگینامه
هادو محمد در سال ۱۹۲۰ در روستای بله، شهرستان بارزان، شهرستان مرگسور، استان اربیل متولد شد. او قبل از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی ازدواج کرده بود. نام خانوادگی او کنر صالح بود و آنها یک دختر به نام پری داشتند که در سال ۱۹۴۷ متولد شد. پس از نقل مکان به اتحاد جماهیر شوروی، او با تامرا دراکونوف باریفلنا ازدواج کرد. آنها یک دختر و یک پسر به نامهای تانیا و محمد داشتند که در سالهای ۱۹۵۴ و ۱۹۵۶ متولد شدند و در ۳۱ ژوئیه ۱۹۸۳، در جریان عملیات انفال بارزانی، به دنیا آمدند. او به همراه سه پسرش، محمد (۱۹۵۶-۱۹۸۳)، عمر (۱۹۶۸-۱۹۸۳) و احمد (۱۹۷۱-۱۹۸۳) توسط دولت عراق در جامعه قوش تپه ناپدید شد.
مبارزه
در ۲۳ مه ۱۹۴۷ او همراه بود ژنرال مصطفی بارزانی او در نبرد قوم قطور و نبرد پل ماکو شرکت داشت و پس از سختی و خستگی فراوان، در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷ از رودخانه ارس که در مرز ایران و شوروی قرار دارد، عبور کرد.
پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان، به مدت چهل روز در یک اجتماع باز که توسط گروهی از سربازان با سیم خاردار احاطه شده بود، بازداشت شدند. آنها تحت مراقبت بودند و از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی با آنها رفتار میشد. بعداً با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. در همان زمان، توسط برخی از رفقای تحصیل کرده خود، روزانه چهار ساعت زبان کردی به آنها آموزش داده میشد.
جعفر باکیروف پس از بدرفتاری با رفقایش، در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ تصمیم گرفت اردوگاه نظامی خود را از جمهوری آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان، منتقل کند و در آنجا به آموزش نظامی ادامه دهد.
در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش با قطار در روستاهای اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس به دولت پس میدادند) کار کردند.
پس از تلاش فراوان و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام استالین نامهای حاوی بارزانی او بلافاصله تصمیم گرفت کمیته ای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. این کمیته تصمیم گرفت همه آنها را در ورویسکی جمع کند. در نوامبر ۱۹۵۱، او به ورویسکی در اتحاد جماهیر شوروی رفت.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت او ژنرال مصطفی بارزانیدر ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، به موجب مواد ۳ و ۷، بند (الف) ماده ۱۰ و ماده ۱۱ قانون اصلاحی سال ۱۹۵۹، به او و رفقایش عفو عمومی اعطا شد.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، او به همراه رفقایش با کشتی جورجیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. مشارکت ۱۹۶۱ انقلاب سپتامبر و رئیس شعبه بود.
منابع:
-
بایگانی هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان
- حمید گردی، خلاصه التاریخ، چاپ اول، (اربیل - انتشارات ارس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ۱۳۸۳).
- رکاری مزویری، زنان روس، تبعید، انفال و نسلکشی، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه مینارا - ۲۰۱۰).
- رکاره مازویری، سربورا تراجیدیایین بارزانیان، چپا یکی، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - 1392).
- شعبانعلی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ۲۰۱۳).
- صالح یوسف صوفی، گاهشماری کردستان و جهان، چاپ اول، جلد ۲، (دهوک - چاپخانه استانی دهوک - ۲۰۱۳).
- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، قبیله بارزان بین سالهای ۱۹۳۱-۱۹۹۱، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ۲۰۰۱).
- عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - 1394).
- عمر حمزه صالح، نسلکشی و جنایات رژیم بعث علیه بارزانیها ۱۹۷۵-۱۹۹۱ از زبان شاهدان و اسناد، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه روژهلات). - ۲۰۱۷z).
- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - ۲۰۱۱).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۳۱-۱۹۵۸، (دهوک - چاپخانه خبات - ۱۹۹۸).
- نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، نوشته شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - جشن طلایی حزب دموکرات کردستان - ۱۹۹۶)
- شماره پرونده A.D.E. HB-72، حزب دموکرات کردستان، دفتر مرکزی بارزانی، کمیته عالی منطقه بارزان، فرم هادو محمد احمد پریا، پیرمام، ۱ نوامبر
