کریم خان کاک احمد، مشهور به (کریمخان گوندژوری)، در سال ١٩٥٧ در روستای گوندژوری از توابع شهرستان چومان، استان اربیل متولد شده است. در دوران کودکی نزد ملای مذهبی دروس دینی خوانده است. سال ١٩٨٠ آواره شرق کردستان شد و در ١٩٩١ پس از راپرین (قیام) به جنوب کردستان بازگشت و در شهر سوران ساکن شد.
در ٢ مه ١٩٧٢ به صفوف حزب دموکرات کردستان پیوست، به دلیل باسواد بودن، در محدوده کمیته منطقه بالک، با نام مستعار «هیوا»، عضو حزب دموکرات کردستان شد و سال بعد با نام مستعار «سنگر» مسئول دستههای تشکیلاتی شد. در ٣ اکتبر وارد نیروی دفاع ملی به فرماندهی ملازم ریاض در گردان کریم آقای رایات شد و هنگام شعلهور شدن دوباره جنگ در ناوپردان، پیشمرگه دفتر نظامی به فرماندهی حمهامین رشک شد، در نوامبر ١٩٧٤ درجه وی به سردسته ارتقا یافت. بعداً به عنوان نویسنده وارد بخش توزیع در انبار شورش شد که مسئولان آن عبارت بودند از شیخ کریم هیرانی، شهید ماموستا سعد عبدالله و ماموستا فتاح باتاسی. در سپتامبر ١٩٧٤ در دره خانقا بر اثر بمباران هوایی به طور سطحی مجروح شد.
پس از شکست انقلاب، در سن هجده سالگی که پدرش در قید حیات نبود و مسئولیت خانه بر عهدهاش بود، به روستای خود بازگشت. در ٢٠ ژانویه ١٩٧٦ برای خدمت سربازی او را به شهرهای موصل و شنگال بردند. در ١ نوامبر ١٩٧٦ مشمول عفو شد و به خانه بازگشت. همان زمان در حین رفت و آمد برای سربازی از طریق ماموستا سعد عبدالله به سمت جنبش سوسیالیست جذب شد. در سال ١٩٧٦ اولین مقر پیشمرگههای قیاده موقت (رهبری موقت حزب دموکرات کردستان) به فرماندهی ملای شیخمحمد، که در داخل مدرسه گوندژور مستقر شده بود، در ١٦ نوامبر ١٩٧٦ مورد حمله بعثیها قرار گرفت و در آن چندین نفر شهید، مجروح و اسیر شدند. او نیز در آن نبرد شرکت داشت.
در تابستان ١٩٧٧ رژیم عراق روستای آنان را نیز سوزاند و اهالی آن را کوچ اجباری داد. آن زمان در داخل تشکیلات مخفی، در روستای خلان و شهر چومان، بهویژه در داخل مدیریت کشاورزی، کار تشکیلاتی حزبی میکرد. در کار تشکیلاتی داخل شهر مسئول کسر (بخش) شماره ٦ دربند در کمیته منطقه بارزین در منطقه بالک شد و سپس وارد تشکیلات مخفی داخل شهر اربیل شد. پس از کار تشکیلاتی مخفی، در سال ١٩٨٠ در منطقه بالک وارد نیروی پیشمرگه حزب سوسیالیست شد و خانوادهاش نیز آواره ایران شدند.
در کوهستان، علاوه بر وظیفه پیشمرگایتی، که فرمانده دسته، فرمانده کسر و جانشین فرمانده منطقه بوده و در چندین نبرد دفاعی شرکت داشته، همزمان کادر اجرایی سازمان وابسته به دفتر سیاسی و مسئول کمیته پذیرش پیشمرگه بوده و مدتی نیز در بخش گمرک کار کرده است. در سال ١٩٨٨ به بخش روابط حزب اعزام شد و جانشین ملا ناصح گومهشینی، مسئول دفتر مرکزی روابط، در شهر سقز شد و سپس به عنوان مسئول بخش روابط در شهر اشنویه تعیین شد. در پاییز ١٩٨٩ به عضویت کنفرانس حزب سوسیالیست کردستان در نوقان درآمد. علاوه بر مسئولیت رسمیاش، پس از انفال و بمباران شیمیایی، در انجمن امدادرسانی کردستان KRA و کمیته عالی آوارگان، به عنوان نماینده حزب در محدوده استان ارومیه، فعالیت کرد. همزمان سرپرستی دو سازمان اردوگاه آوارگان، در محدوده شهرهای نقده، اشنویه و پیرانشهر را بر عهده داشت.
