عملیات‌های پارتیزانی نیروی پیشمرگ کوردستان دارای انواع و شیوه‌های گوناگونی بود، بنا بر فراهم بودن شرایط جغرافیایی و وضعیت نیروی پیشمرگ، یکی از انواع عملیات‌ها نهادن کمین در مسیرها و جاده‌هایی بود که نیروهای نظامی و امنیتی حکومت برای انجام وظایف محوله در آن تردد می‌کردند، بخشی از این وظایف حملات نظامی به پیشمرگان و روستاها و دهکده‌های کوردستان بود، روشن است که برای مقابله با این نیروها از سوی پیشمرگان، ایجاد کمین گزینه‌ای مناسب بود، چنان‌که در اشاره آمده است، چندین عملیات پیشمرگانه از این نوع دیده می‌شود و زیان‌های بسیاری به نیروهای عراقی وارد آورده است.     

 نیرویی بیست نفره از پیشمرگان به فرماندهی زَرَوان در منطقه بامارنی در استان بادینان در گشت‌زنی بودند، در ١١ فوریه ١٩٨٨، زمانی که به روستای دهی رسیدند پس از استراحتی کوتاه جلسه گرفتند، در آن جلسه چگونگی انجام یک عملیات پیشمرگانه را بررسی کردند، تصمیم گرفتند که کمینی در جایی برای نیروهای رژیم بعث بگمارند، پس از نگاهی سریع، نزدیکی روستای بربانکی در جاده میان بامارنی و سکرینی به عنوان مکانی مناسب تشخیص داده شد، هدف از آن عملیات از یک سو وارد کردن زیانی بزرگ به نیروهایی بود که در آن جاده تردد می‌کردند و از سوی دیگر ثابت کردن حضور نیروی پیشمرگ در منطقه و انداختن ترس و دلهره‌ای بیشتر به صفوف رژیم بعث بود، نیروی پیشمرگ شبانه به بامارنی رفتند و تا ساعت ٤ صبح ماندند، سپس به سوی محل کمین حرکت کردند، پس از پیمودن راه به مدت ٢ ساعت، نزدیک ساعت ٦ صبح ١٢ فوریه ١٩٨٨ به محل مورد نظر رسیدند، بر سر جاده با نقشه‌ای دقیق در نقاط تعیین‌شده مستقر شدند و در کمین نشستند تا با آمدن نیروهای حکومتی به یکباره بر آن‌ها یورش ببرند و به آن‌ها ضربه بزنند، تا برای نیروهای حکومتی نیز ثابت کنند که انقلاب نیرومند است و هر زمان و در هر کجا که باشد می‌تواند ضربه‌ای بزرگ بر آن‌ها وارد کند.

  پس از آنکه به مدت سه ساعت در انتظار آمدن نیروهای ارتش عراق بودند، به طور مشخص در ساعت ٩ پیش از ظهر یک خودروی نیروهای امنیتی بعث از جاده عبور کرد و ٨ جاسوس در آن بودند، پیشمرگانی که از دور آن‌ها را دیدند آماده شدند و لوله سلاح‌های خود را به سمت آن خودروی نظامی نشانه رفتند، به محض آنکه به محل کمین رسید از همه طرف بر آن‌ها هجوم بردند و زیر رگبار گرفتند، با سلاح‌های کلاشینکف، بی‌کیسی و آرپی‌جی به مدت ١٦ دقیقه در یک درگیری مداوم بدون آنکه به نیروی حکومت مجال دهند که بتوانند حتی از خود دفاع کنند، بلکه در آن مدت کوتاه آن‌ها را به سکوت واداشتند، از آن ٨ جاسوس چهار نفرشان کشته شدند و چهار نفر دیگر اسیر گشتند، که دو نفر از آن‌ها زخمی بودند و دو نفر دیگر هیچ آسیبی ندیده و سالم بودند، عملیات در مدت کمی به پایان رسید، تمامی سلاح‌هایشان ضبط شد، که عبارت بود از ٧ کلاشینکف و یک آرپی‌جی، سپس زمانی که درگیری پایان یافت و پیشمرگ به پیروزی رسید و به هدف خود دست یافت بدون آنکه هیچ آسیبی ببینند، دیگر ماندن پیشمرگ در آن مکان هیچ سودی نداشت، بلکه لازم بود که محل را زود ترک کنند و خود را به مناطق آزادشده برسانند همراه با انتقال اسرا و غنایم، تصمیم به عقب‌نشینی گرفتند و محل را ترک کردند.

منابع:

١- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهایی‌بخش کورد، جلد چهارم، ١٩٧٥-١٩٩٠ انقلاب گولان، بخش دوم، چاپ اول، انتشارات روکسانا، ٢٠٢١.

٢- محمد مراد، خباتا چیا (مبارزه کوهستان)، خاطرات و سرگذشت‌های انقلاب گولان میان سال‌های (١٧٦-١٩٨٩)، چاپخانه کوردستان – زاخو، ٢٠٠٧.