زندگی‌نامه

آل علی آل عثمان، در روستای هوندکای وابسته به بخش مِیرگه‌سور از توابع استان اربیل متولد شده است. دو بار ازدواج کرد، ازدواج اول در کردستان با سالحا محمد شیرو بود و پسری به نام سعید داشتند، بار دوم در اتحاد جماهیر شوروی با مومین احمد اسماعیل ازدواج کرد و دو پسر و دو دختر به نام‌های نادر ١٩٥٦، عبدالله ١٩٦٠، گلناز ١٩٥١، گل‌سرا ١٩٥٤ داشتند و همسرش از تاتارهای شبه‌جزیره کریمه در جمهوری اوکراین بود. در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرد و در ١٥ فوریه ١٩٥٤ در دانشگاه تاشکند پذیرفته شد، در ٢٩ مارس ١٩٥٩ توانست مدرک دیپلم عالی دریافت کند، نامبرده پس از بازگشت از اتحاد جماهیر شوروی معلم شد.

کارنامه مبارزاتی

آلو علی آلو پیش از آنکه به انقلاب دوم بارزان بپیوندد، در ارتش عراق سرباز بود، اما از خدمت سربازی فرار کرد. سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست، به همین دلیل در ١٩ اوت ١٩٤٥ به فرمان دادگاه عرفی نظامی، تمام اموال و دارایی‌هایش مصادره شد.

در ١١ اکتبر ١٩٤٥ پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به کردستان ایران (شرق کردستان) رفت، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزان وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان خدمت پیشمرگگی کرد و در جنگ‌های جبهه سقز شرکت داشت. در ١٥ آوریل ١٩٤٧ به همراه شیخ احمد بارزانی از رودخانه گادر عبور کرد و به کردستان عراق بازگشت، در ١٩ آوریل ١٩٤٧ تصمیم گرفت زیر فرماندهی ژنرال مصطفی بارزانی به مقاومت ادامه دهد. در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراه بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی بود و در آن زمان سرگروه بود.

در تاریخ ١٦ ژوئن ١٩٤٧ نامبرده یکی از کسانی بود که ژنرال مصطفی بارزانی به همراه میرحاج احمد طاهر آکره‌ای (١٩١١-١٩٨٨)، لاوکوه مسیح و شیخومر شانه‌دری ماموریت داد که نزد مرزبانان اتحاد جماهیر شوروی بروند تا به آنان اجازه دهند وارد خاک اتحاد جماهیر شوروی شوند. در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کردند.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمام همراهانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد مانند اسیران جنگی با آن‌ها رفتار شد. سپس به تصمیم دولت شوروی بین مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی دریافت کردند و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در همان حال، چون خودش معلم زبان کردی بود، روزانه به مدت چهار ساعت به همراهانش زبان کردی تدریس می‌کرد.

پس از بدرفتاری جعفر باقر‌اف با همراهانش، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا به آموزش نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به صورت گروهی و دسته‌جمعی با قطار بین روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهم دولت را می‌پرداختند) کار می‌کردند.

پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه از سوی ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن بارزانی مشکلات همراهان خود را شرح می‌دهد و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای تحقیق در مورد وضعیت همراهان بارزانی می‌دهد و در نهایت تصمیم کمیته این می‌شود که همه آن‌ها در شهر وریویسکی جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی می‌رود.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تاسیس می‌شود، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همراهانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب عراق به کردستان بازگشت.

پس از آغاز انقلاب ایلول به عنوان توپچی و در عین حال به عنوان معلم پیشمرگه‌های انقلاب فعالیت داشت، سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول توسط دولت عراق به جنوب عراق تبعید شد و در استان دیوانیه ساکن شد و سال ١٩٨٢ به مجتمع قوشتپه منتقل شد. در تاریخ ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در فرآیند انفال بارزانی‌ها، توسط دولت عراق در مجتمع قوشتپه به همراه سه تن از پسرانش به نام‌های سعید (١٩٤٨-١٩٨٣)، عبدالله (١٩٦٠-١٩٨٣) و نادر (١٩٥٥-١٩٨٣) مفقودالاثر شدند.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.
  2. حمید گردی، چکیده تاریخ‌نامه، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤ ز).
  3. حیدر فاروق السامرایی، ضیاء جعفر و دوره‌ السیاسی و الاقتصادي فی العراق، (لندن – دارالحکمه - ٢٠١٦ م).
  4. ریکار مزوری، ژنێن رۆس و ڕاگواستن و ئەنفال و کۆمه‌لکوژی، چاپ اول، (اربیل – چاپخانه مناره - ٢٠١٠ ز).
  5. ریکار مزوری، سه‌ربۆرا تراژیدیایێن بارزانییان، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٣ ز).
  6. شعبان علی شعبان، هه‌ندێك زانیاری سیاسی و مێژووی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژههه‌لات - ٢٠١٣ ز).
  7. شوکت شیخ یزدین، یوبیلی زێڕینی پێشمه‌رگه‌، چاپ اول، (پیرمام - چاپخانه خه‌بات - ١٩٩٦ ز).
  8. صالح یوسف صوفی، کرۆنۆلۆژیا کوردستانێ و جیهانێ، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣ ز).
  9. صالح یوسف صوفی، کرۆنۆلۆژیا کوردستانێ و جیهانێ، چاپ اول، جلد سوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣ ز).
  10. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢ ز).
  11. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره‌تی بارزان له‌ نێوان ١٩٣١-١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ – ٢٠٠١ ز).
  12. عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٥م).
  13. عمر حمزه صالح، نسل‌کشی و جنایات رژیم بعث علیه بارزانی‌ها ١٩٧٥- ١٩٩١ از زبان شاهدان و اسناد، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٧م).
  14. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په یونذ - ٢٠١١م).
  15. در یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧م).
  16. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
  17.