هنگام راپرین (قیام) در ٨ مارس ١٩٩١ خود را به رانیه رساند و در قیام چندین شهر کردستان شرکت داشت. سپس در کار تشکیلاتی حزبی در اربیل به عنوان مسئول تشکیلات کسنزان و توپزاوه تعیین شد و همزمان نماینده حزب در داخل جبهه کردستانی بود. هنگام کوچ (آوارگی) در سوران و چومان ماند. پس از سال ١٩٩٢ عضو کنگره وحدت بود و سپس کادر اجرایی کمیته استان اربیل و مسئول کمیته شهرستان چومان شد.
در ٥ سپتامبر ١٩٩٣ پس از وحدت حزب دموکرات کردستان و حزب وحدت به عضویت هیئت اجرایی شاخه ١٠ حزب دموکرات کردستان تعیین شد. در آن مدت یکی از نقشهای مهمش گردآوری اعضا و کادرهای پیشین سوسیالیست در چارچوب شاخه ١٠ بود که بر وضعیت تشکیلات در آن منطقه تاثیر داشت. همچنین به دلیل اینکه شاخه ١٠ در جغرافیای جنگها قرار گرفته بود، او در آن منطقه همراه با بخشی از یاران شاخه در نبردهای دفاعی شرکت داشت.
در انتخاباتهای داخلی حزب دو بار، در سال ١٩٩٤ و ١٩٩٩، دوباره کادر اجرایی شاخه شد. در آن وظیفه مسئول دفتر اجتماعی، دفتر روشنفکری و رسانه و دفتر سازمانهای تودهای و صنفی بود. پس از راپرین دو بار به عضویت کنگره ١١ و ١٢ حزب انتخاب شده است. هنگام جنگ داخلی در ١٩٩٤-١٩٩٥ سرپرست کمیته منطقه بالک و در ١٩٩٨- ١٩٩٩ سرپرست کمیته منطقه خلیفان بوده است. سال ٢٠١٢ در انتخابات داخلی حزب خود را کاندید نکرد. بعداً از او خواسته شد به کمیته شورای مشاوران رهبری اربیل برود، اما تصمیم به خانهنشینی گرفت.
علاوه بر پیشمرگایتی و کار حزبی و وظیفه اجتماعی، در دوران انقلاب ایلول، برای رادیو کردستان مطلب نوشته است. در دوران سربازی زبان عربی را آموخت و در دوران آوارگی زبان فارسی را فرا گرفت. همچنین علاوه بر چند قطعه شعر و نوشته ادبی، در مجلات و نشریات دوران کوهستان و روزنامههای پس از راپرین مقاله نوشته است. آن زمانی که مسئول دفتر رسانه شاخه بود، همزمان سرپرست رادیوی سوران بود و مدیریت چندین دوره روشنفکری کادرسازی، مانند دوره راپرین، هژار موکریانی، 11 ایلول، 16 اوت، مقداد مدحت بدرخان و... را بر عهده داشت و در برخی از آنها مدرس بود. اکنون نیز کتاب زمستانی توش (زمستان تلخ)، که علاوه بر زندگینامه، تاریخ منطقهای و بازگویی رویدادهای سیاسی دوران ایلول، گولان و راپرین در آن آمده، آماده چاپ است.
بر اساس این سوابق در ١٦ اوت ٢٠١٨ در سالروز تاسیس حزب دموکرات کردستان، جناب رئیس مسعود بارزانی مدال بارزانی نامیر را به وی اعطا کرد.
منبع١- کریمخان گوندژوری، زمستانی توش (زمستان تلخ)، چاپ نشده، ٢٠١٨.
٢- کریمخان گوندژوری، مصاحبه، دانشنامه حزب دموکرات کردستان، سوران: ٢٠٢٦. www.partipedia.org


