AI Persian Show Original

بادین دزوی

بادین قادر بادین، معروف به (بادین دزوئی)، پیشمرگه و همراه بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۱۸ در روستای دزو متولد شد. او در انقلاب دوم بارزان جنگید. او از اعضای پیشمرگه در جمهوری کردستان در مهاباد بود. او در انقلاب سپتامبر شرکت داشت. او در سال ۱۹۶۳ در روستای اسپیندارا در منطقه خوشناوتی در دامنه کوه هاوری به شهادت رسید.


زندگینامه

قادر بادین در سال ۱۹۱۸ در روستای دزو، از توابع شهرستان شیروان مازن در شهرستان مرگسور استان اربیل متولد شد. او قبل از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی با شیرین جندی سلیمان ازدواج کرد و در سال ۱۹۴۵ صاحب دختری شدند که نامش را (فهیمه) گذاشتند. او همچنین در اتحاد جماهیر شوروی برای بار دوم با عایشه بلال ازدواج کرد و در سال ۱۹۵۱ صاحب دختری شدند که نامش را (جواهر) گذاشتند. همسر دوم او از قوم تاتار در شبه جزیره کریمه (جمهوری اوکراین) بود. او اتحاد جماهیر شوروی را ترک کرد و به کردستان بازگشت، اما همسر و دخترش که در آن زمان ۸ ساله بود، به کردستان بازنگشتند و در ازبکستان ماندند.


صفحات مبارزه

بادین قادر در سال ۱۹۴۵، در حالی که سیزده سال بیشتر نداشت، به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و به دلیل سن کم، با رساندن آذوقه به مقرها و جبهه‌های جنگ، خدمت به پیشمرگان را بر عهده گرفت.

در ۱۱ نوامبر ۱۹۴۵، پس از شکست قیام دوم بارزان، او به همراه مصطفی بارزانی و رفقایش وارد شرق کردستان شد. پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد در ۳۱ مارس ۱۹۴۶، او به عنوان بخشی از نیروهای بارزان از جمهوری دفاع کرد.

پس از فروپاشی جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان، او در نبردهای نقده و شنو در شرق کردستان شرکت کرد و در میان رفقای پیشمرگ خود بود، زیرا در تاریخ ۱۹/۴/۱۹۴۷ از طریق (خاکورک و دشت برازگارا) از طریق سرزمین‌های شمال کردستان به مناطق شیروان و مزوری بازگشت.

ژنرال مصطفی بارزانی پس از بازگشت، در ۱۵ مه ۱۹۴۷ جلسه‌ای با رفقایش در روستای آرکوش برگزار کرد و به آنها حق انتخاب داد که بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در آنجا، همه رفقایش تصمیم گرفتند که به راه خود ادامه دهند و به اتحاد جماهیر شوروی بروند. در ۲۳ مه ۱۹۴۷، آنها ژنرال مصطفی بارزانی را تا اتحاد جماهیر شوروی همراهی کردند و در نبردهای قطور و پل ماکو شرکت کردند. پس از سختی‌ها و خستگی فراوان، در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷ از رودخانه ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، عبور کردند.

پس از ورودشان به اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در شهر نخجوان آذربایجان به مدت چهل روز در یک محوطه باز احاطه شده با سیم خاردار و تحت مراقبت سربازان بازداشت شدند. با آنها از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی رفتار شد. به دستور دولت شوروی، آنها بعداً در مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر آذربایجان توزیع شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به اردوگاهی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت آذربایجان، منتقل شدند. در ۲۳ دسامبر، آنها لباس نظامی دریافت کردند و هشت ساعت آموزش نظامی روزانه را زیر نظر افسران آذربایجانی گذراندند. همزمان، آنها چهار ساعت آموزش زبان کردی روزانه را از برخی از رفقای تحصیل کرده‌تر خود دریافت کردند.

پس از بدرفتاری جعفر بکیروف با رفقایش، بارزانی تصمیم گرفت در ۲۹ آگوست ۱۹۴۸ مجمع نظامی خود را از آذربایجان به مجتمع گیرجوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت ازبکستان، منتقل کند و در آنجا به آموزش نظامی خود ادامه دهند.

