زندگی‌نامه

در سال ١٩٢٠ در روستای تیل وابسته به ناحیه بارزان در شهرستان مێرگەسور در استان اربیل متولد شد. او در اتحاد جماهیر شوروی با تامارا عباس ازدواج کرد و صاحب دختری به نام زینب شدند که در سال ١٩٥٧ متولد شد. از ١٢ ژوئن ١٩٦٣ تا ٢٠ دسامبر ١٩٦٣ تامارا عباس به همراه دو فرزندش در اربیل توسط دولت عراق به اتهام اینکه همسرش همراه مصطفی بارزانی بوده و پیشمرگه بوده، بازداشت شده و سپس در محله سیداوه سکونت داده شد و تحت نظارت قرار گرفت. در سال ١٩٦٥ به اتحاد جماهیر شوروی بازگشت و در سال ١٩٨٨ در مجتمع قوشتپه اربیل درگذشت.

سابقه مبارزاتی

در ٢٣ مه ١٩٤٧، همراه ژنرال مصطفی بارزانی شده و به سوی اتحاد جماهیر شوروی رفت. او در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی زیاد، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همراهانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود نگهداری شدند. گروهی از سربازان از آن‌ها مراقبت می‌کردند و از نظر غذا، پوشاک و تردد، با آن‌ها مانند اسرای جنگی رفتار می‌شد. سپس بنا به تصمیم دولت شوروی، میان مناطق آغدام، لاچین، آیولاغ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به اردوگاهی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه، لباس نظامی به آن‌ها داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان، روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در عین حال، روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همراهانشان که سواد داشتند، به آن‌ها زبان کردی آموزش داده می‌شد.

پس از رفتار بد جعفر باقروف با همراهان، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩، به همراه همراهانش به صورت دسته‌ها و گروه‌ها با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کولخوزها (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و بعداً سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند.

پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی مشکلات همراهان خود را شرح داده بود. او بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای را برای بررسی وضعیت همراهان بارزانی صادر کرد و در نهایت تصمیم کمیته بر این شد که همه آن‌ها در شهر وریویسکی جمع شوند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی رفت.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و اجرای ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح‌شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و همراهانش مشمول عفو عمومی شدند.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست جمهوری عبدالکریم قاسم تأسیس شد. نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همراهانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. سال ١٩٦٣ در انقلاب ایلول شرکت کرد.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.

  2. حمید گردی، چکیده تاریخ‌نامه، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش - ٢٠٠٤م).
  3. ریکار مزوری، زنان روس و جابجایی و انفال و نسل‌کشی، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه مناره - ٢٠١٠م).
  4. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان میان ١٩٣١-١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).
  5. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - ٢٠١١م).
  6. مجله هتاو، شماره ١٥٤، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، ١٥ آوریل ١٩٥٩.
  7. در یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧م).
  8. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ في العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).
  9. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
  10. نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).
  11. آ.د.آ، پرونده شماره AI-10، لیست همراهان مصطفی بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی، سند توسط سگوان هالو ارائه شده است، ٢٠١٦م.
  12.