پس از کودتای نظامی بعثیها و سقوط رژیم عبدالکریم قاسم، جنگ و تهاجم دولت عراق علیه کردستان موقتاً متوقف شد و مذاکراتی بین رهبری انقلابی کرد و دولت عراق صورت گرفت. با این حال، بعثیها به سرعت از گوش دادن به خواستههای کردها خودداری کردند و در 10 ژوئن 1963، حملات خود را به کردستان، به ویژه در مناطق بارزان و بادینان، از سر گرفتند. در اواسط ماه اوت، نیروی بزرگی از سربازان و همدستان (جاش) به همراه یک واحد ارتش سوریه به نام نیروی یرموک به رهبری سرتیپ فهد الشاعر، طبق توافق بین دولتهای عراق و سوریه، برای حمایت از دولت عراق و سرکوب انقلاب کردها از مرز عبور کردند.
پس از اینکه نیروهای پیشمرگه و رهبری انقلاب، وفاداران و هواداران انقلاب، اطلاعات مربوط به حمله را دریافت کردند، متوجه شدند که دولت قصد حمله گسترده به منطقه عمادیه را دارد.
رهبری انقلابی در منطقه، طرحی را برای مقابله و شکست این حمله به شرح زیر تدوین کرد:
یک نیروی پیشمرگه به رهبری فیصل حسن نظرکی و حاجی شعبان در شهر عشاوة مستقر شد تا از پیشروی نیروی مهاجم به سمت منجیشکی جلوگیری کند، در حالی که نیروی دیگری به رهبری جمیله سور بامرنی در بامرنی مستقر بود. نیروی دیگری به اردنه اعزام شد و نیروی دیگری به رهبری عارف سلیمان دوسکی بین مناطق مزوری بالا و دوسکی مستقر شد. یک نیروی ذخیره تقریباً 300 نفره پیشمرگه به فرماندهی عیسی سوار در منطقه کولیا در حالت آماده باش بود و نیروی دیگری نیز آماده بود تا بین باتیفا و زاخو در حالت آماده باش باشد. نیروی دیگری به رهبری سعید حاجی شعبان در روستای کانی رش باقی ماند و جاده عمادیه به برواری را بست.
همانطور که در بالا ذکر شد، در اواسط ماه اوت، یک نیروی دولتی بزرگ با سلاحهای سنگین، خودروهای زرهی، هواپیما و صدها پیاده نظام و مأمور (جاش) از دهوک به سمت مواضع پیشمرگه در سواره توکا ظاهر شد.
اگرچه پیشمرگهها در ابتدا به دفاع و دفع حمله پرداختند، اما به دلیل گستردگی آن قادر به ادامه حمله نبودند و نیروهای خود را از چندین نقطه عقبنشینی کردند. ارتش عراق شروع به سوزاندن روستاهای بانده، کفلی، کوریما، باروشکا سعدینا، ملحمبه، دیراژنیک، زیوکا کاندلا، زیوکا ابو، بانه سوره و بیسکفکی الکیشک کرد. ساکنان این روستاها برای حفظ جان خود مجبور شدند به درهها و تنگهها پناه ببرند.
نیروهای دولتی پیشروی خود را ادامه دادند تا به منطقه منگشکی رسیدند، جایی که به همراه نیروهای منطقهای به سمت فرودگاه بامارن پیشروی کردند و پایگاه عملیاتی خود را در آنجا مستقر کردند. آنها آن را به چهار ایستگاه تقسیم کردند:
اولین ایستگاه: از فرودگاه بامارنی تا کوه متین و منطقه غربی بارواری.
ایستگاه دوم: از فرودگاه بامارنی تا بامارنی از سمت بالا.
ایستگاه سوم: از سرسنک به آردانا، روستای ناویلا، کوه متین، روستای شیلازا.
ایستگاه چهارم: از منطقه آمیدی به سمت مناطق آمیدی از سمت بالا، جرجل و کانی ماسی.