در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش به صورت گروهی با قطار در روستاهای تعاونی در اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوز (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهمی از آن را به دولت می‌پرداختند) کار کردند.

پس از تلاش‌های فراوان و ارسال چندین نامه از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام استالین نامه‌ای دریافت کرد که در آن بارزانی از رنج رفقایش صحبت کرده بود و او بلافاصله تصمیم گرفت کمیته‌ای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. تصمیم نهایی کمیته این بود که آنها در شهر فریوسکی جمع شوند، بنابراین در نوامبر ۱۹۵۱ به شهر فریوسکی شوروی رفت.

پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، او و همراهانش طبق مواد (۳) و (۷) و بند (الف) ماده (۱۰) و اعمال ماده (۱۱) طبق قانون شماره (۱۹) اصلاح شده برای سال ۱۹۵۹، شامل عفو عمومی شدند.

پس از بدرفتاری جعفر باقروف با رفقایش، بارزانی تصمیم گرفت در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ مجتمع نظامی خود را از آذربایجان به مجتمع گورجوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت ازبکستان، منتقل کند و در آنجا به آموزش نظامی خود ادامه دهند.

پس از صدور حکم برکناری آنها در 16 آوریل 1959، او به همراه همراهانش با کشتی کروزیا از طریق بندر بصره در جنوب عراق به کردستان بازگشت. او در ... شرکت کرد. انقلاب سپتامبر در سال ۱۹۶۳ در روستای اسپیندره در منطقه خوشناوتی در دامنه کوه هه واری به شهادت رسید و در همانجا به خاک سپرده شد.


منابع:

  1. حمید قجردی، پخته مزو نامه، شبی یحکیم، (هولر - دزغایی چپ و بوکوردانه ارس - چپخانه و هزاره ایران - 1383).
  2. حیدر فاروق السامرایی، ضیاء جعفر و نقش سیاسی و اقتصادی او در عراق، (لندن - دارالحکمه - 2016).
  3. مسعود بارزانی، بارزانی و کرد خوازی ازگری 1931 - 1958، (دهک - چپخانه - 1998).
  4. بایگانی دایره‌المعارف حزب دموکرات کردستان.
  5. متن تصمیم کمیته عفو عمومی برای اعاده آبروی شهدای انقلاب برزن، مجله رزگاری، شماره 3، 2، چاپ الربیطه، بغداد، 1 فروردین 59.

مقالات مرتبط

شیخ زبیر عبدالله

شیخ زبیر عبدالله، که با نام شیخو زبیر نیز شناخته می‌شود، پیشمرگه و همراه ژنرال بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی بود. او در سال ۱۹۲۵ در روستای رازیان متولد شد. او از مبارزان صفوف انقلاب دوم بارزان و پیشمرگه جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد بود. او در انقلاب سپتامبر شرکت داشت و در سال ۲۰۰۸ درگذشت.

اطلاعات بیشتر

شریف قرطاس الملا شریف

شریف قرطاس الملا، پیشمرگه و همراه ژنرال بارزانی در اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۳۲ در روستای زراره متولد شد. او در انقلاب سپتامبر شرکت داشت و معلم انقلاب بود. او مدال بارزانی را دریافت کرد و در سال ۲۰۱۹ در اربیل درگذشت.

اطلاعات بیشتر

شیخ عمر مام آقا محمد

شیخ عمر مام آقا محمد، پیشمرگ و همراه ژنرال بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۲۷ در روستای بولی متولد شد. او در جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگ شد، در انقلاب سپتامبر شرکت کرد و در سال ۲۰۰۴ درگذشت.

اطلاعات بیشتر

طه یاسین شکور

طه یاسین شکور، پیشمرگه و همراه بارزانی در اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۱۹ در روستای میروز متولد شد. او فرمانده نظامی در صفوف پیشمرگه بود و برای مدت معینی در ستاد بارزانی خدمت کرد. او در ۱۸ سپتامبر ۱۹۹۳ در مجتمع شاخولان درگذشت.

اطلاعات بیشتر

طاها هادو جیجو

طاها هادو جیجو، ​​همچنین معروف به (طاها راشک)، پیشمرگه و همراه بارزانی در اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۸۹۰ در روستای بیروخ متولد شد و در سال ۱۹۸۱ درگذشت.

اطلاعات بیشتر