زندگی‌نامه

حسین سلیمان ملو، معروف به حسین بازی، در سال ١٩٢٧ در روستای بازی، از توابع ناحیه بارزان در شهرستان مرگەسور در استان اربیل به دنیا آمد. وی در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرد و مدرک کشاورزی گرفت. او به زبان‌های کردی، عربی و روسی تسلط داشت و در ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در عملیات انفال بارزانی‌ها، توسط حکومت عراق در مجتمع قوشتپه ناپدید شد.

کارنامه مبارزاتی

وی در سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در نبردها شرکت کرد. در ١٩ اوت ١٩٤٥ به حکم دادگاه عرفی نظامی عراق، تمام اموال منقول و غیرمنقول او مصادره شد. پس از شکست انقلاب دوم بارزان در همان سال، در ١١ اکتبر به شرق کردستان رفت.

 در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزانی وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد خدمت پیشمرگه‌گی کرد. در ٢٩ آوریل ١٩٤٦ در جنگ سقز و نبردهای قروه، حسن‌قلعه، دشت سندس، گیلاس و مرگور شرکت کرد. او از جمله پیشمرگه‌هایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با همرزمانش برگزار کرد و آنها را در ماندن یا رفتن به اتحاد جماهیر شوروی آزاد گذاشت. در آنجا همه همرزمانش تصمیم به ادامه مسیر و رفتن به اتحاد جماهیر شوروی گرفتند. در ٢٣ مه ١٩٤٧، او همراه ژنرال مصطفی بارزانی به سوی اتحاد جماهیر شوروی رفت و در نبرد گلی قطور و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی‌ها و رنج‌های بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سمت شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه همه همرزمانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود نگهداری شدند. گروهی از سربازان از آنها محافظت می‌کردند و از نظر غذا، پوشاک و تردد، با آنها مانند اسیران جنگی رفتار می‌شد. سپس طبق تصمیم حکومت شوروی، آنها در مناطق آق‌دام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به یک پادگان در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه به آنها لباس نظامی داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان، روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در همان زمان، روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که باسواد بودند، به آنها آموزش زبان کردی داده می‌شد.

پس از رفتارهای بد جعفر باقروف با همرزمانش، تصمیم گرفته شد که کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا به تمرینات نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت دسته‌جمعی با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمین‌هایی که مردم به صورت اجاره‌ای از دولت می‌گرفتند و سپس سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند.

پس از تلاش‌های بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن  بارزانی از دردهای همرزمانش سخن می‌گوید و او نیز بی‌درنگ دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را صادر می‌کند و در نهایت تصمیم کمیته این می‌شود که همه آنها در شهر وریویسکی جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی می‌رود.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و بر اساس مواد سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و اعمال ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و همرزمانش مشمول عفو عمومی شدند.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد و نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. 

 سال ١٩٦١ در انقلاب ایلول مشارکت کرد و پیشمرگه بود، سال ١٩٧٠ در نبردهای سری آکره و پیرسی شرکت کرد، سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول، توسط حکومت عراق به جنوب عراق تبعید شد.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دائره‌المعارف حزب دموکرات کردستان.
  2. حکومت اقلیم کردستان، وزارت برنامه‌ریزی، واحدهای اداری استان‌های اقلیم کردستان و تعداد خانواده‌ها و جمعیت، اربیل، ٢٠٠٩ م.
  3. حمید گردی، پوخته‌ی مێژوونامه‌ (خلاصه تاریخ‌نامه)، چاپ اول، (اربیل - موسسه چاپ و نشر آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤ م).
  4. حیدر فاروق السامرائی، ضیاء جعفر و دوره‌ السیاسی و الاقتصادی فی العراق، (لندن – دارالحکمه - ٢٠١٦ م).
  5. ریکاری مزوری، ژنێن رۆس و ڕاگواستن و ئه‌نفال و کۆمه‌ڵکوژی (زنان روس و جابجایی و انفال و نسل‌کشی)، چاپ اول، (اربیل – چاپخانه مناره - ٢٠١٠ م).
  6. ریکاری مزوری، سه‌ربۆرا تراژیدیایێن بارزانییان (ماجرای تراژدی‌های بارزانی‌ها)، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٣ م).
  7. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢ م).
  8. عمر حمزه صالح، نسل‌کشی و جنایات رژیم بعث علیه بارزانی‌ها ١٩٧٥-١٩٩١ به روایت شاهدان و اسناد، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٧ م).
  9. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پهیوند - ٢٠١١ م).
  10. در یادداشت فرمانده شهید حه‌سو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیر - ١٩٩٧ م).
  11. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهایی‌بخش کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خه‌بات - ١٩٩٨ م).