زندگینامه
جمیل عبدالله حسن در سال ۱۹۲۵ در روستای آودور، شهرستان بارزان، شهرستان مرگسور، استان اربیل متولد شد. آنها دو دختر به نامهای نادیا و هدیه داشتند که هر دو متولد ۱۹۵۸ بودند. در سال ۱۹۷۵، پس از فروپاشی انقلاب سپتامبر، او توسط رژیم بعث به استان دیوانیه در جنوب عراق منتقل شد و سپس در دشتها به سر برد. او در ۳۱ ژوئیه ۱۹۸۳ در جریان عملیات انفال بارزانی توسط دولت عراق در جامعه قوش تپه ناپدید شد.
مبارزه
در ۲۳ مه ۱۹۴۷، او ژنرالمصطفی بارزانی او در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۷ از رودخانه ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، عبور کرد.
پس از ورود به اتحاد جماهیر شوروی، در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷، او و تمام رفقایش در نخجوان آذربایجان، به مدت چهل روز در یک اجتماع باز که توسط گروهی از سربازان با سیم خاردار احاطه شده بود، بازداشت شدند. آنها تحت مراقبت بودند و از نظر غذا، لباس و حمل و نقل مانند اسیران جنگی با آنها رفتار میشد. بعداً با تصمیم دولت شوروی، آنها به مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر آذربایجان تقسیم شدند. در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۷، آنها به یک پایگاه نظامی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند. در همان زمان، توسط برخی از رفقای تحصیل کرده خود، روزانه چهار ساعت زبان کردی به آنها آموزش داده میشد.
جعفر باکیروف پس از بدرفتاری با رفقایش، در ۲۹ اوت ۱۹۴۸ تصمیم گرفت اردوگاه نظامی خود را از جمهوری آذربایجان به جامعه چیرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان، منتقل کند و در آنجا به آموزش نظامی ادامه دهد.
در مارس ۱۹۴۹، او و رفقایش با قطار در روستاهای اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس به دولت پس میدادند) کار کردند.
پس از تلاشهای فراوان و ارسال چندین نامه از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به استالین رسید که در آن بارزانی از رنج رفقایش صحبت کرده بود و او بلافاصله تصمیم گرفت کمیتهای برای بررسی وضعیت رفقای بارزانی تشکیل دهد. در نوامبر ۱۹۵۱، او به ورویسکی، اتحاد جماهیر شوروی نقل مکان کرد.
پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق و بازگشت ژنرالمصطفی بارزانیدر ۲۵ فوریه ۱۹۵۹، به موجب مواد ۳ و ۷، بند (الف) ماده ۱۰ و ماده ۱۱ قانون اصلاحی سال ۱۹۵۹، به او و رفقایش عفو عمومی اعطا شد.
در سال ۱۹۵۸، جمهوری عراق به رهبری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. در ۱۶ آوریل ۱۹۵۹، او به همراه رفقایش با کشتی جورجیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ۱۹۷۵، پس از فروپاشی انقلاب سپتامبر، او به استان دیوانیه در جنوب عراق منتقل شد و بعداً در دشت اربیل مستقر شد. قوشتپه مفقود شده است.
منابع:
- بایگانی هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان
- حمید گردی، خلاصه التاریخ، چاپ اول، (اربیل - انتشارات ارس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ۱۳۸۳).
- رکاری مزویری، زنان روس، تبعید، انفال و نسلکشی، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه مینارا - ۲۰۱۰).
- رکاره مازویری، سربورا تراجیدیایین بارزانیان، چپا یکی، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - 1392).
- شعبانعلی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ۲۰۱۳).
- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، قبیله بارزان بین سالهای ۱۹۳۱-۱۹۹۱، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ) - ۲۰۰۱z).
- عمر حمزه صالح، نسلکشی و جنایات رژیم بعث علیه بارزانیها ۱۹۷۵-۱۹۹۱ از زبان شاهدان و اسناد، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ۲۰۱۷).
- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - ۲۰۱۱).
- مجله هتاو، شماره ۱۵۴، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، ۲۵ فروردین ۱۳۳۸ (۱۵ آوریل ۱۹۵۹).
- در خاطرات فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ۶۲ روز با بارزانی، بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی رفتند، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ۱۹۹۷).
- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب 14 ژوئیه 1958 در عراق، (بغداد - مؤسسه انتشارات دارالرشید - 1979م).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیبخش کرد ۱۹۳۱-۱۹۵۸، (دهوک - چاپخانه خبات - ۱۹۹۸).
- نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، نوشته شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - جشن طلایی حزب دموکرات کردستان - ۱۹۹۶).
