زندگینامه
جمیل توفیق حسیناو که با نام جمیل سور نیز شناخته میشود، در سال ۱۹۱۲ در بخش بامرنی از توابع شهرستان آمدی در استان دهوک متولد شد. در سال ۱۹۳۹ به صفوف حزب هیوا پیوست. پیش از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی، با مریم مصطفی طه ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر به نامهای عزت جمیل (متولد ۱۹۳۶)، بهزاد جمیل (متولد ۱۹۴۰) و گلیزار جمیل (متولد ۱۹۴۲) شد. پس از مهاجرت به اتحاد جماهیر شوروی، با زلفیه اغلیب سفر ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر به نامهای عبدالله جمیل (متولد ۱۹۵۴)، اسمر جمیل (متولد ۱۹۵۲) و زلیخا جمیل (متولد ۱۹۵۶) شد. او در شب ۴ و ۵ اکتبر ۱۹۶۳ در نبرد کوه متین به شهادت رسید.
سابقه خدمت
در سال ۱۹۴۵ او به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در نبردها شرکت کرد. در ۱۹ آگوست ۱۹۴۵، دادگاه عرفی نظامی دستور مصادره تمام اموال او را صادر کرد.
پس از شکست انقلاب دوم بارزانی در ۱۱ ژانویه ۱۹۴۵، مصطفی بارزانی و همراهانش به شرق کردستان رفتند. پس از فروپاشی جمهوری کردستان در مهاباد، بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان بازگشت. در این مدت، او در درگیریهای نقده و شنو شرکت داشت. در ۱۹ آوریل ۱۹۴۷، او یکی از پیشمرگانی بود که از طریق منطقه خواکورک و برازگر در شمال کردستان به شروان و منطقه مزوری بازگشت.
پس از بازگشت آنها در ۱۵ مه ۱۹۴۷، ژنرال مصطفی بارزانی کنفرانسی با رفقایش در روستای آرگوش تشکیل داد و به آنها حق انتخاب داد که در کردستان بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در نتیجه، در ۲۳ آوریل ۱۹۴۷، او به همراه مصطفی بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی عزیمت کرد. پس از آن، او درگیر نبردهای گالی قطور و پردی ماکو شد. پس از یک دوره طولانی و دشوار، در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷، در مرز ایران و شوروی، ملا مصطفی بارزانی و نیروهایش از رودخانه ارس عبور کردند.
مصطفی بارزانی و تمام همراهانش پس از ورود به نخجوان، آذربایجان در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، به مدت چهل روز زندانی شدند. در واقع، با آنها از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسرای جنگی رفتار میشد، در حالی که در اردوگاهی که با سیم خاردار احاطه شده بود و توسط سربازان محافظت میشد، زندگی میکردند. مدت کوتاهی پس از آن، با تصمیم دولت اتحاد جماهیر شوروی، آنها به گروههایی تقسیم و به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان منتقل شدند. تا ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. در ۲۳ همان ماه در دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، پیروان بارزانی در یک هنگ نظامی سازماندهی شدند و توسط دیگر پیشمرگان تحصیلکرده خود، آموزش تاکتیکهای نظامی و سیاسی دیدند و خواندن و نوشتن کردی را آموختند.
در نتیجه بدرفتاری جعفر بکیروف، در ۲۹ اوت ۱۹۴۸، ملا مصطفی بارزانی تصمیم گرفت اردوگاه نظامی خود را از آذربایجان به روستای چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت ازبکستان، منتقل کند، جایی که آنها آموزش نظامی خود را ادامه دادند.
پس از آن، در مارس ۱۹۴۹، ملا مصطفی و دوستانش به گروههایی تقسیم شدند و با قطار به حومه اتحاد جماهیر شوروی فرستاده شدند، جایی که آنها روی محصولات مزارع اشتراکی (زمینهایی که مردم از دولت اجاره کرده و سپس به آن باز میگرداندند) کار میکردند.
سرانجام پس از تلاش فراوان و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، استالین سرانجام نامهای دریافت کرد که در آن بارزانی از رنج رفقایش صحبت کرده بود. استالین بلافاصله تصمیم گرفت کمیتهای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. وقتی کمیته وضعیت رفقای بارزانی را بررسی کرد، تصمیم گرفت همه آنها را در وریفسکی جمع کند. در نتیجه، او در نوامبر ۱۹۵۱ به وریفسکی، اتحاد جماهیر شوروی، رفت.
