سال ١٩٣٠ در روستای سیلکی از توابع ناحیه شیروان مزن در شهرستان ميرگهسور در استان اربیل متولد شده است، در تاریخ ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در عملیات انفال بارزانیها توسط دولت عراق در مجتمع حریر، پسرش به نام جوهَر جوهَر حسین (١٩٦٣ - ١٩٨٣) ناپدید شده است. جوهَر حسین سال ١٩٦٣ در جنگ کوه متین شهید شده است.
کارنامه مبارزاتیپس از شعلهور شدن انقلاب دوم بارزان در سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب پیوسته است، به همین دلیل در ١٩ اوت ١٩٤٥ به دستور دادگاه عرفی نظامی، تمام املاک و داراییهای منقول و غیرمنقول وی مصادره شد.
در ١١ اکتبر ١٩٤٥ و پس از شکست انقلاب دوم بارزان، همراه با مصطفی بارزانی و یارانش به شرق کردستان عبور کردند. پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در چارچوب نیروی بارزان از جمهوری دفاع کرده است.
پس از سقوط جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان، در جنگ جبهه سقز در شرق کردستان شرکت کرده است، همچنین از آن دسته پیشمرگههایی بوده که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشته است.
پس از بازگشتشان، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسهای با یارانش برگزار میکند و آنها را در انتخاب ماندن یا رفتن به اتحاد شوروی آزاد میگذارد، در آنجا تمامی یارانش تصمیم به ادامه دادن و رفتن به سوی اتحاد شوروی میگیرند، در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراهی ژنرال مصطفی بارزانی را کرده است به سوی اتحاد شوروی و در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت کرده و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ در رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرده است.
پس از رسیدنشان به اتحاد شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ همراه با تمام یارانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع سرگشاده که با سیم خاردار محصور شده بود، جای داده شدند و توسط گروهی سرباز از آنها نگهبانی میشد و از لحاظ خوراک و پوشاک و رفت و آمد همانند اسیران جنگی با آنها رفتار شده است. سپس بنا بر تصمیم دولت شوروی بر مناطق آقدام و لاچین و آیولاغ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به سربازخانهای در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آنها داده شد و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، دروس یادگیری زبان کردی به آنها آموخته میشد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با یارانش، تصمیم گرفته میشود کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان منتقل شود به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه میدهند.
در مارس ١٩٤٩ همراه با یارانش به صورت دسته و گروه با قطار بر روی روستاهای اشتراکی اتحاد شوروی تقسیم شدند و در مزرعههای کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میدادند) کار میکردند.
پس از تلاش بسیار و فرستادن چندین نامه توسط ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از دردهای یاران خود میگوید و او نیز بلافاصله تصمیم به تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت یاران بارزانی میگیرد و سرانجام تصمیم کمیته بر این میشود که همه آنها در شهر وریویسکی جمع شوند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی میرود.
پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) در ماده دهم و کاربست ماده (١١) با تکیه بر قانون اصلاحشده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، خود و یارانش مشمول عفو عمومی شدهاند.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس میشود، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ همراه با یارانش با کشتی گروزیا از راه بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشته است.
سال ١٩٦١ شرکت در انقلاب ایلول کرده است و سرگرد بوده و در جنگهای آن شرکت کرده، سال ١٩٦٣ در جنگ کوه متین شهید شده است.
منابع:آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان


