زندگی‌نامه

شکر محمد احمد سال ١٩١٣ در روستای سیلکه از توابع ناحیه شیروان مزن در شهرستان مێرگه‌سور استان اربیل متولد شده است، در ٢١ ژوئن ١٩٣٢ به همراه خانواده‌اش به کشور ترکیه آواره شده، متأهل بوده و دو دختر به نام‌های فهیمه و جمیعا داشته است، در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرده و مدرک انستیتو دریافت کرده است، همان‌جا برای بار دوم زندگی مشترک خود را با نظیرا فاضل آغاز کرده و دو پسر به نام‌های سلیمان و شوکت داشته‌اند. سال ١٩٥٩ پس از بازگشت از اتحاد جماهیر شوروی، شکر محمد به عنوان کارمند در شقلاوه استخدام شده، به زبان‌های کردی و روسی تسلط داشته است. سال ١٩٧٣ در نبرد کوه پیرس زخمی شده، سپس دچار بیماری مهلکی شده و در همان سال درگذشته و در روستای سیلکه به خاک سپرده شده است.  

کارنامه مبارزاتی

شکر محمد احمد، در پاسگاه پلیس بیره کپرا پلیس بوده، در ١٥ اکتبر ١٩٤٣ پاسگاه پلیس روستای بیره کپرا را به انقلابیون تحویل داده و به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوسته است، در ٢٠ اکتبر ١٩٤٣ در تصرف پاسگاه پلیس زیتی شرکت کرده است. در ١٩ اوت ١٩٤٥ به فرمان عرفی نظامی عراق تمام اموال و دارایی‌های منقول و غیرمنقول وی مصادره شده است، در ١١ اکتبر ١٩٤٥ پس از شکست انقلاب دوم بارزان به شرق کردستان می‌رود، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزانی وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگه می‌شود، در جنگ‌های راژان و اشنویه و مهاباد شرکت می‌کند. 

پس از سقوط جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان در جنگ نقده و جنگ اشنویه در شرق کردستان شرکت کرده است.  

در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از راه خواکورک و دشت برازگر به خاک شمال کردستان برای منطقه شیروان و مزوری بازگشته است، پس از بازگشتشان، ژنرال مصطفی بارزانی در ١٥ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با همرزمانش برگزار می‌کند و آنان را در ماندن یا رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی مختار می‌گذارد، در آنجا تمامی همرزمان تصمیم به ادامه راه و حرکت به سوی اتحاد جماهیر شوروی می‌گیرند، در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراه ژنرال مصطفی بارزانی به سوی اتحاد جماهیر شوروی حرکت کرده و در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت کرده و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرده است.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همرزمانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار گرفتند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر خوراک و پوشاک و تردد مانند اسیران جنگی با آن‌ها رفتار شده است. سپس بر اساس تصمیم اتحاد جماهیر شوروی میان مناطق آغدام و لاچین و ایولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه به آن‌ها لباس نظامی داده شد و با سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرین نظامی انجام می‌دادند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، درس آموزش زبان کردی به آن‌ها داده می‌شد.

پس از رفتار بد جعفر باقروف با همرزمان بارزانی، تصمیم گرفته می‌شود کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا به تمرینات نظامی ادامه می‌دهند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت گروه و دسته با قطار میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزرعه‌های کولخوزها (زمین‌هایی که مردم به صورت اجاره‌ای از دولت می‌گرفتند و سپس سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند. 

پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن بارزانی از دردهای همرزمان خود می‌گوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای را برای تحقیق درباره وضعیت همرزمان بارزانی می‌دهد و سرانجام تصمیم کمیته بر این می‌شود که همگی در شهر وریویسکی گرد هم آیند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی می‌رود.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و بر اساس هر دو ماده سوم و هفتم و بند (أ) از ماده دهم و اجرای ماده (١١) با تکیه بر قانون اصلاح شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و همرزمانش مشمول عفو عمومی شدند. 

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس می‌شود، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از راه بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشته است.

سال ١٩٦١ به نیروی پیشمرگه انقلاب ایلول پیوسته است، درجه فرمانده گروهان را در میان نیروی پیشمرگه دریافت کرده است، در جنگ‌های بارزان و دیانا و منطقه دوله‌مریان و مێرگه‌سور شرکت کرده است، سال ١٩٧٣ در جنگ کوه پیرس در منطقه آکری شرکت کرده است. 

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.

  2. صفا جاف، انقلاب ملی و قومی ایلول و هیبت اسعد خوشوی، (اربیل – چاپخانه مناره - 2007ز).

  3. شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - 2013ز).

  4. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - 2002ز).

  5. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین 1931 - 1991، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ – 2001ز).

  6. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په یون - 2011ز).

  7. مجله هتاو، شماره 154، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، 15 آوریل 1959.

  8. در یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، 62 روز با بارزانی رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبری - 1997ز).

  9. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب 14 ژوئیه 1958 در عراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - 1979م).

  10. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد 1931 - 1958، (دهوک - چاپخانه خه‌بات - 1998م).

  11. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد 1931 - 1958، جلد اول، (اربیل - چاپخانه نامشخص - 2012م).

  12. نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - 1996م).