در سال ۱۹۷۹، او در جریان انقلاب ماه مه به مقام والای فرماندهی نیروهای پیشمرگه ارتقا یافت. در همان سال، او به طور فعال در نهمین کنگره حزب شرکت کرد. حزب دموکرات کردستاندر ۱۶ آگوست ۲۰۱۸، رئیس مسعود بارزانی به او مدال جاودانگی بارزانی را اهدا کرد. مشیر رسول حاجی، متولد ۱۹۵۱ در روستای گوانی در شهرستان دیانا، به دلیل نبود مدرسه با چالشهای آموزشی مواجه بود. با این وجود، او بعدها پشتکار نشان داد و مهارتهای سوادآموزی را کسب کرد. پس از سقوط انقلاب سپتامبر ۱۹۷۵، او به ایران آواره شد و سرانجام در کرمانشاه، سپس اهواز ساکن شد. متعاقباً به خانقین و بعداً به کربلا منتقل شد. دولت عراق او را به ناحق به مدت دو ماه در نجف زندانی کرد. مشیر رسول حاجی به زبانهای کردی، عربی و فارسی مسلط است. در سال ۱۹۶۶، او از طریق حمید افندی به نیروهای پیشمرگه انقلاب سپتامبر پیوست و به رتبه پیشمرگه در نیروی برجسته بالاک رسید. او فعالیتهای پیشمرگه خود را تا زمان اعلام انقلاب در ۱۱ مارس ۱۹۷۰ ادامه داد. در سال ۱۹۷۴، در جریان از سرگیری خصومتها بین ارتش عراق و انقلاب کردها، او با شجاعت در سر بردی خدمت کرد و به طور فعال در نبرد کوه گورز شرکت کرد، جایی که دو پسر عمویش، عبدالواحد حمد لاو و واسو حمد لاو را به طرز غمانگیزی از دست داد و به شهادت رسیدند. مشیر رسول حاجی خود نیز جراحات شدیدی برداشت و متعاقباً در ارومیه تحت درمان قرار گرفت. در سال ۱۹۷۸، به او اجازه بازگشت به زادگاهش روستای گوان داده شد، اما او تصمیم گرفت در طول انقلاب ماه مه، دوباره تحت هدایت حمید افندی، به نیروهای پیشمرگه بپیوندد. او به همراه برخی از بستگانش به روستای گستا، واقع در بین کردستان شمالی و جنوبی، سفر کرد. پس از پیوستن به نیروهای پیشمرگه، او با پشتکار در مناطق برادوست و بالاکایتی خدمت کرد. در ۲ اکتبر ۱۹۷۹، او برای شرکت در نهمین کنگره حزب کمونیست کردستان، سفری را به کردستان شرقی آغاز کرد. حزب دموکرات کردستان (حزب دموکرات کردستان) و به طور فعال در دادرسیهای برگزار شده در روستای زیوه شرکت کرد. او تا سال ۱۹۸۰ در شرق کردستان ماند و سپس برای انجام مأموریت خود به جنوب کردستان بازگشت. پیش از آن، او برای تهیه آذوقه و مایحتاج روزانه برای پیشمرگهها به روستای شاپاتا در شمال کردستان رفت. با وجود مواجهه با شرایط خطرناک در رودخانه روبروک، توسط مردم محلی نجات یافت. او که از امواج متلاطم رودخانه آسیب دیده بود و به امکانات بهداشتی دسترسی نداشت، به درمانهای موقت با استفاده از پوست حیوانات متوسل شد. در سال ۱۹۸۱، او نقش فرمانده یک دسته در نیروهای پیشمرگه را بر عهده گرفت. در همان سال، در حالی که در نزدیکی روستای کاوانا در شهرستان مرگسور مشغول انجام وظیفه بود، قربانی کمین سربازان و مزدوران عراقی شد. پس از تحمل یک دفاع طاقتفرسا، موفق به فرار شد. در سال ۱۹۸۵، او به منطقه بالاک منتقل شد و عضو کمیته منطقهای روآندز در بخش نظامی شد. او خدمت خود را تا سال ۱۹۸۸ ادامه داد و در این مدت در نبردهای مختلفی از جمله نبردهای وارته، کونهکوتر، حیران و نازنین شرکت کرد. او در نبرد بین حیران و نازنین جراحات شدیدی برداشت، در منطقه مالان در معرض سلاحهای شیمیایی قرار گرفت و مدتی از آسم رنج برد. در سال ۱۹۹۱، او در قیامهای سوران، اربیل و آکره شرکت کرد و در کنار رئیس جمهور مسعود بارزانی به رانیه بازگشت. او با عمر عثمان مرگاسوری همکاری کرد و جمال مورتکا در قیامهای اربیل. در سال ۱۹۹۲، پس از تأسیس نیروهای متحد در روآندز، او سمت فرمانده گردان ششم را بر عهده گرفت. در سال ۱۹۹۵، او به ارتش پنجم اسپیلک منتقل شد و بر تحرکات ارتش نظارت داشت. در سال ۱۹۹۹، او به عضویت فرماندهی هلگورد ارتقا یافت و در حال حاضر با درجه ستوانی خدمت میکند. در سال ۲۰۱۴، او به طور فعال در نبرد برای حفظ حاکمیت اقلیم کردستان در جبهههای محمودیه، زمار و بعشیقه علیه تروریستهای داعش شرکت کرد.
منابع:
بایگانی دانشنامه حزب دموکرات کردستان




