یاسین جوهر مامل که با نام (یاسین بروخی) شناخته می‌شود. در سال 1925 در روستای بروخی از توابع استان حکاری در کردستان ترکیه متولد شده است. زمانی که پدرش درگذشت، او کودک بود. در سال 1941 به همراه مادر و برادرش به دلیل سختی شرایط زندگی به کردستان ایران رفتند. در سال 1944 به روستای مزنه در منطقه مرگه‌سور بازگشتند. در سال 1945 دوباره به کردستان ایران مهاجرت کردند و در روستای نار در منطقه مرگور سکونت گزیدند. در سال 1975 برای سومین بار به کشور ایران مهاجرت کرد و در روستای جلدیان در کردستان ایران ساکن شد. سپس برای مجتمع نلیوان در اشنویه منتقل شد و از آنجا به مجتمع ربط در سردشت و سپس به شهر کرمان منتقل گردید. در سال 1979 به بخش مرگور در استان ارومیه بازگشت و در آنجا ساکن شد. در سال 1991 پس از قیام و خیزش مردمی کردستان عراق، بازگشت و در شهرک بحرکه و سپس در پیرمام سکونت گزید. در سال 1993 بازنشسته شد.

 

در سال 1946 با نیروی بارزان ارتباط برقرار کرد و در ارتش جمهوری کردستان پیشمرگه شد. در جنگ میلقرنی شرکت کرد. پس از سقوط جمهوری کردستان در جبهه جنگ نلوس شرکت داشت. در سال 1947 به کردستان عراق بازگشت و برای مدتی در شهرک دیانا بازداشت شد. سپس او را به شهر موصل فرستادند و به مدت دو سال زندانی شد. پس از آزادی به شهرک دیبگه در استان اربیل تبعید شد و به مدت دو سال در آنجا به کارگری پرداخت. سپس سرباز شد و پس از بیست و پنج روز از خدمت سربازی فرار کرد و به روستای قوشتپه و سپس به بستانه رفت و نزد علی محمود آقای دیزه‌یی ماند.

 

یاسین بروخی در سال 1953 از روستای بستان به روستای بروخ در مرز کردستان ترکیه رفت. در سال 1955 توسط حکومت ترکیه بازداشت شد و به مدت دو سال او را به خدمت سربازی واداشتند و در سال 1957 خدمت سربازی را به پایان رساند. در سال 1959 پس از بازگشت بارزانی و یارانش از اتحاد جماهیر شوروی، به روستای زرگت در منطقه شیروان بزرگ بازگشت. با آغاز انقلاب ایلول در سال 1961 با نیروهای پیشمرگه انقلاب ایلول ارتباط برقرار کرد و پیشمرگه شد و در جنگ زنته و جنگ سه‌ری پیریس و جنگ زباریان شرکت کرد و در آن جنگ مجروح شد.

 

در سال 1962 به منطقه سوران وارد شد و در سال 1963 زمانی که ارتش عراق به منطقه بارزان حمله کرد، دوباره به بخش بارزان بازگشت و در جنگ سه‌ری پیریس و جنگ سه‌ری آکره شرکت کرد و مجروح شد. در همان سال به منطقه سوران بازگشت و با هادی هسکو در سنگه‌سر همراه بود. پس از شهادت هادی هسکو، وی در سال 1966 نزد حاجی بروخی رفت و در آنجا فرمانده گروهان شد و در جنگ روستای سرچیا شرکت کرد.

 

پس از پیمان 11 مارس سال 1970 نگهبان مرزی در کانی سماق در ناحیه گلاله شد. در سال 1974 پس از آغاز حملات رژیم عراق به نیروهای پیشمرگه انقلاب ایلول، در جنگ کوه گورز مجروح شد.

 

در 16 اوت 1996 در 50 امین سالگرد تأسیس حزب دموکرات کردستان، به پاس خدماتش، از سوی رئیس مسعود بارزانی مدال بارزانی جاویدان را دریافت کرد.

 

منبع:

1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان