زندگینامه
سلیمان خال آل در سال ۱۹۱۳ در روستای برداری از توابع پیران در شهرستان مرگسور استان اربیل متولد شد. در ۲۱ ژوئن ۱۹۳۲ به همراه خانوادهاش به ترکیه پناهنده شد. در ۶ اکتبر ۱۹۸۸ در شرق کردستان درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
خاطرات مبارزه
در سال ۱۹۴۳، او به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست، در ۱۲ اکتبر ۱۹۴۳، در تصرف پاسگاه پلیس خرازوک و در ۱۰ نوامبر ۱۹۴۳، در تصرف پاسگاه پلیس مزنه و در ۸ آگوست ۱۹۴۵، در تصرف پاسگاه پلیس مرگاسور شرکت داشت. در ۱۹ آگوست ۱۹۴۵، به دستور دادگاه نظامی عراق، تمام اموال منقول و غیرمنقول او توقیف شد.
پس از شکست انقلاب دوم بارزان، در ۱۱ اکتبر ۱۹۴۵ به شرق کردستان رفت، اما خانوادهاش در جنوب کردستان ماندند. در ۳۱ مارس ۱۹۴۶ به عنوان پیشمرگه در نیروی بارزان ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد مشغول به کار شد و در نبردهای جبهه سقز در جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد شرکت کرد.
او یکی از پیشمرگانی بود که در ۱۹ آوریل ۱۹۴۷ از طریق (دشتهای خواکورک و بارازاگراوا) از طریق سرزمین کردستان شمالی به خاک شروان و مزوری بازگشت.
پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ۱۵ مه ۱۹۴۷ جلسهای با رفقایش در روستای آرگوش برگزار کرد و به آنها اجازه داد تا تصمیم بگیرند که آیا بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در آنجا همه رفقایش تصمیم گرفتند که به راه خود ادامه دهند و به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در ۲۳ مه ۱۹۴۷، او ژنرال مصطفی بارزانی را تا اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد نهر قطور و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختیها و زحمات فراوان، در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷، از رودخانه ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، عبور کرد و وارد اتحاد جماهیر شوروی شد.
پس از ورودشان به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، آنها به همراه تمام رفقایشان در شهر نخجوان، در جمهوری آذربایجان، به مدت چهل روز در یک منطقه متروکه که با سیمهای خاردار احاطه شده بود و توسط گروهی از سربازان محافظت میشد، اسکان داده شدند و از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی رفتار شدند. بعداً، به تصمیم دولت شوروی، آنها در مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در آذربایجان توزیع شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به پادگانی در دریای خزر در باکو، پایتخت آذربایجان، منتقل شدند و در ۲۳ همان ماه، به آنها لباس نظامی داده شد و هشت ساعت در روز تحت نظارت افسران آذربایجانی آموزش دیدند. در همان زمان، به مدت چهار ساعت در روز، به برخی از رفقایشان توسط برخی از رفقای باسوادشان درس زبان کردی آموزش داده شد.
پس از بدرفتاری جعفر باقروف با رفقایش، بارزانی تصمیم میگیرد اردوگاه نظامی خود را از آذربایجان به جامعه چیرچیک در نزدیکی تاشکند، پایتخت ازبکستان، منتقل کند، جایی که آنها آموزش نظامی خود را ادامه خواهند داد.
در مارس ۱۹۴۹، او و دوستانش به صورت واحدها و گروههایی با قطار در روستاهای اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را پس میدادند) کار کردند.
پس از تلاش های فراوان و ارسال نامه های فراوان از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه ای به دست استالین می رسد که در آن بارزانی مشکلات رفقایش را مطرح کرده و استالین بلافاصله تصمیم به تشکیل کمیته ای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی می گیرد و در نهایت تصمیم کمیته بر جمع شدن همه آنها در شهر وریوسکی است، بنابراین او در نوامبر ۱۹۵۱ به شهر وریوسکی شوروی خواهد رفت.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، مطابق با مواد سه و هفت و بند (الف) ماده دهم، و با همکاری ماده ۱۱، مطابق با قانون اصلاحشده شماره ۱۹ سال ۱۹۵۹، او و رفقایش مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به ریاست جمهوری عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹ به همراه دوستانش با کشتی گروزا از طریق بندر بصره در جنوب عراق به کردستان بازگشت.
در سال ۱۹۶۱، او در انقلاب سپتامبر شرکت کرد و در نبردها شرکت داشت و در سال ۱۹۷۵، پس از شکست انقلاب سپتامبر، به عنوان پناهنده به پادشاهی ایران رفت و در بمباران جامعه زیوه در سال ۱۹۸۲ مجروح شد. او تا زمان مرگش در زیوه ماند.
منابع:
-
حهمید گهردی، پوختهی مژوونامه، چاپی یهكهم، (ههولێر - دهزگای چاپ و بڵاوكردنهوهی ئاراس - چاپخانهی وهزارهتی پهروهرده - 2004).
-
شهعبان عهلی شهابان، ههندیک زانیاری سیاسی و مژووی، چاپی سِیهم، (ههولێر - چاپخانهی ڕۆژههڵات - 2013ز).
-
صالح یوسف صوفی، كرۆنۆلۆژیا كوردستانێ و جیهانێ، چاپا ئێكێ، بهرگێ دووێ و سێیێ (دهۆك - چاپخانا پارێزگهها دهۆكێ - 2013ز).
-
عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (ههولێر - چاپخانهی وزارت آموزش و پرورش - 2002ز).
-
كاروان محهمهد مهجید، بارزانیهكان له مههابادهوه به سۆڤێت، چاپی یهكهم، (سلمانی - چاپخانه پهیوهند - 2011ز).
-
له یادداشتی فهرماندی شهید حهسۆ میرخان ژاژوکی، 62 رۆژ لهگهڵ بارزانی دا چوونی بارزانیهکان به یهکێتی سۆڤێت، چاپی یهكهم (هبیر 19-چاپخانه رؤیایی).
-
لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة 14 تموز 1958 فی العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - 1979م).
-
مسعود بارزانی، بارزانی و بزوتنهوهی رزگاریخوازی كورد 1931 - 1958، (دهوک - چاپخانهی خهبات - 1998ز).
-
نهجهف قولی پسیان، له مهابادی خوئناویهوهتا لێوارهکانی ئاراس، و. شهوكهت شێخ یهزدین، چاپی یهكهم، (پیرمام - یوبیلی زێڕینی پارتی دیموكراتی كوردستان - ١٩٩٦ز).
-
ئـ.د.ئـ، فایل های ژماره AI-10، لیستی ههڤاڵانی مستهفا بارزانی برای یک سۆڤێت، به گاهنامه لهلایهن سه گڵۆ پشكه ش كراوه، ٢٠١.
-
ئـ.د.ئـ، فایل ژماره HB-164، پارتی دیموكراتی كوردستان، بارهگای بارزانی، لێژنهی باڵای ناوچهی بارزان، فۆرمی سلێمان خاڵ ئالی ئهحمهد، پیرمام، ۱ تشرینی دوهمی ۲۰۱۸ز.
-
ئـ.د.ئـ، فایلی ژماره۱۹۵- ZB، دهقی چاوپێكهوتن لهگهڵ سلێمان سابیر سلێمان لهلایهن سامی عهبدی، پیرمام، ۹ شوباتی ۲۰۲۰ز.




