زندگی‌نامه

 عبدالرحمن یحیی عبدالرحمن، سال ١٩٣٠ در روستای بیێ وابسته به ناحیه شیروان مزن در شهرستان مێرگه‌سور استان اربیل متولد شده است. 

کارنامه مبارزاتی

در ٢٢ ماه مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سمت اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در جنگ گلی کوتول (قطور) و جنگ پل ماکو شرکت نمود و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمام همراهانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، مستقر شدند و توسط گروهی از سربازان از آنها محافظت می‌شد و از نظر غذا، پوشاک و تردد مانند اسیران جنگی با آنان رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی در مناطق آق‌دام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان توزیع شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آنها داده شد و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در همان زمان روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همراهانشان که سواد داشتند، دروس یادگیری زبان کردی به آنها آموزش داده می‌شد.

پس از بدرفتاری جعفر باقروف با همراهان بارزانی، تصمیم گرفته شد که کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند. 

در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به صورت گروه و دسته با قطار در روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و بعداً سهم دولت را پرداخت می‌کردند) کار می‌کردند. 

پس از تلاش زیاد و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن بارزانی از مشکلات همراهان خود می‌گوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همراهان بارزانی را صادر می‌کند و سرانجام تصمیم کمیته بر این می‌شود که همه آنها در شهر وریویسکی جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی می‌رود.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تاسیس می‌شود، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همراهانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.

سال ١٩٦١ به نیروهای پیشمرگه انقلاب ایلول پیوست و در جنگ‌ها شرکت کرد.

منابع:

١- حامد گوهری، مدالیای بارزانی بالاترین جایزه قدردانی، جلد اول، (اربیل- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥ز).

٢- حمید گردی، پوخته‌ی مێژوونامه‌ (خلاصه تاریخ‌نامه)، چاپ اول، (اربیل- سازمان چاپ و نشر آراس- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٤ز).

٣- شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل- چاپخانه روژهه لات- ٢٠١٣ز).

٤- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٢ز).

٥- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیرت بارزان بین ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه وزارت فرهنگ- ٢٠٠١ز).

٦- عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل- انتشارات آکادمی کردی- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥ز).

٧- کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه- چاپخانه په یوند- ٢٠١١ز).

٨- در یادداشت فرمانده شهید حاسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه روشنبیری- ١٩٩٧ز).

٩- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثوره‌ ١٤ تموز ١٩٥٨ فی العراق، (بغداد- دار الرشید للنشر- ١٩٧٩م).

١٠- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک- چاپخانه خبات- ١٩٩٨ز). 

١١- نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، م. شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام- یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان- ١٩٩٦ز).

١٢- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.