آل شیخ عمر در سال ١٩٠٥ در روستای بیدارونی از توابع ناحیه گورتو در شهرستان میرگهسور استان اربیل به دنیا آمد. پیش از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی ازدواج کرد و همسرش سورمه میرخان نام داشت و پسری به نام احمد داشتند که در سال ١٩٣٤ متولد شد.
سوابق مبارزاتیپس از آنکه بارزانی و همراهانش راهپیمایی خود را آغاز کردند، بارزانی پیشمرگهها را به چندین دسته تقسیم کرد و آل شیخ عمر سرپرست دستهای از همراهان بارزانی به سمت اتحاد جماهیر شوروی بود. پس از عبور از رودخانه ارس، نامبرده در ١٦ ژوئن ١٩٤٧ یکی از کسانی بود که ژنرال مصطفی بارزانی به همراه میرحاج احمد آکرهای، لاوکومسیحی و شیخعمر شانه دری ماموریت داد که نزد نگهبانان مرزی اتحاد جماهیر شوروی بروند تا آنها را بپذیرند.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همراهانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار گرفتند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد با آنها به عنوان اسیر جنگی رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی بین مناطق آغدام، لاچین، آیولاغ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به اردوگاهی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه به آنها لباس نظامی داده شد و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی میدیدند. از آنجا که خود معلم زبان کردی بود، روزانه به مدت چهار ساعت به همراهانش درس زبان کردی میداد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با همراهانش، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به اردوگاه چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به صورت دستهبندی شده با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میپرداختند) کار میکردند.
پس از تلاشهای بسیار و ارسال نامههای متعدد توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی مشکلات همراهان خود را شرح میدهد و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای تحقیق در مورد وضعیت همراهان بارزانی را صادر میکند و در نهایت تصمیم کمیته بر این میشود که همه آنها در شهر وریویسکی گرد هم آیند، بنابراین نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی میرود. آل شیخ عمر در سال ١٩٥٨ در اتحاد جماهیر شوروی درگذشت.
منابع:-
آرشیو موسسه دایرهالمعارف حزب دموکرات کردستان.
- حمید گردی، چکیده تاریخنامه، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - 2004م)، صص 80، 95، 133.
- شعبان علی شعبان، اطلاعاتی سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - 2013م)، ص 37.
- شوکت شیخ یزدین، یوبیل طلایی پیشمرگه، چاپ اول، (پیرمام - چاپخانه خبات - 1996م)، ص 14.
- صالح یوسف صوفی، گاهشماری کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - 2013م)، صص 607، 856.
- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - 2002م)، ص 39.
- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین سالهای 1931 - 1991، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - 2001م)، صص 121، 126-127.
- عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - 2015م)، ص 100.
- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - 2011م)، صص 84، 94-96.
- از یادداشتهای فرمانده شهید حهسو میرخان ژاژوکی، 62 روز همراه با بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه فرهنگ - 1997م)، ص 118.
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد 1931 - 1958، (دهوک - چاپخانه خبات - 1998م)، صص 188، 194-197، 200-201، 205، 457.
- نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - 1996م)، ص 261.