پس از بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی به عراق پس از انقلاب در ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸، او و متحدانش در ۲۵ فوریه ۱۹۵۹ طبق مواد ۳ و ۷، بند (الف) ماده ۱۰ و همکاری با ماده (۱۱) بر اساس قانون اصلاحی شماره ۱۹، مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. علاوه بر این، او در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹ به همراه رفقایش در کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. متعاقباً، از جنوب عراق به کردستان بازگشت و در سرسنگ مستقر شد. در سال ۱۹۶۱، در انقلاب ایلول شرکت کرد و رهبر یکی از شاخههای آن بود. علاوه بر این، او مسئول منطقه سپانا-بامرنی (دهوک) بود. همچنین، او در چندین فتوحات از جمله انقلاب ایلول، دستان گله زاویتا، گله قنطره و نبرد سیارتیکا شرکت داشت. در شب ۴-۵ اکتبر ۱۹۶۳، در نبرد کوه متین به شهادت رسید.
منابع:
- حكومهتی ههرێمی كوردستان، وهزارهتی پلان دانان، یهكه كارگێڕییهكانی پارێزگاكانی ههرێمی كوردستان، ژمارهی خزانهكان و دانشتوان، ههولیر، 2009ز.
- حهمید گهردی، پوختهی مژوونامه، چاپی یهكهم، (ههولێر - دهزگای چاپ و بڵاوكردنهوهی ئاراس - چاپخانهی وهزارهتی پهروهرده - 2004).
- حیدر فاروق السامرئی، ضیاء جعفر ودوره السیاسی و الاقتصادی فی العراق، (لندن – دارالحکمة - ۲۰۱۶م).
- دانا ادامز شمیدت، سهفهریک بۆ ناو پیاوه ئازاکانی کوردستان، وهرگێڕانی ئهبوبهکر ساڵح ئیسماعیل، (دهۆك - دهزگای توێژینهوه و بڵاوكردنهی خانی خانی - چاپخانه).
- سهنگهر و پشمهرگه، جهمیل تهوفیق حسین یێ بهرنیاس ب جومیله سۆر، گۆڤاری سهنگهر اوپێشمهرگه، پارتی دیموكراتی كوردستان، هولزور، یك۱۰ تشرین.
- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (ههولێر - چاپخانهی وزارت آموزش و پرورش - 2002ز).
- عهبدولڕهحمان مهلا حهبیب ئهبوبهکر، عهشیرهتی بارزان له نێوان 1931- 1991، چاپی یهكهم، (ههولێر - چاپخانهای وهزارهتی رۆشنبیری - 2001).
- كاروان محهمهد مهجید، بارزانیهكان له مههابادهوه به سۆڤیەت، چاپی یهكهم، (سلیمانی - چاپخانه پهیوهند - 2011ز).
- له یادداشتی فهرماندی شهید حهسۆ میرخان ژاژوکی، 62 رۆژ لهگهڵ بارزانی دا چوونی بارزانیهکان به یهکێتی سۆڤیەت، چاپی یهكهم (هبیر 19 - چاپخانه).
- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة 14 تموز 1958 فی العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - 1979م).
- مستهفا حهسهن شهعبان، ساڵیادی شهیدکی بهجهانرگ، نشریه برایهتی، پارتی دیموکراتی كوردستان، ژماره 2925، هولیر، پینج شهمه 1919، 1911، 1991.
- مسعود بارزانی، بارزانی و بزوتنهوهی رزگاریخوازی كورد 1931-1958، (دهوک - چاپخانهای خهبات - 1998ز).
- مسعود بارزانی، بارزانی و بزوتنهوهی رزگاریخوازی كورد 1961- 1975، بهرگی سِیهم، بهشی یهكهم، (ههولێر - چاپخانه و هزاره پهروهردهشده - 2004).
- نهجهف قولی پسیان، له مهابادی خوئناویهوهتا لێوارهکانی ئاراس، و. شهوكهت شێخ یهزدین، چاپی یهكهم، (پیرمام - یوبیلی زێڕینی پارتی دیموكراتی كوردستان - ١٩٩٦ز).
- ئـ.د.ئـ، فایلهای ژماره AI-10، فهرستی ههاڵانی مستهفا بارزانی برای یک سۆڤیەت، بهگهگاهنامه لهلایهن سهگھان هاڵۆ پشكهش كراوهز، ٢١.
- ئـ.د.ئـ، فایلی ژماره HB-46، پارتی دیموكراتی كوردستان، بارهگای بارزانی، لێژنهی باڵای ناوچهی بارزان، فۆرمی جهمیل تهوفیق حسێن یهحیا، پیرمام، ١ تشرینی دووهمی ٢٠١٨ز.




