سال ١٩٤٣ زمانی که ملا مصطفی بارزانی از سلیمانیه به منطقه بارزان بازگشت، به نیروی انقلابیون پیوست و سلاح به دست گرفت، به دلیل لیاقت و شجاعت به مقام سرگروهبان رسید، در نبرد روستای بیستر در دامنه کوه پیران در شهرستان میرگسور و نبرد میدان موریک و نبردهای منطقه بله و بارزان و کوه پیرس در شهرستان آکره شرکت کرد.
در ١١ اکتبر ١٩٤٥ پس از شکست انقلاب دوم بارزان به همراه خانوادهاش به روژهلات کوردستان رفت، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزان وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کوردستان در مهاباد پیشمرگه بود و در نبردهای جبهه سقز، بهویژه نبرد معروف قاراو در سروچاو شرکت کرد، در ٢ فوریه ١٩٤٧ پس از سقوط جمهوری در نبرد نلوس پای راستش به شدت زخمی شد و چشم چپش را نیز از دست داد، به دلیل شدت جراحات نتوانست همراه بارزانی و همرزمانش به اتحاد جماهیر شوروی برود. بنابراین به همراه شیخ احمد بارزانی و خانوادهشان به باشور کوردستان بازگشت، به دلیل اینکه معلول بود توسط حکومت عراق دستگیر نشد. پس از بهبودی زخمهایش به رشته کوه برادوست رفت، تا سال ١٩٥٨ در آن کوهها ماند و به صورت مخفیانه زندگی کرد، برای تهیه غذا و خوراک به روستاهای منطقه میرفت و مردم روستاها نیز به او کمک میکردند و برایش غذا میبردند، زمستانها برای محافظت از سرما و برف در غارها میماند.
سال ١٩٥٨ پس از آنکه بارزانی از اتحاد جماهیر شوروی به عراق بازگشت و انقلاب ایلول آغاز شد، ککو ملا علی به نیروی پیشمرگه انقلاب پیوست و همراه حمدامین میرخان میرگسوری پیشمرگه شد و در نبرد گلی زاویت در منطقه بادینان شرکت کرد، در ٧ فوریه ١٩٦٢ در نبرد مریب در منطقه شیخان در منطقه بادینان شرکت کرد.
پس از آن ملا مصطفی بارزانی به منطقه سوران عبور کرد، ککو ملا علی همراه نیرو به منطقه سوران رفت، در تمام نبردهای منطقه شرکت کرد، سال ١٩٦٢ در منطقه سیدکان در یکی از نبردها به صورت سطحی زخمی شد و سال ١٩٦٣ در نبرد کیلی بنی بیا به شدت زخمی شد و به دلیل شدت جراحتش نتوانست به پیشمرگایتی ادامه دهد، همان به دلیل تأثیر آن زخم به مدت ٣٨ سال زمینگیر شد، همسر و فرزندانش از او پرستاری کردند.
در ١٦ اوت ١٩٩٦ به دلیل آن خدمات که به کورد، کوردستان و راه بارزانی تقدیم کرد، در جوبیلی زرین حزب دموکرات کوردستان از سوی پرزیدنت بارزانی مدال بارزانی دریافت کرد.
منبع:١. آرشیو هیئت دایرهالمعارف حزب دموکرات کوردستان.