حمله بزرگ در ۲۰ آگوست ۱۹۶۳ آغاز شد و جنگجویان متحد (جاش) به جناحهای جنگی تقسیم شدند. حمله دولت در ابتدا در تمام جبههها پیشرفت قابل توجهی داشت و کوه متین و بامارنی را تصرف کرد. جمیله سور بامارنی و دو پیشمرگه کشته شدند. هرج و مرج در میان نیروهای پیشمرگه رخ داد؛ برخی تسلیم شدند و سلاحهای خود را به زمین انداختند، در حالی که برخی دیگر به ترکیه گریختند. دولت ترکیه با هماهنگی دولت عراق، مأموران رکانی را در منطقه حکاری مسلح کرد. آنها گروهی از پیشمرگهها را اسیر کرده و به دولت عراق تحویل دادند.
نیروهای پیشمرگه سپس موفق شدند مقدار زیادی سلاح و مهمات به دست آورند و خود را مجدداً مسلح کنند. پس از ۴۵ روز نبرد متوالی که با حمایت نیروهای دفاع ملی در دفاع انجام شد، آنها یک استراتژی دفاعی جدید اتخاذ کردند: حملهای علیه ارتش عراق، به رهبری عیسی سوار و دستیارش علی هالو، برای تصرف کوه متین در آنچه که آنها "جنگ بقا یا نابودی" مینامیدند. اولین گامهای حمله پیشمرگه در روستای گابنیرکا در شب ۴-۵ اکتبر ۱۹۶۳ آغاز شد. نیروهای پیشمرگه به چندین دسته تقسیم شدند و به ارتش و همدستان آن حمله کردند. آنها تا سپیده دم آنها را شکست دادند و از همه طرف آنها را شکست دادند. آنها موفق شدند نیروهای دولتی را به فرودگاه بامارنی که به عنوان پایگاه عملیاتی آنها عمل میکرد، عقب برانند و کوه متین را بازپس گیرند.
پس از شکست ارتشهای عراق و سوریه، آنها متحمل خسارات سنگینی از جمله نابودی اکثر واحدهای ارتش سوریه و عراق در یرموک شدند. آنها ۱۱۳ جسد از جمله تعدادی سرباز سوری را در میدان نبرد به جا گذاشتند و صدها نفر دیگر زخمی شدند. چندین وسیله نقلیه نیز منهدم شد. دستاوردهای پیشمرگه در این نبرد شامل دو توپ ۱۰۳ میلیمتری، ۴۰۰ تفنگ، ۱۵ تیربار و مقدار زیادی مهمات و تجهیزات نظامی بود. نیروهای پیشمرگه و دفاع ملی در این نبرد ۳۶ شهید و ۷۸ زخمی شدند.
پیروزی پیشمرگهها در جبل المتن روحیه آنها را تقویت کرد. این پیروزی نه تنها پیروزی برای انقلاب در بادینان بود، بلکه حملات و فشار شدیدی را که ارتش عراق از ماه ژوئن بر بارزانی وارد میکرد، کاهش داد. ساکنان قصد فرار به ترکیه را داشتند، اما این پیروزی به آنها امید بازگشت به روستاها و خانههایشان را داد.
منابع:
۱- شیرزاد زکریا محمد، جنبش ملی کرد در کردستان عراق، ۸ فوریه ۱۹۶۳ - ۱۷ ژوئیه ۱۹۶۸، انتشارات اسپیرز، دهوک، ۲۰۰۶، ص ۱۴۷.
2- روژین چالابی منیر، 14 ژانویه 1958 - 6 دسامبر 1975، 2018، 2018، 2018، 212-213.
۳- شوکت مالا اسماعیل حسین رحمه الله علیه حفظه الله، معنی تفسیر، هولر، ۲۰۰۶، شماره ۱۶۸.
۴- مسعود بارزانی، بارزانی و وزارت امور خارجه ایران، ۱۳۸۳، شماره ۱۱۶.
5- هوگان مسعود سیرنی، «شورشا الونی» از دورا بهادینان 1961 - 1975، «قرن فرهنگ» به زبان کردی، 2018، شماره. 118.
6- رجب جمیل حبیب، عمادی (آمادیه) 1921 - 1975، چاپ هوار، دهیک، 1391، ص. 260.
۷- آرشیو حزب دموکرات کردستان.
8- دکتر عبدالفتاح علی البطنی، منطقه بادینان 1925-1970: بررسی وقایع و تحولات سیاسی، قسمت دوم، انتشارات دانشگاه صلاح الدین، اربیل، ص. 223.


