نبی حسن عبدالله معروف به نبی سر آهن، در سال ١٩٢١ در روستای خلان، از توابع ناحیه مزنه - شهرستان مێرگەسور در استان اربیل متولد شده است.
کارنامه مبارزاتیدر سال ١٩٤٣ و پس از بازگشت ملا مصطفی بارزانی از سلیمانیه به منطقه بارزان و آغاز انقلاب دوم بارزان، به صفوف لشکر انقلابی پیوست و در نبردهای تصرف پاسگاههای پلیس در منطقه بارزان شرکت کرد. سال ١٩٤٥ و پس از شکست انقلاب دوم بارزان (١٩٤٣- ١٩٤٥)، همراه با جنگجویان و خانوادههای بارزانی به کردستان شرقی (ایران) آواره شد و پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد در ابتدای سال ١٩٤٦، در نیروی بارزان به پیشمرگه جمهوری تبدیل شد و پس از سقوط جمهوری دموکراتیک کردستان در ماه دسامبر سال ١٩٤٦، همراه با لشکر انقلابی بارزان به فرماندهی ژنرال مصطفی بارزانی، پس از چندین نبرد و دلاوری در برابر ارتش شاهنشاهی ایران، از منطقه نازدارداغ در نقطه مرزی ایران، عراق و ترکیه به کردستان جنوبی بازگشت و در صفوف لشکر در منطقه ایل مزوری مستقر شد.
در تاریخ ٦ مه سال ١٩٤٧ و پس از تصمیم تاریخی ژنرال مصطفی بارزانی در جلسه ارگوش، مبنی بر عدم تسلیم شدن در برابر حکومت عراق و حرکت به سوی اتحاد شوروی، همراه با لشکر انقلابی بارزان با بیش از پانصد جنگجو و به رهبری ژنرال مصطفی بارزانی تصمیم به رفتن گرفت و به یکی از همراهان بارزانی به اتحاد شوروی تبدیل شد. در طول ٢٨ روز راهپیمایی مداوم در میان سختیها و طبیعت مسیر و رویارویی نظامی با ارتش سه کشور عراق، ترکیه و ایران و پس از موفقیت در نبرد مشهور دشت شوت و عبور از پل قزلداغ ماکو، سرانجام در تاریخ ١٨ ژوئن همراه با جنگجویان بارزانی از رود ارس و مرز اتحاد شوروی عبور کرد.
پس از عبور از مرز، توسط شورویها همراه با تمامی جنگجویان بارزانی به عنوان اسیر جنگی به شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان منتقل شد. پس از آنکه مسکو تصمیم گرفت بارزانیها را به عنوان پناهنده بپذیرد و پس از توافق ژنرال مصطفی بارزانی و جعفر باقروف رئیسجمهور آذربایجان، همراه با تمامی جنگجویان بارزانی به پادگانی در کنار دریای خزر در نزدیکی باکو پایتخت آذربایجان منتقل شد و توسط افسران آذربایجانی تحت آموزشهای فشرده نظامی قرار گرفت و همانجا نیز دروس یادگیری نوشتن و خواندن زبان کردی توسط افسران کرد به آنها تدریس شد.
پس از تیره شدن روابط بین ژنرال مصطفی بارزانی و جعفر باقروف و آشکار شدن نیت بد و بدگمانی باقروف نسبت به بارزانیها، همراه با تمامی جنگجویان بارزانی در تاریخ ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به منطقه چرچوک در جمهوری ازبکستان منتقل شد و در آنجا نیز برای بار دوم به شکل موقت تحت آموزش نظامی قرار گرفت.
در ماه مارس سال ١٩٤٩ پس از توطئههای باقروف و بریا معاون استالین، جنگجویان بارزانی از یکدیگر جدا شدند و با قطار گروهگروه در روستاها و مزارع کلخوز و تعاونیهای جمهوری ازبکستان پخش شدند و برای تأمین معاش زندگیشان همانند اسیران آلمانی به بیگاری و کار سخت روزانه واداشته شدند.
پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال مصطفی بارزانی به کاخ کرملین و مقامات اتحاد شوروی، سرانجام نامهای از بارزانی به دست استالین رهبر اتحاد شوروی رسید. پس از رسیدن نامه بارزانی، توسط استالین دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت بارزانیها صادر شد و سرانجام برای یک بار دیگر و در سال ١٩٥١ تمامی بارزانیها در کنار هم جمع شدند و در شهر وریفسکی در کنار دریای سیاه در جنوب روسیه امروزی اسکان داده شدند.
پس از ١١ سال ماندن در اتحاد شوروی، سال ١٩٥٨ رژیم پادشاهی در عراق سقوط کرد و سیستم اداره کشور به جمهوری به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد و قدرت عراق را به دست گرفتند، با به قدرت رسیدن جمهوریخواهان راه بازگشت بارزانیها از اتحاد شوروی باز شد و در تاریخ ١٦ آوریل ١٩٥٩ همراه با تمامی جنگجویان بارزانی با کشتی گرجستان و از طریق بندر شهر بصره به کردستان جنوبی بازگشت.
سال ١٩٦١ و پس از تیره شدن روابط میان بارزانی و عبدالکریم قاسم و خلف وعده حکومت در قبال قولهایی که به کردها داده بود، انقلاب ملت کرد شعلهور شد و نبی حسن عبدالله به صفوف نیروی پیشمرگه پیوست و در نبردها شرکت کرد و در نبرد پل حافیز در ١٣ مه ١٩٦٢ شهید شد.
منابع:١-مجله صدای پیشمرگه، شماره ١٢٤، ژوئیه ٢٠٠٨، آغاز شعلهور شدن انقلاب بزرگ ایلول و چند یادداشت، بخش دوم به تهیه ولی زبیر هوستانی، ص ٢٩-٣٠.
٢-مجله پیام ایلول، شماره ٢١، ژوئیه ٢٠١١، گفتگوی ویژه با مبارز و پیشکسوت انقلابهای بارزان و جمهوری مهاباد و انقلاب ایلول و گلان (احمد مصطفی کانیلنجی)، مصاحبه: خوشاوی علی باپیر، ص ٣١.
٣-مجله پیام ایلول، شماره ٢٢، اکتبر ٢٠١١، محمدامین میرخان مرگه سوری مبارز انقلابهای بارزان و مدافع مهاباد و قهرمان مسیر به سوی روسیه، فرمانده انقلاب بزرگ ایلول، ص ٣.
٤-شوکت شیخ یزدین، یوبیل طلایی پیشمرگه، (پیرمام - چاپخانه خبات - ١٩٩٦م)، ص ٣٨.


